تصویری زیبا از مرگبارترین اثر آیرودینامیکی هواپیما

این تصویر زیبا که از یکی از هواپیماهای پهن‌پیکر خطوط هوایی بریتیش‌ایرلانز در شهر لندن گرفته شده، الگوی این گردباد پیچشی را به شکل طبیعی نمایش میدهد، جایی که هواپیما از ابرهای کم‌ارتفاع عبور کرده و گردباد برجامانده از عبور هواپیما با تغییر شکل ابر، باعث نمایان شدن الگوی آن شده است

مهندسان هوافضا به ندرت می‌توانند چنین پدیده‌هایی را در شرایط طبیعی مشاهده کنند؛ به همین دلیل یا در تونل باد و با استفاده از روغن، دود یا مواد رنگی این شرایط را شبیه‌سازی می‌کنند و یا با استفاده از گلوله‌های دودزا و منور در پرواز هواپیماهای نظامی، محیط غیرشفافی را فراهم می‌کنند که هواپیما از میان آن عبور کرده و الگوهای آیرودینامیکی آشکار شوند

قدرت این گردباد پیچشی بسیار زیاد است و به همین دلیل، رعایت فاصله ایمنی از هواپیماهای در حال پرواز یکی از مهم‌ترین نکاتی است که خلبانان و همچنین ناظران برج مراقبت باید رعایت کنند. در تاریخ هوانوردی، حوادث مرگباری بر اثر عدم رعایت این فاصله اتفاق افتاده که اغلب آنها ناشی از به دام افتادن هواپیماهای کوچک‌تر در گردباد پیچشی هواپیماهای بزرگ‌تر بوده است.

به نقل از سایت خبرآنلاین

یک تصاعد جالب و باور نکردنی (نیما کریمی و طاهر عظیمی)

وقتی بچه بودم، گه گاهی قایق های کاغذی می ساختم و با آن بازی می کردم. گاهی قایق را آن قدر تا می کردم که آنچنان کوچک می شد که قدرت ادامه ی آن کار را نداشتم. همیشه فکر می کردم فقط من نمی توانم این کار را انجام دهم و دوست داشتم بزرگ شوم تا با زور بیشتری قایقم را تا بزنم و بادبانی با لایه های بیشتر درست کنم اما نشد که نشد.

اما تصاعد ما بر می گردد به همان قایق و بحثی که بعد از آن من و طاهر دوستم با هم مطرح کردیم و پیشنهاد می کنم خودتان آزمایش زیر را انجام دهید تا ببینید که محاسبات بنده درست است یا نه.

 یک تکه کاغذ بردارید و آن را از وسط یک بار تا بزنید، سپس دوباره کاغذی که تا کردید را از وسط تا بزنید و این کار را آنقدر که توان دارید ادامه دهید.

اگر ضخامت کاغذ را به طور متوسط 0.1 میلیمتر در نظر بگیریم در صورت تا شدن، ضخامت دو برابر می شود و در مراحل بعدی نیز ضخامت دو برابر مرحله ی قبل خود می شود.

آنگونه که در عکس مشاهده می شود،اولین بخش تا زدن را صورت داده ایم از این رو با ادامه کار خواهیم داشت:

n1=0.1      n2=0.2     n3=0.4     n4=0.8

اعداد بالا تشکیل یک تصاعد هندسی را می دهند:

0.1, 0.2, 0.4, 0.8, …

و ما می خواهیم 31امین مرحله را محاسبه کنیم. همان طور که می دانید nامین جمله ی یک تصاعد از فرمول زیر بدست می آید:

a_n = a\,r^{n-1}.

که در آن n نشان دهنده ی شماره ی مرحله ای که می خواهیم محاسبه کنیم، a نشان دهنده ی اولین مرحله و r  قدر نسبت تصاعد است و در این تصاعد داریم:

n=31         a=0.1        r=2

حال 31 امین مرحله را محاسبه می کنیم:

an=107.3741824~107.4 km

همان طور که می دانید ارتفاع قله ی اورست 8848 متر معادل8.85 کیلومتر است.

با تقسیم عددی که از تصاعد بدست آوردیم و ارتفاع قله ی اورست خواهیم دید که اگر یک کاغذ را 31 بار تا بزنیم ضخامت آن تقریبا 12 برابر ارتفاع اورست خواهد شد.

شاید باورش کمی مشکل باشد اما واقعیت دارد و امتحانش هم مجانی است. در ضمن حواستان باشد برای انجام این آزمایش از برگه ی دفترتان استفاده نکنید و این آزمایش متراژ زیادی کاغذ می خواهد.

مطلب ارائه شده توسط آقایان نیما کریمی و طاهر عظیمی تهیه شده است.ضمن تشکر از این عزیزان امیدواریم در آینده همکاری بیشتری با هم داشته باشیم.

صدای مرا تغییر داده اند!

بسیاری از افراد عقیده دارند که صدای ضبط شده آنها با صدای واقعی‌شان تفاوت دارد. دلیل این پدیده، مسیرهای متفاوت انتقال صدای خودمان از طریق گوش میانی و صدای بیرون است.

صدای ضبط شده شما متفاوت به نظر می‌رسد، چرا که واقعا متفاوت است. بن هورنزبی، استاد صداشناسی دانشگاه وندربیلت می‌گوید: «زمانی‌که صحبت می‌کنید، تارهای صوتی گلوی شما ارتعاش می‌کند. این ارتعاش همچنین باعث می‌شود پوست، جمجمه و حفرات دهانی شما نیز به ارتعاش درآید؛ و این نوسانات به شکل صوت ادراک می‌شود.» این ارتعاشات با امواج صوتی که از دهان شما به پرده صماخ گوشتان منتقل می‌شوند ترکیب شده و به صدای شما کیفیتی می‌بخشد که هیچ کس دیگری به غیر از خود شما آن را آن را نمی‌شنود.

زمانی‌که شما صدای خود را از یک بلندگو یا ضبط صوت می‌شنوید، این صدا را تنها به واسطه هدایت صوتی هوا درک می‌کنید. هورنزبی می‌گوید: «صدایی که ما به این شکل می‌شنویم، فرکانس پایین‌تری نسبت به ارتعاشات استخوانی دارد. دلیل اینکه ما صدای طبیعی خود را دوست داریم، این است که غنی‌تر و قدرتمندتر است.»

هورنزبی در پایان می‌گوید: «بسیاری از افراد مرتب دکمه بازپخش ضبط صوت را فشار می‌دهند؛ چرا که ذهن حاضر نیست قبول کند صدای غریبه‌ای که می‌شنود، صدای خود ما است.»

منبع : خبرآنلاین

طولانی ترین آزمایش زمین پس از 69 سال به نتیجه رسید!

این آزمایش 69 سال طول کشید، اما هفته قبل ما بالاخره قطره قیر را دیدیم. هنگامی که یک حباب به اندازه یک بند انگشت از توده اصلی قیر جدا شد و در یک بشر افتاد، یکی از طولانی‌ترین آزمایش‌های دنیا بعد از گذشت 69 سال به پایان خود رسید. برای اولین بار در تاریخ است که این رخداد (سقوط قطره قیر) بر روی ویدئو ثبت شده است.

آزمایش قطره قیر در ترینیتی کالج دوبلین در ایرلند در سال 1944/1323 آغاز شد. البته این آزمایش اولین بار در دانشگاه کوینزلند در استرالیا از سال 1930/1309 انجام گرفته بود، اما اشکالات گوناگونی باعث شد که تیم نتواند در عمل جدا شدن و سقوط را ببینند.
شین برینگ از تریتینی کالج، که دوربینش این واقعه را در 11 جولای (20 تیر) ثبت کرده است، می‌گوید: «هیچ کس تاکنون افتادن قطره قیر را در هیچ جایی از جهان ندیده است. این یکی از قدیمی‌ترین (عجیب‌ترین و کمیاب‌ترین) آزمایش‌های دنیا است».

قیر در دمای اتاق اگر با چکش ضربه ببیند، خرد می‌شود. آزمایش کوئینزلند را فیزیک‌دانی به نام توماس پارنل اجرا کرد تا توضیح دهد که اگرچه قیر به نظر جامد است، اما به طور باور نکردنی یک مایع ویسکوز است.

