نگاهی متفاوت به مواد شفاف و کدر (قسمت پنجم)
خیلی دیر اومدی! راست می گفت،دیگه داشتم بدقول می شدم.
گفتم : فکر نکنی به خاطر اینکه سوالت سخت بود دیر اومدم بیشتر دنبال کارهای متفرقه بودم.
نگاهم کرد و گفت : آره همیشه ما از اصول خود غافل می شیم و به دنبال ناکجا آباد می گردیم!
نگاهش کردم و گفتم : اما من به دنبال ناکجا آباد نبودم بلکه به دنبال این بودم تا مساله را بهتر بفهمم.
گفتم :قبلا بیان کردیم شیشه برای نور مرئی شفاف و برای نور فربنفش و فروسرخ کدر است،اما صحبتی از اجسام کدر نکردیم.

اصلا کدر بودن یعنی چه؟این مهمترین سوال قبل از پاسخ دادن به سوال توست!
نگاهم کرد و گفت : بگو من نمی دونم مثل خیلی از نادانهای دیگر! نگاهش کردم و گفتم : کدر یعنی جایی که نور به آن نمی رسد در حقیقت چیزی به اسم جسم کدر وجود ندارد بلکه ما وقتی جسمی روشن و شفاف نیست از واژه ای کمک می گیریم تا بگوییم ماهیت این جسم شفاف نیست.بنابراین از لفظ کدر یا غیر شفاف استفاده می کنیم.
بنابراین بیشتر آنچه در اطراف ما وجود دارد کدر می باشد مثل کتاب،صندلی،میز و حتی آدمها.این مواد نور را جذب می کنند بدون اینکه آن را بازگسیل کنند!
بنابراین ارتعاشهای حاصل از برهم کنش نور گسیل شده با اتمها و مولکولهای این مواد به انرژی جنبشی نامنظمی ( که سبب حرکت و جنبش مولکولها و برخورد آنها به یکدیگر می شود ) تبدیل می گردد که باعث افزایش انرژی درونی جسم می گردد.
برای همین اجسام کدر هنگامی که در معرض گسیل نور قرار گیرند اندکی گرم می شوند.
نگاهم کرد و گفت : به نظر تو چرا فلزات با آنکه کدر هستند اما درخشان به نظر می رسند؟
راستی دلهای آدما کدر است یا شفاف؟چطور میشه حداقل مثل فلز درخشان بود؟
نگاهش کردم،هنوز اشکهایی را که در چشمانش حلقه بسته بود بیاد می آورم،همه عشق او در حال نزدیک شدن به قربانگاه بود!
ادامه دارد ...




















وقتي همه با من هم عقيده مي شوند، تازه احساس مي کنم که اشتباه کرده ام.