در سال 1927/1306 پارنل یک قطره قیر را گرم کرده و آن را در یک قیف شیشه‌ای با یک گردنه مهروموم شده، ریخت. پس از آن او ظرف را به مدت سه سال به حال خود گذاشت، در پایان این مدت، او میله را برید تا اجازه دهد که قیر بچکد و بر زمین بیفتد. گرانش زمین سبب شده که هر ده سال، یک قطره از قیر آن، بیرون بریزد، و انتظار می‌رود که نهمین قطره هم در همین امسال به سفر خود پایان دهد. این آزمایش بسیار طولانی به کتاب رکوردهای جهانی گینس اضافه شده است و یک جایزه ایگ‌نوبل را در سال 2005 /1384 به خود اختصاص داده است.

قیر کامل
پارنل مرد و هرگز جدا شدن این قطره را ندید، و جان مینستون مسئول فعلی آزمایش کوئینزلند هم، هیچ شانسی برای ثبت چنین رویدادی بر روی دوربین نداشته است.

هیچ کس به یاد نمی‌آورد که چه کسی آزمایش ترینتی کالج را آغاز کرده است؛ آزمایشی که برای سال‌ها، بدون این که کسی آن را مشاهده کند، بر روی یک قفسه در حال انجام بود. برگین اخیرا هیجان را به این پروژه بازگردانده و یک دوربین را سال گذشته در آنجا قرار داده است، تا اینکه هر شخصی در سراسر جهان بتواند شاهد این احیا باشد. برگین می گوید که ویدئو نشان می‌دهد که در واقع قطره در دو مرحله می‌افتد. او می افزاید: «اول یک بخش سنگین‌تر می‌افتد و سپس باقیمانده نخ مانند ریز آن که هنوز به قسمت قبل متصل است، می‌افتد. هنگامی که این مرحله به پایان رسید، من هم در آنجا بودم».

همکاران برگین، دنیس ویر و استفان هوتزلر به سرعت شروع به تحلیل ابعاد قطره، و اندازه گیری رشد آن بر حسب زمان پرداختند و دریافتند که قطره آنها دو میلیون برابر عسل و دو میلیارد بار از آب وشکسان‌تر (لزج‌تر) است. ویر پیشنهاد کرده که ترینیتی جشن سالانه‌ای را در 11 جولای برای به یادگار نگه داشتن افتادن قطره قیر برگزار کند، و هم این که منتظر رسیدن قطره بعدی بماند.

برگین می‌گوید: «ما برنامه‌های بزرگی را برای قطره بعدی در سر داریم، و یک دهه هم برای اینکه آنها را به مرحله اجرا در بیاوریم زمان داریم. خدا می‌داند چه نوع فناوری‌هایی در دسترس خواهد بود. ما به کار خود ادامه می‌دهیم تا قطره بعدی را با تمام زیبایی شگفت انگیزش ثبت و ضبط کنیم».

دانلود فیلم افتادن قطره

منبع : خبرآنلاین

پروای عاشقی

گاهی به سختی تحمل تشنگی در یک  روز گرم تابستانی است ،گاهی سخت تر  ، به اندازه شاد کردن دل یک کودک غمدیده.

گاهی رمقی باقی نمی ماند مثل حال بعد از افطار ، گاهی روزها و روزها در انتظار گشوده شدن دلی که سبب رنجشش شدی ناتوان می مانی.دنیای عجیبی است ، دنیای بندگی انسانها.

این روز ها دیدن سعی بندگانت برای انجام آنچه تو خواسته ای ، امید را در دل می پروراند.تو می دانی که انسان اهل فراموشی است.برای همین گاهی یک ماه را برای تجسم چیزی که همه عمر باید به آن مشغول باشند، قرار داده ای.همه عمر باید مشق اطاعت کنند و این ماه بیشتر حواسشان هست.حواسم هست؟حواسم هست که اطاعت تو تنها در نخوردن و نیاشامیدن نیست؟که هنوز غیبت و دروغ بزرگترین دشمنی با توست ؟که حق مردم بالاترین حق است؟ حواسم هست که هر چه توانسته ای از رحمت در ادای حق خود بر ما بخشیده ای ، اما حق انسانها را از خود انسان خواسته ای؟

روزهای آخر هر اتفاقی ، روزهای مرور و نتیجه است. دلم  می خواهد به رحمت تو دلگرم و امیدوار باشم و در روزهای مرور هرچه از جنس پشیمانی است به رحمت خودت پاک شود.دلم نمی خواهد اتفاقی به یادم بیاید که از جنس حق انسانها باشد. دلم نمی خواهد دلی از من شکسته شده باشد، حقی به دستم پایمال شده باشد یا از خدمتی دریغ کرده باشم.می دانم که تنها شبیه آرزوست و عجیب شبیه حرفهای زیبایی که در هر شعاری میشود ردی از آن دید. اما اگر با انسانها زندگی کنی و همیشه حواست به  مرو روزهای پایانی باشد،هر پایانی ، پایان یک دوره ، یک عمر ، شاید دنیا جای بهتری برای زندگی شود.

می خواهم این یک ماه را تمرین کرده باشم. تنها برای روزهای آخرش که نوبت مرور گذشته است. کاش سایه رحمت تو روی دل انسانها افتاده باشد، همانها که سعی در اطاعت تو کرده اند.کاش اگر کسی برای ادای حقی به دیگری سلام کرد ، جوابی که می شنود از جنس رحمت یک ماه بندگی تو باشد.کاش بیشتر از یک ماه حواسمان به عمری از عاشقی و بندگی مان،به روزهای آخرش باشد. این که کاش پشیمانی هایمان تنها در رحمت بی دریغ خودت محو شوند و به امانت در دست غیر نمانند برای فردا و روز دیدار.

نسترن فتحی

 

 

فرازی از دعای ندبه به قلم استاد مهدی شجاعی

خدایا! فتنه فزونی گرفته است، بلا بزرگ شده است و آزمایش شدت یافته است.

خدایا! اسرار هویدا شده است و رازها برملا شده شده است و پرده ها افتاده است.

خدایا! زمین تنگی می کند و آسمان خودداری.
خدایا! و در این حال و روز، شکایت جز به تو، به کجا می توان برد؟ جز بر زانوی تو، سر بر کجا می توان نهاد؟ جز به ریسمان تو، به کجا می توان آویخت؟ جز در پناه تو، کجا می توان سکنی گزید؟ و جز بر تو، بر که می توان تکیه کرد؟
خدایا! در سختی و آسانی تکیه گاه جز تو کیست؟ و پناهگاه جز سایه سار مهر تو کجاست؟

خدایا! بر پیامبرت محمد و آل او درود فرست، آنان که اطاعتشان را بر ما فریضه شمردی و بدین سان، شان و منزلتشان را به ما شناساندی.
خدایا! تو را سوگند به حق این عزیزان که باران گشایشت را بر ما ببار و از آستان فرجت نسیمی بر این دل های خسته جاری کن.
خدایا! طاقت تمام شده است. شکیب سرآمده است، کارد به استخوان صبوری رسیده است.
خدایا! هم الان ما را برهان. رهانیدنی به سرعت برق نگاه یا کمتر از آن.

ای پیامبر! ای وصی! ای علی! ای محمد! یاری ام کنید که شمایید یاوران من و دست اضطرار مرا در پناهگاه دست خویش بگیرید که دستی چنین با کفایت تنها از آن شماست.

مولای من! امام زمانم! این تو و این دست های استیصال من! این تو و این فریاد استغاثه من! این تو و این چشم های اشک بار من!
به فریادم برس! مرا دریاب!

سید مهدی شجاعی

مورچه یک سانتی بزرگتر است یا کرم بیست سانتی متری

شاید در ابتدا سوال مطرح شده مسخره بیاید،اما با ما همراه باشید تا بدانید داستان از چه قرار است.
الکس وایلد مشغول تدریس در کلاس عکس‌برداری از حشرات بود که متوجه چیز عجیبی شد. مورچه‌های دندان‌داری (trap-jaw ant) که از کنار در کلاس می‌گذشتند، تغییر شکل داده بودند: سرهای همه‌شان کوچک‌تر و شکمشان ورم کرده بود.

یک روز بعد، وایلد و شاگردانش به مورچه‌ای برخورد کردند که کرمی در حال خارج شدن از آن بود. بدین ترتیب مشخص شد که عامل تغییر شکل عجیب این مورچه‌های 1 سانتی‌متری انگل است. این انگل، کرم لوله‌ای است که به شکل لارو وارد بدن مورچه می‌شود و با بلعیدن مواد غذایی درون بدن مورچه، رشد کرده و بدن میزبان نگون‌بخت را تغییر می‌دهد.
وقتی طول کرم به 20 سانتی‌متر رسید، از بدن میزبان خود بیرون ‌آمده و طی این فرآیند، مورچه ریزاندام را از پای درمی‌آورد.
شایان ذکر است که مورچه دندان‌دار رکورددار سریع‌ترین حرکت در دنیای جانوران است، چراکه می‌تواند آرواره‌های دندان‌دار خود را طی یک دهم‌هزارم ثانیه ببندد و قفل کند.
حالا به نظر شما کدامیک بزرگتر است؟مورچه یک سانتی متری یا کرم بیست سانتی متری؟

سلام شازده کوچولو


گاهی آنقدر محو در کارهای خود می شویم که منتظر تلنگری هستیم تا کسی به ما بگوید:
"به کجا چنین شتابان!"
دنیای غریبی است نازنین!
راست گفته اند این روزها بجای شرافت از انسانها "شر" و "آفت" می بینی!


اما در همین دنیا انسانهایی یافت می شوند که در پی آن هستند تا بار دیگر به ما بفهمانند که انسان بودن چیست،این همه که از این دنیای زبون دلگیریم،فردی در آن سوی دنیا در حسرت یک بابادک بازی بدون دردسر است.


عکاسی به نام Matej Peljhan از پسری به نام لوکا که از بیماری دیستروفی ماهیچه‌ای رنج می برد، عکس هایی انداخته که ارزش هنر و سلامتی را به ما یادآوری می کند. عکس هایی از لوکا در حال انجام کارهایی که شاید برای ما راحت و عادی باشند ولی برای او که بیماری توان حرکتش را سلب کرده، رویا به حساب می آیند. چیزهایی مثل بسکتبال بازی کردن، اسکیت بورد سواری، یا شیرجه.

این سری عکس ها شازده کوچولو نام دارند و تکنیک به کار رفته در آنها، چیدن اشیا روی زمین و بازسازی پس زمینه با پارچه است. به این شکل، کف زمین برای لوکا تبدیل به آسمان یا زمین بازی یا استخر شده و او در حالی که دراز کشیده، ژست انجام کارهای مختلف را گرفته.

این عکس ها قرار است یادآور ناتوانی های ناشی از دیستروفی ماهیچه‌ای باشند ولی در عین حال، باعث می شوند نسبت به ارزش سلامتی و زندگی عادی، دوباره فکر کنیم. عکس های لوکا در ادامه مطلب قرار دارند.

امیدوارم بعد از خواندن این پست به جای "آخی گفتن!" چیز دیگری به زبان آورده باشید.

مشاهده فاصله زمین تا مریخ در مقیاس پیکسل

اگر شما جزو گیک های کامپیوتر باشید که به مسائل فضایی و نجومی هم علاقه داشته باشند، به گمانم بهترین شیوه توضیح فواصل کهکشانی استفاده از پیکسل باشد. اکنون جناب David Paliwoda در وبسایت بسیار مبتکرانه خود برای نشان دادن فاصله میان زمین تا مریخ به جای سیستم متریک از شیوه ای قابل درک برای عشاق اینترنت و کامپیوتر استفاده کرده است: پیکسل.



اگر عرض زمین را (۱۲۷۵۶ کیلومتر) تنها ۱۰۰ پیکسل در نظر بگیریم، آنگاه فاصله مریخ با ما چقدر خواهد بود؟ برای شروع بد نیست بدانید که در این مقیاس، مهتاب خانوم در فاصله ۳۰۰۰ پیکسلی از زمین قرار گرفته و تنها ۲۷ پیکسل (۳۴۷۴ کیلومتر) عرض دارد. و مریخ؟

سیاره سرخ زیبا با عرض ۵۳ پیکسل (۶۷۷۸ کیلومتر) در فاصله ۴۲۸۰۰۰ پیکسلی از زمین آرمیده است و به گمانم بیش از یک عمر زمان لازم است تا به آن برسیم. حتی اگر بخواهیم در مقیاس پیکسل سفر کنیم. پیشنهاد می کنیم به هیچ وجه سفر مرورگری به مریخ از طریق این سایت خارق العاده را از دست ندهیدو طی سفر حتما به تابلوهای راهنمای جالبی هم که نصب شده توجه کنیدمثل اینکه:

-: با تکنولوژی امروز بشر سفر به مریخ بیش از ۱۵۰ روز به طول خواهد انجامید.
-: سفر شما روی مرورگر به سمت مریخ با سرعت ۷۰۰۰ پیکسل در ثانیه انجام می شود. که معادل سرعت ۲۰۰ هزار کیلومتر در ساعت دنیای واقعی است.
-: برنامه فعلی ناسا جهت سفر انسان به مریخ قرار است از سال ۲۰۳۰ آغاز شود.


به نقل از سایت نارنجی

امین نشانه ها، میلادت مبارک

یک وقت هایی هست که تلخی اش را می گذارم به حساب کوچکی خط کشی که با آن دنیا را اندازه میگیرم. این وقتها می روم پشت پنجره یا زل می زنم به دیوار  و به حضور همیشه حاضر میگویم : " نشانم بده هستی " .

به چشم طلبکارم آن موقع چیزی دیده نمی شود. یادم میرود و برمیگردم به فراموشی و در روزمرگی دفن میشوم .یک وقتهایی هم هست که اتفاقها مثل نکات مهم جزوه که زیرشان خط کشیده شده ، بین روزمرگی ها می درخشند.مثلا خسته و بیحال می روم به اتاقی و چشمم به قرآن روی میز می افتد. یکباره دلم می خواهد بعد از مدتها بازش کنم و ورقش بزنم و آیه ای بخوانم که انگار مستقیم چشم در چشم من دوخته  و با حال آن موقع من حرف می زند. روز بعدش  رد آن آیه را در حرفی از مادرم می شنوم و بعد دوباره آن سوره در قاب تصویری جلوی چشمانم ظاهر می شود.

حواسم جمع میشود که او حاضر است و چشم هایم بیشتر به دنبال شیرینی این حضور می گردند.

من چند بار در زندگی ام این افتان و خیزان فراموشی حضور پروردگار را حس کرده ام؟ نمی دانم. اما خاطرم هست و همان کار کمترین را که شکر است ، می توانم بگویم ؛ برای پیام رسانی که به ما هدیه داد تا در تلخی ها ، آیاتی که او امینشان بود ، آراممان کند.

محمد، ای امین مومنان ! با آمدنت به دنیا برکتی نو بخشیده شد. 


(نسترن فتحی)


  

دست یابی به دمای زیر صفر مطلق کلوین

شاید غیر محتمل‌تر از یخ زدن آتش دوزخ به نظر برسد، ولی فیزیکدان‌ها  گاز اتمی خاصی تولید کرده‌اند که برای اولین بار به دمایی زیر صفر مطلق کلوین رسیده است. این تکنیک راهی را باز کرده که بتوان موادی با دمای منفی کلوین و همچنین ابزارهای کوانتومی جدیدی تولید کرد و یک معمای بزرگ کیهانی را با استفاده از آن حل کرد.

به گزارش نیچر، لرد کلوین در اویل دهه 1800 مقیاس دمایی مطلق خود را با این فرض که هیچ چیزی سردتر از صفر مطلق نیست، تبیین کرد. بعدها فیزیکدانان تشخیص دادند که دمای مطلق یک گاز به متوسط انرژی جنبشی ذراتش بستگی دارد. با این حساب، صفر مطلق متناظر با با حالتی فرضی است که در آن ذرات هیچ انرژی ندارند، و دماهای بالاتر به متوسط انرژی‌های بالاتری تعلق دارند.
ولی در دهه 1950/1330، فیزیکدانانی که با سیستم‌های عجیب و غریب‌تر کار می‌کردند، متوجه شدند که این مسئله همیشه صحت ندارد: از لحاظ نظری شما دمای سیستم را از روی نموداری می‌خوانید که احتمال یافت شدن ذرات در هر سطح انرژی معین را نشان می‌دهد. معمولا اغلب ذرات انرژی متوسط یا نزدیک به متوسطی دارند و البته تنها تعداد اندکی از ذرات به سطوح انرژی بالاتری می‌رسند. الریچ اشنایدر، فیزیکدان در دانشگاه ماکسمیلیان لودویگ مونیخ توضیح می‌دهد که به طور نظری، اگر جای ذراتی با انرژی بالاتر با ذراتی با انرژی پایین‌تر جابجا شود، این نمودار زیر و رو خواهد شد و علامت دما از دمای مطلق مثبت به دمای مطلق منفی تغییر خواهد کرد.

دره‌ها و قله‌ها
اشنایدر و همکارانش با استفاده از گاز کوانتومی فوق سرد حاوی اتم‌های پتاسیم به چنین دماهای زیر صفر مطلق کلوین دست یافته‌اند. آنها با استفاده از لیزر و میدان مغناطیسی، تک تک اتم‌ها را در آرایشی شبکه‌ای نگه داشتند. در دمای مثبت کلوین اتم‌ها همدیگر را دفع می‌کنند و این منجر به ایجاد پایداری در پیکربندی آنها می‌شود. سپس گروه به سرعت میدان مغناطیسی را طوری تغییر دادند که اتم‌ها به جای دفع، همدیگر را جذب کنند. اشنایدر می‌گوید: «این کار به طور ناگهانی اتم‌ها را از پایدارترین حالت‌شان به حالت دیگری می‌برد، یعنی اتم‌ها قبل از اینکه بتوانند برهمکنش دهند، از پایین‌ترین سطح انرژی به بالاترین سطح انرژی ممکن برانگیخته می‌شوند. این درست شبیه به کوهنوردی است که در دره کوهنوردی می‌کند و سپس ناگهان خود را در نوک قله کوه می‌یابد».
در دمای مثبت، این واژگونی پایدار نخواهد بود و اتم‌ها فرو خواهند پاشید. اما گروه میدان تله‌انداز لیزری را هم به گونه‌ای تنظیم کردند که آن را از لحاظ سطح انرژی، برای چسبیدن اتم‌ها در موقعیتشان مطلوب‌تر کند. نتیجه این آزمایش که هفته قبل در ساینس منتشر شد، گذار گاز از بالای صفر مطلق تا مقدار بسیار کم یک میلیادرم زیر صفر مطلق کلوین را نشان می‌دهد.

آزمایش فوق عجیب!
ولفانگ کترل، از فیزیکدانان ام‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آی‌تی است که به خاطر آزمایش پنجمین حالت ماده (چگالش بوز-اینشتین) موفق به دریافت جایزه نوبل شد و پیش از این دماهای مطلق منفی را در سیستم مغناطیسی تشریح کرده بود. وی این کار تازه را یک "کار بسیار تخصصی آزمایشگاهی" می‌نامد و می‎گوید: «حالت‌های ناپایدار پرانرژی که تولید آنها در آزمایشگاه در دماهای مثبت سخت است، در دماهای مطلق منفی پایدار می‌شوند. ای کار مانند این است که شما بتوانید بر روی یک هرم که روی راس خود قرار دارد بایستید و نگران واژگون شدن آن نباشید. در نتیجه چنین تکنیک‌هایی می‌توانند بررسی دقیق‌تر این حالت‌های انرژی را امکان پذیر سازند. این شاید راهی برای تولید اشکال جدیدی از مواد در آزمایشگاه باشد».

به گفته آخیم روش، فیزیکدان نظری در دانشگاه کلن آلمان، اگر چنین سیستم‌هایی ساخته شوند، رفتارهای غریبی از خود بروز خواهند داد. او کسی است که شیوه مورد استفاده توسط اشنایدر و گروهش را پیشنهاد داده بود. برای مثال، روش و گروهش حساب کرده‌اند که در حالی که ابرهای اتمی در حالت عادی توسط نیروی جاذبه پایین کشیده می‌شوند، اگر بخشی از این ابر یک دمای مطلق منفی داشته باشد، برخی از اتم‌ها به سمت بالا حرکت می‌کنند، و به نظر می‌رسد که جاذبه زمین را دفع می‌کنند.
یک ویژگی عجیب دیگر گازهای با دمای زیر صفر مطلق این است که «انرژی تاریک» را شبیه‌سازی می‌کنند، همان نیروی مرموزی که جهان را به رغم نیروی مرکزگرای گرانش با سرعتی روزافزون به انبساط واداشته است. اشنایدر اشاره می‌کند که اتم‌های جاذب موجود در گاز تولید شده توسط گروه او هم تمایل به فروپاشی در خود دارند، ولی نه به این خاطر که دمای مطلق منفی آنها را پایدار می‌سازد. او می‌گوید: «این جالب است که این ویژگی غریب هم در دنیا و هم در آزمایشگاه خود را نشان می‌دهد. این شاید چیزی باشد که کیهان شناسان باید دقیق‌تر ببینند».

منبع : خبرآنلاین

میخواهم پروازت دهم!

میدانیم نیروی شناوری به برآیند نیروی وارد از طرف یک سیال ساکن بر جسمی که در آن فرو رفته یا شناور است، تعریف می شود.این نیرو همواره به طور قائم و رو به بالا اثر می کند.

حال اگر فرض کنیم هوا یک سیال بزرگ و ساکن است،میتوانیم چنین بیان کنیم که همه ما در آن به صورت ته نشین شده هستیم و در صورتی که بتوانیم به طریقی بر وزن خود (نیرویی که از طرف زمین به ما وارد می شود) غلبه کنیم می توانیم به پرواز در آییم.

شاید کمی عجیب به نظر برسد که با اندکی خلاقیت می توان هر جسمی را به پرواز در آورد کافی است نیروی ارشمیدسی آن را افزایش دهیم!

اما بعضی وقتها دیگه خیلی خلاقیت باید به خرج داد،در تصویر زیر جمعی از اندیشمندان متفکر و نابغه توانستند یک گربه مرده را به پرواز در آورند!به نظر شما چه شباهتی در این تصویر با پروازهای انسانی می توان دید؟

سفر نامه ابر

روز دهم

حالا نوبت من است ! از صبح همه یکی یکی رفته اند و بابایم تنها شده ! عمو نزدیک رودخانه افتاده است میان نخل ها. علی اکبر میان میدان ، قاسم و عون یک سمت و حبیب و جون یک طرف دیگر.....

زره می پوشم ! قنداقه ام زره ی من است . رمقی برای رجز خواندن نمانده . سوار می شوم که به میدان بروم از دستی به دستی . می بینم رقیه را ، عمه را ، مادر را که مرا دست به دست می کند تا دستان پدر ! به میدان میروم بر دست ِ بابایم.

حالا نوبت من است که بجنگم و سیراب شوم. حرمله کمان می کشد ....

تیر می آید ، سیراب می شوم با خون گلویم .چقدر آغوش بابا را دوست دارم .می خندم ، آتش می گیرد. خون گلویم را به آسمان می پاشد.

نگران رقیه ام..... نگران عمه ، نگران اسراء . هر چه باشد من مَردم ! غیرتم اجازه نمی دهد نگران نباشم. فکر می کنم باید از اینجای قصه به بعد را از بالای نی تماشا کنم....

وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون



(سید حسین متولیان )

سفرنامه ابر

روز نهم

کاش می شد به مدینه بر گردیم ! من دیگر نه این رودخانه را دوست دارم و نه درختان اطرافش را ! امروز کسی به اسم  "شمر " آمده بود پشت خیمه ها و برای عمو هایم امان نامه آورده بود. نمی دانم امان نامه چیست ؟ اما می دانم که عمویم عباس را ناراحت کرد ! عمه هم نگران شده بود.

حالا می فهمم که  همه ی پریشانی هایم بی دلیل نبود ! دو روز است آب نداریم ! امروز دشمن اعلان جنگ داد و بابا امشب را برای عبادت با خدا فرصت گرفت ! راستی مگر اینها مسلمان نیستند ؟ مگر آن روز پشت بابایم نماز نخواندند؟ پس چرا شمشیرهای برهنه شان را برای کشتن بابایم آماده کرده اند ؟ امشب بابا خبر از شهادت داد وبیعتش را از همه برداشت تا در  تاریکی  بگریزند ، قاسم گفت : عمو من هم شهید می شوم ؟ بابا گفت : فرزندم ! مرگ در نزد تو چگونه است ؟ پسر عمویم قاسم جواب داد : ای عمو ! مرگ در کام من از عسل شیرینتر است و بابایم به او مژده شهادت داد.کاش کسی  از من هم می پرسید مرگ چگونه است ! کاش زبان باز کرده بودم تا رجز می خواندم . امشب همه ی نگاهها عجیب است . رقیه تمام شب با من حرف می زد تا خوابش برد ! حالا من مانده ام و نگاه به آسمان کربلا که پر از شهاب است....



(سید حسین متولیان )

سفر نامه ابر

روز هشتم

امروز خیلی تشنه بودم ....مادرم هم تشنه بود ! عی اکبر و علی اوسط هم تشنه بودند ! عبدالله و رقیه هم .....

بابا که تشنگی همه را دید ، پشت خیمه ها نوزده گام به سمت قبله برداشت و زمین را کند ، من هم توی آغوش برادرم علی اکبر ، تماشا می کردم.آب جاری شد و همه نوشیدند و سپس چشمه ای که جوشیده بود، خشک شد.

امشب بابا و عمو و برادرم اکبر  با " عمر سعد " ملاقات کردند.اما از نگاه عمو می شد فهمید که " عمر " دعوت بابا را لبیک نگفته . حالا دیگر خوب دانسته ام که این همه سر که برق خورشید روی کلاه خودهایشان چشم را  آزار می دهد و تعدادشان بیشتر از درختان باغهای مدینه است ، مهمان نیستند.



(سید حسین متولیان)

سفرنامه ابر

روز هفتم

من که رودخانه ام را به مهمانان بخشیده بودم تا تشنه نمانند! بابا که وقتی از راه رسیدند ، با دست خودش تک تکشان را سیراب کرده بود. حتی به اسبهایشان هم آب نوشانده بودیم ! اینها که روز اول پشت بابایم نماز خوانده بودند!

پس چرا امروز میان ما و آب را بستند ؟

اینها دیگر چه جور مهمانهایی هستند؟

چقدر چهره هایشان تاریک است ! انگار از جهنم آمده اند ! اما من که نمی ترسم ! مادر می گفت : من مَردم! مرد که از جهنمی ها نمی ترسد! می ترسد؟



(سید حسین متولیان )

سفر نامه ابر

روز ششم

این پیرمرد را دوست دارم! لبخندش ، خستگی اش ، اخمش ، نمازش ، اصلا همه چیزش عاشقانه است ! وقتهایی که مرا می بوسد و می خندد ، میان این همه التهاب بی اختیار لبخند می زنم.

امشب که حبیب به خیمه ها بازگشت و قصه  ی امروزش را تعریف کرد ، بابا گفت : " لا حول و لا قوه الا با الله "......بعد ، از عمه شنیدم که حبیب به سراغ طایفه ای از بنی اسد رفته و نود نفر برای یاری پدرم حاضر شده  اند ، اما یک وادی مانده به کربلا ، عمر سعد با چهارصد نفر راهشان را سد کرده اند و پراکنده شان کرده اند!

کاش می دانستم چرا بابای من نیاز به یاری دارد؟

چرا بعضی ها نمی خواهند کسی به یاری بابا بیاید ؟

چرا می خواهند تنها باشد بابای خوبم؟

می تواند روی من هم حساب کند.......

 

( سید حسین متولیان )

سفرنامه ابر

روز پنجم

امروز " حبیب " پشت خیمه ی ما ایستاده بود و با مرد تازه واردی که " عامر بن ابی سلامه " صدایش می کرد ، سخن می گفت . آهسته و آرام ! ولی من شنیدم.

بحث از این بود که " عبید ا... بن زیاد " عده ای را مأمور کرده تا نگذارند کسی به ما ملحق شود و "عامر " به زحمت خودش را به ما رسانده تا کنار بابایم باشد و کمکمان کند.

نمی دانم این عبیدا.... کیست ؟ ولی نامش مهربان نیست !

سیاه است ! تاریک است !

انگار که سالهاست می شناسمش. انگار که سالهاست با من و بابا و عمو و برادرانم دشمنی دارد.

( سید حسین متولیان )

سفر نامه ابر

روز چهارم

همه چیز ملتهب است ....نمی دانم چرا؟عجیب است این روزها بیشتر از تمام عمر شش ماهه ام تشنه می شوم. بی دلیل بغض می کنم ٬بی علت اشک می ریزم وتنها همدمم شده است رقیه که همیشه برای تکان دادن گهواره ام پیشدستی می کند. اما با این همه ٬ هر بار عمویم عباس و عمه ام زینب را می بینم ٬ آرام می شوم. امروز در میان حرفهای عمو شنیدم که گفت :۱۳هزار نفر در راهند. من از مهمان بدم نمی آید٬اما نمی دانم چرا این مهمانان را دوست ندارم....

 

(سید حسین متولیان)

سفر نامه ابر

روز سوم

درست است که این سرزمین اندکی پریشانم می کند ٬اما فکر می کنم اینجا را دوست دارم .هم از رودخانه ای که عمو می گوید فرات است خوشم می آید ٬هم از نخلستانهایی که اطراف رودخانه را پوشانده اند....

فکر می کنم اگر کمی بزرگتر شوم و بتوانم روی پای خود بدوم٬با رقیه و عبدالله و سایر کودکان می توانم میان نخلستانها بازی کنم.بابا هم حتماً علاقه مرا فهمیده! بین خودمان بماند ٬امروز بابا به شصت هزار درهم این سرزمین را از اهالی اش خرید.هنوز نرسیده یک لشکر مهمان برایمان آمده.برادرم علی بزرگ می گوید: چهار هزار نفرند و از کوفه آمده اند....

آنقدر زیادند که فکر می کنم برای سیراب کردنشان باید همه رود خانه را بدهم....

 

(سید حسین متولیان)

سفرنامه ابر

روز دوم

با ایستادن شتر از خواب بیدار شدم!قلب کوچکم عجیب تند می زند !بابا پرسید اینجا کجاست؟

کسی گفت: " غاضریه " . دیگری گفت : "شاطی الفرات " . آن یکی گفت : نی نوا....

بابا دنبال اسم دیگری بود انگار !

کسی گفت : "کربلا "

نمی دانم چرا بابای خوبم آه کشید و گفت : " خداوندا به تو پناه می برم از سختی و بلا "

و من پیش از همه فهمیدم که رسیده ایم.

 

 

(سید حسین متولیان)

سفر نامه ابر

 روز اول

همه کودکان سفر را دوست دارند،من هم.

امروز اولین روز محرم است واین اولین محرمی است که می بینم ! در همین شش ماهگی ام چیزهای زیادی آموخته ام. 

هر چه باشد سفر انسان را می سازد .روزهاست که در سفریم .از مکه راهی شده ایم و مقصدمان کوفه است.همه ی همسفران مهربانمان را دوست دارم.

 از بابا و عمو گرفته تا برادرانم. از زنان و دختران گرفته تا حبیب و دیگر یاران.راستش را بخواهی گاهی بر سر تکان دادن گهواره ام با هم رقابت می کنند و من خوب می دانم که در میان بهترین انسانهای زمین زندگی می کنم. فقط نمی دانم چرا امروز اینقدر حال غریبی دارم و لبخند به لبم نمی آید...؟

 

 

(سید حسین متولیان)

جزوه فیزیک یک (ترم اول)

با سلام خدمت دانش آموزان عزیز.

بنا به درخواست برخی دانش آموزان جزوه ای  از ترم اول فیزیک سال اول دبیرستان تهیه کرده ام که شامل فصل اول ، دوم و  فصل سوم می باشد.

از آنجا که این جزوه یک جزوه درسی است ، سعی شده تا مطالب ارائه شده حدالامکان ساده بیان شود.

از این رو جزوه حاصل برای دانش آموزان متوسط و نسبتا قوی مناسب می باشد و دانش آموزان تیزهوش بهتر است از کتابهای پیشرفته تر استفاده نمایند.

از آنجا که هیچ نوشته ای خالی از اشکال نیست خواهشمند است ایرادها را در بخش نظرات سایت بیان و یا به ایمیل من بفرستید.

دانلود جزوه فیزیک سال اول دبیرستان (ترم اول)

پنجمین جشنواره علوم و فناوری نانو

غرفه باشگاه نانو، روز پنج‌شنبه 13 مهر ماه، با شروع کار پنجمین جشنواره علوم و فناوری نانو، آغاز به کار کرد. 
امسال باشگاه نانو با چهار فعالیت اصلی در فضایی حدود سیصد متر مربع در طبقه دوم سالن خلیج فارس نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران، پذیرای عموم به ویژه دانش‌آموزان عزیز است.
معرفی فعالیت‌های باشگاه، معرفی دستاوردهای دانش‌آموزی، برگزاری کارگاه‌های آموزشی و انتشارات چهار بخش اصلی غرفه باشگاه نانو است. 
در بخش معرفی فعالیت‌های باشگاه، فعالیت‌هایی نظیر المپیاد نانو، ماهنامه زنگ نانو، سایت باشگاه نانو، نمایشگاه‌های استانی، تجهیز آزمایشگاه‌های نانو استانی و سایر فعالیت‌های جاری باشگاه نانو، معرفی می‌شوند.
25 دستاورد برتر دانش‌آموزی از استان‌های خراسان رضوی، خراسان شمالی، خوزستان، تهران، اصفهان، البرز، همدان و آذربایجان غربی در بخش دستاوردهای دانش‌آموزی، طرح‌های خود را به نمایش گذاشته‌اند.
در قسمت کارگاه‌های آموزشی، شناسایی و مشخصه‌یابی نانوساختارها، سنتز نانومواد با روش‌های بالا به پایین و پایین به بالا و کاربرد نانومواد در شش بخش مجزا برای دانش‌آموزان آموزش داده می‌شود. 
پنجمین جشنواره علوم و فناوری نانو تا 17 مهر ماه سال جاری در سالن خلیج فارس نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران ادامه دارد.

به نقل از سایت باشگاه نانو

لازم به ذکر است،خانم سرور سیاه منصوری با پروژه "کرم نانویی" نماینده پژوهش سرای دانش آموزی دکترحسابی شهرستان قدس در این جشنواره حضور دارند. 

آیا تحمل شنیدن صدای قرص اویلر را دارید؟

خبر آنلاین: قرص اویلر، ابزار ساده‌ای است که برای بررسی دینامیک سیستم‌های چرخان به کارمی‌رود. مشابه این آزمایش را بارها دیده‌اید، وقتی که سکه‌ای را روی میز صاف می‌چرخانید و منتظر می‌مانید تا سکه آرام‌آرام به روی زمین بیفتد.

قرص اویلر درواقع یک استوانه پهن (و کم‌ارتفاع) از فولاد است که روی سطح فولادی با اندکی تعقر که کاملا پرداخت شده و با کروم پوشانده شده، قرار می‌گیرد. وقتی این قرص را روی این سطح کم‌اصطکاک به دوران درمی‌آورید، ترکیب نیروهای جانب به مرکز و گرانش باعث می‌شود حرکت‌های مختلفی مانند تقدیم، رقص محوری و ... در این دوران اتفاق بیفتد.

اگر نیروی مقاومی وجود نداشت، این قرص برای همیشه به همین وضعیت دوران می‌کرد، اما وجود اصطکاک غلتشی و نیروی مقاومت هوا باعث می‌شود این حرکت آرام آرام میرا شده و قرص سقوط کند؛ البته آزمایش‌های انجام ده در خلأ نشان داده که اثر مقاومت هوا بسیار کم است.

یکی از اثرات جانبی این پدیده، تغییر بسامد صدای تماس لبه قرص اویلر روی سطح مقعر است که با گذشت زمان و کم‌تر شدن دامنه نوسان، ریزتر می‌شود و در پایان به‌طور ناگهانی قطع می‌شود.

دانلود کلیپ

ایده ای جالب برای آموزش نجوم

اگر به خاطر قطعه پنچم شیرینی که بعد از شام میل نموده اید، احساس گناه میکنید شاید بخواهید از وزن کردن خودتان به گونه ای طفره روید، اما آیا دوست ندارید که با این وزنه آموزشی، وزن خودتان را اندازه بگیرید؟ این وزنه برای آموزش و شناخت بیشتر کودکان از منظومه شمسی ساخته شده، اما مهم تر از آن میتواند تاثیر گرانش هر سیاره را نیز محاسبه کند.

اگر شما روی یکی از هشت سیاره قدم بگذارید به شما تاثیرات قلبی عروقی و برخی مشخصات بدن تان در فضا داده خواهد شد! این وزنه 50 دلاری وزن شما را برحسب هر سیاره بیان میکند. مثلا در اولین قدم وزن خودتان را روی زمین اندازه گیری می کنید و با وزن کردن روی سیاره های دیگر متوجه خواهید شد که وزن شما برحسب جاذبه های دیگر کرات دارای چه نوسانی خواهد بود.

اگر شما واقعا به خاطر چاقی و پرخوری خودتان دچار عذاب وجدان شده اید بهتر است به سیاراتی دیگر مانند مریخ، ونوس و یا ماه سفر کنید که نیروی گرانش آنها از زمین کمتر است. اما لطفا از رفتن به سیاره مشتری اجتناب کنید زیرا ممکن است وزن شما به به اندازه ای زیاد شود که خود را با یک غول کوچک اشتباه بگیرید.

به نقل از سایت نارنجی

ساعتی برای دوستداران فیزیک

سلام خدمت همه دوستان.

امروز یک مطلب جالب دیدم که بد نیست با شما هم به اشتراک بگذارم.

در سایت (فیزیک بدون فرمول) ساعتی برای دوستداران علم فیزیک ارائه شده بود.

در این ساعت  به جای شماره های 1 تا 12 از نمادها و ثابتهای فیزیکی استفاده شده است.نگاه کنید دیدنش خالی از لطف نیست.

راستی یک مطلب مهم نمادهای به کار رفته در این شکل بنا به درخواست نگارنده سایت قرار داده شده است و مقادیر به صورت متداول های فیزیکی استفاده شده است مثلا برای بار الکترون (19-10*1.6) در نظر گرفته شده است و حال آنکه این عدد به صورت تقریبی می باشد.

بوسه هایم از آن دستان کوچک تو

دوست ندارم ادبی بنویسم دوست دارم بچگانه بنویسم یکبار برای خودم.

سلام،خوبی؟

میدونم دستای کوچولوی تو خیلی برای این تابلو زحمت کشیده،از دور بوس بوس.

میدونم قلب کوچیک تو خیلی مهربونی را توش جا داده،از دور بوس بوس.

میدونم برای تهیه این تابلو خیلی وقت گذاشتی،از دور بوس بوس.

میدونم واسه اینکه کار قشنگی بشه خیلی دقت کردی،از دور از چشمات بوس بوس.

میدونم میدونی چقدر از دیدنش شاد شدم،واسه همین توی اتاقم یک جای خوب براش انتخاب کردم و بهترین هدیه روز معلم را در آنجا جای دادم،از دور بوس بوس بوس برای همه تلاشها و زحمات و مهربونی بی دریغت.

ببین چه کردم فکر کنم با بوسه هام خیس آب شدی،چیکار کنم نمی تونم محبت تو را جبران کنم.فقط دعا میکنم همیشه پیش عزیزانت شاد و سلامت باشی.

میدونستی همیشه و هر صبح یادتم...

این یک رازه بین من و تو و ...

نمایشگاه پل های ماکارونی مدرسه عاشورا

با سلام و عرض ادب و احترام خدمت همه دوستان عزیز.

گاهی دانش آموزان،همکاران و مدیر یک مدرسه دست در دست همدیگر می دهند و شما را به مهربانی خویش فرا می خوانند،به گونه ای که نمی دانی پاسخ مهرشان را چگونه بدهی.

امروز هم شادمانم که در جمع دانش آموزان مدرسه عاشورا بودم و کارهای آنها را از نزدیک دیدم.


صحبت از برگزاری نمایشگاهی از پلهای ماکارونی توسط دانش آموزان سال اول دبیرستان که به همت معلم فیزیک و کادر مدرسه برگزار شده بود.

ای کاش وقت بیشتر بود و می توانستم از تک تک دانش آموزان به خاطر کارهای زیبایشان تشکر کنم،چرا که بیشتر پل های ساخته شده به خوبی و با دقت بالایی ساخته شده بود و مشخص بود که تک تک آنها وقت بسیاری را صرف این کار نموده اند.

بچه های گلم دوستتان می دارم و زحمات تک تک شما را ارج می نهم.


در پایان لازم است تا از زحمات کادر مدرسه عاشورا،مدیریت محترم مدرسه سرکار خانم امامی،معاون محترم مدرسه سرکار خانم واشقانی،معاون محترم فناوری و همکار محترم فیزیک سرکار خانم یار محمدی تشکر و قدردانی نموده و برای همه آنها آرزوی موفقیت نمایم.

پایان پنجمین دوره مسابقات فیزیکدانان جوان

با سلام خدمت همه عزیزان و خصوصا دوستداران مسابقات علمی فیزیک.

دانشگاه علم و صنعت که میزبان پنجمین دوره مسابقات پی-وای-پی-تی مسابقات فیزیکدانان جوان ایران بود سرانجام پرونده این مسابقات را در روز 13 اسفندماه 1390 در ساعت 9 شب با اعلام اسامی تیم های اول تا چهارم بست.

این تیمها عبارت بودند از : تیم اول دبیرستان راه رشد،تیم دوم مصباح،سوم فرزانگان و در نهایت تیم چهارم علامه حلی یک.

به نقل از دانش آموزانی که در سالهای گذشته در این مسابقات شرکت داشتند،سطح علمی مسابقات بالاتر رفته و انجام مسابقات با نظم بیشتری صورت گرفته بود.گرچه عده ای از بچه ها از پذیرایی ناراضی بودند و انتظارات بیشتری داشتند.

اگرچه هنوز  نمی توان این مسابقات را کشوری نامید ( صد در صد تیمهای شرکت کننده از تهران بودند ) اما امید می رود سالهای آینده این مسابقه در سطح وسیعتر و با حضور تیمهای بیشتری انجام شود.

از مهمترین اتفاقاتی ناخوش آیند در این دوره حذف تیم برادران آهن دوست و انصراف آنها از مسابقه بود (زیرا یکی از بچه ها در خواست ارائه انگلیسی و دو نفر دیگر درخواست ارائه فارسی را داشتند و از آنجا که تیم باید به صورت انگلیسی مسابقه می داد ترجیح دادند از مسابقه کنار روند) گرچه هیئت اجرایی در پایان از حضور این تیم تشکر و قدردانی نمود.

در پایان از عوامل اجرایی این مسابقات،دانش آموزان عزیز،سرپرست های تیم ها و کارکنان دانشگاه علم و صنعت کمال تشکر  کرده و آرزوی سربلندی و سرافرازی برای همه آنها را دارم.

خلاقیت در طراحی پل دوستدار محیط زیست

چقدر عالی میشود که یک پل هم زیبا باشد و هم دوست دار محیط زیست. سه طراح ایتالیایی پلی را طراحی کرده اند که علاوه بر برقراری ارتباط، از خورشید و باد انرژی هم تولید می کند.  
 
در پایه های این پل توربین هایی در نظر گرفته شده که با وزش باد به چرخش درآمده و آن تبدیل به انرژی می کند. علاوه بر این جهت استفاده از انرژی خورشیدی هم قرار است به جای آسفالت از پنل های خورشیدی موسوم به پنل خورشیدی جاده ای (solar roadways) استفاده شود.

این صفحات متشکل از پنل های خورشیدی با روکشی از پلاستیک بادوام و فشرده است که برق تولید می کند. در صورت اجرایی شدن این طرح، انرژی بدست آمده از این پل برق مصرفی 15هزار خانه را در طی یکسال تامین می کند. 

 
تنها این ها نیستند که این پل را یک دوستدار محیط زیست کرده بلکه در طول پل گلخانه خورشیدی هم در نظر گرفته شده که رانندگان می توانند در کناری توقف و از میوه و محصولات این گلخانه استفاده نمایند.
به نقل از سایت نارنجی

کشف مولکول جدید توسط دانش‌آموز ۱۰ ساله

خبر خیلی جالبی بود،"کشف مولکول جدید توسط دانش آموز 10 ساله"،مجذوب خبر شدم.

به کاوش هایم در اینترنت و سایت های علمی پرداختم و شروع کردم به خواندن مطلب،هرچه می خواندم اندوهم بیشتر و عمق فاجعه را بهتر درک می کردم.

نمی دونم آیا شما همکار عزیز یا دانش آموز عزیز که این مطلب را می خوانید با من هم عقیده هستید یا خیر اما از شما می خواهم اندکی اندیشه کنید و ببینید چقدر با کشورهای پیشرفته در زمینه یاد دهی و آموزش و برخورد با دانش آموز عقب هستیم.

مطلب زیربه نقل از خبر آنلاین (http://www.khabaronline.ir) نگاشته شده است.اگر شما هم مانند من بر وضعیت آموزش و پرورش مان نگران شدید،بدانید فاجعه آموزش در کشور ما بسیار عمیق تر است!!

معلم هنرمند کلارا

مولکول تترانیترات‌اکسی‌کربن از اکسیژن، نیتروژن و کربن ساخته شده و خواص جالب توجهی دارد، اما چیزی که بیش از همه جالب است، کاشف آن است: کلارا لایزن، دانش‌آموز 10 ساله کلاس پنجم دبستان!

کلارا لایزن کاشف تترانیترات‌اکسی‌کربن است؛ مولکولی که همان‌طور که از اسم آن معلوم است، از اکسیژن، نیتروژن و کربن ساخته شده است. این ماده خواص جالب توجهی دارد، که از استفاده به عنوان یک ماده منفجره تا ذخیره‌سازی انرژی را شامل می‌شود. نام لایزن همچنین به عنوان نویسنده همکار در مقاله‌ای که به بررسی این مولکول جدید می‌پردازد آمده است. اما هیچ کدام از اینها بخش جالب و الهام‌بخش ماجرا نیست، چرا که هر روزه مواد جدیدی ساخته یا کشف می‌شود. آنچه بسیار غیرعادی است، این است که کلارا لایزن یک دانش‌آموز 10 ساله کلاس پنجمی در شهر کانزاس آمریکا است!


به گزارش پاپ‌ساینس، کنت بوئر که معلم کلارا بود، در حال استفاده از مدل توپ و میله معمولی بود تا مولکول‌های معمولی را برای دانش‌آموزان کلاس پنجمی خود به تصویر بکشد. اما کلارا اتم‌های کربن، اکسیژن و نیتروژن را در یک ساختار پیچیده در کنار هم گذاشت و از بوئر سوال کرد که آیا توانسته است یک مولکول واقعی بسازد یا نه. با کمال تعجب، بوئر مطمئن نبود. به همین دلیل از مدل عکس گرفت و آن را برای رابرت زوئلنر، دوست شیمی‌دان خود در دانشگاه ایالتی هامبولت فرستاد، کسی که آن را به عنوان یک ماده شیمیایی کاملا جدید و همچنین کاملا بادوام شناسایی کرد. تصویر زیر، دکتر زوئلنر را در حالیکه مدلی از این مولکول جدید در دست دارد، نشان می‌دهد.


این ماده شیمیایی با ماده دیگری که در پایگاه داده دانشگاه هامبولت وجود دارد، دارای فرمول مشابهی است اما اتم‌های آن به شکل متفاوتی آرایش یافته‌اند؛ در نتیجه این ماده به عنوان یک مولکوا منحصر به فرد شناسایی می‌شود. این مولکول در طبیعت وجود ندارد و بنابراین باید آن را در آزمایشگاه ساخت؛ کاری که نیازمند صرف وقت و تلاش است. به همین دلیل دوست بوئر، رابرت زوئلنر در عوض یک مقاله درباره آن نوشت که در مجله شیمی نظری و محاسباتی منتشر شد. در فهرست نام نویسندگان نیز یک نام به چشم می‌خورد: کلارا لایزن.

بوئر می‌گوید که این کشف و مقاله پس از آن، علاقه جدیدی را به علم و شیمی در مدرسه وی به راه انداخته است. در این میان به خصوص کلارا خیلی راضی به نظر می‌رسد و می‌گوید که اکنون علاقه بسیار بیشتری به زیست‌شناسی و پزشکی دارد.

انواع خطاهای اندازه گیری (قسمت چهارم)

در مطالب قبلی یاد گرفتیم که آنچه در آزمایش های فیزیکی مورد نظر می باشد کاهش خطای کاتوره ای است.

اما آنچه واضح است این است که از خطای کاتوره ای نمی توانیم چشم پوشی کنیم زیرا همواره وجود دارند.به عبارت دیگر آنچه اندازه گیری می شود مطلقا درست نیست!بلکه با خطا همراه است.

یک فیزیکدان هرگز کمیتی را بدون در نظر گرفتن خطا بیان نمی کند،لازم است در این جا به این نکته توجه کنیم که برای یک آزمایش دو نوع خطا در نظر گرفته می شود.خطای مطلق و خطای نسبی.

خطای دید

الف : خطای مطلق : قدر مطلق اختلاف مقدار اندازه گیری شده با مقدار واقعی کمیت می باشد.

در آزمایشهای مکرر بزرگترین اختلاف میان مقدار میانگین و مقدار اندازه گیری شده ها بیانگر خطای مطلق می باشد.

مثال : طولی را چهار بار اندازه گرفته ایم و مقادیر بدست آمده بر حسب سانتی متر،175.7 ،175.8،175.4 و 175.5 می باشند خطای مطلق این اندازه گیری برابر است با:

175.6=4/(175.7+175.8+175.4+175.5)

0.2=175.6-175.8=خطای مطلق

 ب :خطای نسبی: نسبت خطای مطلق به مقدار واقعی کمیت،این خطا تعیین کننده دقت آزمایش است.این خطا را می توانیم از رابطه زیر بدست بیاوریم:

در ادامه به بیان روش محاسبه خطاها خواهیم پرداخت.

ادامه دارد...

انواع خطاهای اندازه گیری (قسمت دوم)

گاه گاهی پیش می آید که ما آزمایشی را انجام می دهیم و در نهایت با هر دقت و با هر تعداد اعداد اعشار که می خواهیم جواب را بیان می کنیم.

در این موارد به دو مورد اصلا توجه نمی کنیم:

1-دقت اندازه گیری وسایل مورد استفاده

2-خطای سیستماتیک و خطای کاتوره ای.

در زمینه خطاهای سیستماتیک در قسمت اول صحبت کردیم اما نوع دوم خطاهای موجود در یک بررسی فیزیکی و خصوصا پدیدار شناسی فیزیکی خطاهای کاتوره ای هستند.

خطاهای کاتوره ای سبب ایجاد افت و خیز و عدم قطعیت در داده ها میشوند (راهنمای فیزیک معلم دوم دبیرستان) و به دو دسته زیر تقسیم بندی می شوند.


1-خطای دستگاه اندازه گیری (اندازه گیری بر اساس دقت وسیله تعیین میشود.مثلا خط کش میلی متری و کولیس با توجه به دقت متفاوت خود می توانند اعداد متفاوتی ارائه دهند.)


2-خطای آزمایشگر (ورجه و ورجه کردن، عدم دیدن ومشاهده صحیح،خطاهای مربوط به خواندن ابزار)

خطاهای مربوط به بینایی بسیار در نتایج تاثیر گذار هستند به پاهای این دو مرد در عکس زیر دقت کنید.

خطای دید

راستی به نظر شما در شکل زیر نقاط سفیدند یا سیاه؟

خطای دید


باید توجه داشت برای بیان یک پاسخ علمی تا حد امکان خطای سیستماتیک کوچک و خطاهای کاتوره ای قابل برآورد باشد.

ادامه دارد ....

انواع خطاهای اندازه گیری (قسمت اول)

در انجام کارهای آزمایشگاهی غالبا با وسایل بسیاری سروکار خواهیم داشت اما آیا در انتهای آزمایش تصمیم به یافتن خطاهای خویش و تصحیح آنها هستیم؟

به شکل زیر دقت کنید:آیا همه سیب ها شبیه یکدیگر هستند؟



در اینجا لازم است به این نکته توجه کنیم که کدام خطاها در آزمایش مورد نظر ما وجود دارد.مثلا در زمینه آزمایشهای اپتیک همواره با خطاهای سیستماتیک روبرو هستیم.

و یا هنگامی که با وسایل اندازه گیری کار می کنیم لازم است دقت آنها و خطاهای وسایل را در نظر بگیریم.

در حقیقت هر آزمایشگر با چند خطای مهم روبرو می باشد.

الف ) خطاهای سیستماتیک: هرگونه اندازه گیری که حدود کمیت مورد نظر مشخص نباشد،مثلا در شکل زیر رنگ قرمز از کجا شروع شده است؟ باید در نظر داشت خطاهای سیستماتیک نتایج را به سوی هدف خاصی منحرف می کنند (راهنمای فیزیک معلم دوم دبیرستان).



ب ) خطاهای کاتوره ای : سبب ایجاد افت و خیز و عدم قطعیت در داده ها میشوند (راهنمای فیزیک معلم دوم دبیرستان).

به نظر شما باید از کدام خطاها چشم پوشی کرد؟راستی از خطاهای آدما یا به اصطلاح نامردی هاشون هم میشه گذشت؟

ادامه دارد....

نگاهی متفاوت به دقت اندازه گیری (قسمت دوم و آخر)

ارقام بامعنی در حقیقت بیانگر مقداری است که با وسایل مورد نظر ما قابل اندازه گیری بوده و در حقیقت قابل درک می باشد.

برای بیان ارقام با معنی مقدار منفی یا مثبت عدد بیان شده ، فرقی نمی کند.تنها باید به موارد زیر دقت کرد:

اول : اگر قدرمطلق عدد مورد نظر از یک بیشتر باشد تعداد ارقام بامعنی تعداد رقمها می باشد باید توجه داشت در این حالت تعداد ارقام بعد از ممیز بیان کننده دقت اندازه گیری وسیله می باشد.

مثلا : 1234.034 یا 1234.034- این دو عدد دارای 7 رقم بامعنی می باشند و وسیله ای که آنها را بدست آورده است دقتی برابر 0.001 داشته است.

دوم : اگر قدر مطلق عدد مورد نظر کمتر از یک باشد تعداد ارقام بامعنی برابر تعداد ارقام مخالف صفر است.

سوم : برای بیان دقیق علمی لازم است عدد مورد نظر به صورت نماد علمی (توان ده دهی ) بیان شود. در این حالت هم تعداد ارقام بامعنی و هم دقت اندازه گیری دقیقتر بیان می شود.باید توجه داشت وجود نماد علمی تاثیری بر ارقام بامعنی ندارد.

مثلا : 12340 ، 104*1.234 و 104*1.2340 این سه عدد هرسه یکی هستند اما اولی با وسیله ای با دقت 1 ،دومی با دقت 0.001 و سومی با دقت 0.0001 اندازه گیری را انجام داده اند.

دوستان عزیز اعداد با معنی بیشتر هنگامی که چهار عمل اصلی را بر روی چند عدد انجام می دهیم معنی دار می شوند در این صورت باید دقت داشت عدد نهایی دقتی بیشتر از اعداد اولیه نداشته باشد.

نگاهی متفاوت به دقت اندازه گیری (قسمت اول)

میگفت : هرچیزی را واحدی است برای اندازه گیری و واحد اندازه گیری شکم اعتباره!

میگفت : کمترین غذایی که خورده یک پرس بوده!

گاه گاهی سر این موضوعات بحث را باز می کرد،هربار که صحبت می کردم که "بابا عجب شکمی بهم زدی" نگاهی بهم می کرد و میگفت :"نفرمایید اعتبار بازاره".

شاید راست می گفت،شاید کمترین چیزی که میشد فهمید کسی دستش به دهنش می رسه همین شکم بود! آره با کمترین دقت!

خوب هر گردی که گردو نیست و هر شکمداری بازاری نمیشه!

می دونی گاهی لازم هست برای هر چیزی واحدی بیان بشه گرچه بهتره این واحد حدالامکان در شرایط فیزیکی تعریف شده باشه و تغییر نکنه و همچنین همه قبولش داشته باشند.

تازه بهتره وسایلی هم برای اندازه گیری آنها تعیین کنیم و چه بهتر واحدهای کوچک تر و بزرگ تر هم براشون تدارک ببینیم.

می دونید گلهای من،کمترین چیزی که یک وسیله میتونه اندازه گیری کنه را دقت اندازه گیری اون وسیله می نامند.مثلا یک خط کش میلی متری حداقل ۱ میلی متر را اندازه گیری می کند از این رو دقت این وسیله ۱ میلی متر یا ۰.۱ سانتی متر یا ۰.۰۱ متر است.

به این معنی که طولهای زیر را می توان توسط یک خط کش میلیمتری اندازه گرفت :

۱۰ میلی متر،۱۰.۱ سانتی متر و ۱.۰۰۲ متر اما توسط این خط کش نمی توان مقدار ۱۰.۰۱ سانتی متر را اندازه گرفت زیرا ۱۰.۰۱سانتی متر=۱۰۰.۱ میلی متر و این بدان معنی است که دقت وسیله ما ۰.۱ میلی متر بوده است!

نگاهی عاقل اندر سفیهی بهم انداخت و گفت:"شکم بچه ام را با چه واحدی اندازه بگیرم؟".

ادامه دارد ...