پاسخ منطقی (داستان کوتاه)

یک دختر خانم زیبا خطاب به رئیس شرکت امریکائی ج پ مورگان نامه‌ای بدین مضمون نوشته است :

می‌خواهم در آنچه اینجا می‌گویم صادق باشم.من 25 سال دارم و بسیار زیبا ، با سلیقه و خوش‌اندام هستم. آرزو دارم با مردی با درآمد سالانه 500 هزار دلار یا بیشتر ازدواج کنم.شاید تصور کنید که سطح توقع من بالاست ، اما حتی درآمد سالانه یک میلیون دلار در نیویورک هم به طبقه متوسط تعلق دارد چه برسد به 500 هزار دلار.خواست من چندان زیاد نیست. هیچ کس درآنجا با درآمد سالانه 500 هزار دلاری وجود دارد؟آیا شما خودتان....

ازدواج کرده‌اید؟ سئوال من این است که چه کنم تا با اشخاص ثروتمندی مثل شما ازدواج کنم؟چند سئوال ساده دارم:اول: پاتوق جوانان مجرد کجاست ؟دوم: چه گروه سنی از مردان به کار من می‌آیند ؟سوم: چرا بیشتر زنان افراد ثروتمند ، از نظر ظاهری متوسطند ؟چهارم: معیارهای شما برای انتخاب زن کدامند ؟

 امضا ، خانم زیبا

و اما جواب مدیر شرکت مورگان :

نامه شما را با شوق فراوان خواندم. درنظر داشته باشید که دختران زیادی هستند که سئوالاتی مشابه شما دارند. اجازه دهید در مقام یک سرمایه‌گذار حرفه‌ای موقعیت شما را تجزیه و تحلیل کنم :درآمد سالانه من بیش از 500 هزار دلار است که با شرط شما همخوانی دارد ، اما خدا کند کسی فکر نکند که اکنون با جواب دادن به شما ، وقت خودم را تلف می‌کنم.از دید یک تاجر ، ازدواج با شما اشتباه است ، دلیل آن هم خیلی ساده است : آنچه شما در سر دارید مبادله منصفانه "زیبائی" با "پول" است. اما اشکال کار همینجاست : زیبائی شما رفته‌رفته محو می‌شود اما پول من ، در حالت عادی بعید است بر باد رود. در حقیقت ، درآمد من سال به سال بالاتر خواهد رفت اما زیبائی شما نه. از نظر علم اقتصاد ، من یک "سرمایه رو به رشد" هستم اما شما یک "سرمایه رو به زوال".به زبان وال‌استریت ، هر تجارتی "موقعیتی" دارد. ازدواج با شما هم چنین موقعیتی خواهد داشت. اگر ارزش تجارت افت کند عاقلانه آن است که آن را نگاه نداشت و در اولین فرصت به دیگری واگذار کرد و این چنین است در مورد ازدواج با شما.هر آدمی با درآمد سالانه 500 هزار دلار نادان نیست ، ما فقط با امثال شما قرار می‌گذاریم اما ازدواج نه. به شما پیشنهاد می‌کنم که قید ازدواج با آدمهای ثروتمند را بزنید ، بجای آن ، شما خودتان می‌توانید با داشتن درآمد سالانه 500 هزار دلاری ، فرد ثروتمندی شوید. اینطور ، شانس شما بیشتر خواهد بود تا آن که یک پولدار احمق را پیدا کنید.امیدوارم این پاسخ کمکتان کند.

امضا  رئیس شرکت ج پ مورگان

به نقل از سایت داستانک

*بارها این سوال ذهن مرا مشغول کرده است که چرا با انسانهایی که حتی ارزش شکست را نمی دانند باید گفتگو کنم،آدمهایی که از همه دنیا طلب و انتظار دارند غیر از خودشان.واقعا بعدها خودمان را به خاطر این افراد سرزنش نمی کنیم؟پول و زیبایی بهانه است اگر کسی شما را بخاطر یک چیز خارجی که در خودش وجود نداشت بخواهد،و شما قبول کنید،به نظر من فقط یک بازنده هستید!

به نظر شما این تصویر چیست؟

دانشمندان براي اولين بار موفق به ترسيم مسيرهاي حركت اسپرم‌ها به شكل سه بعدي شدند كه راه‌هاي حركت مارپيچي شكل اين شناگران بيش فعال را به نمايش گذاشته است.


به گزارش انتخاب به نقل از ايسنا، اين فناوري جديد مبتني بر يك تراشه حسگر است كه با نمونه‌هاي موجود در گوشي‌هاي هوشمند و دوربينهاي ديجيتال متفاوت بوده، مي‌تواند به آزمايشات بهتر باروري مردان و درك واضح‌تري از رفتار ديگر ريزموجودات زيستي منجر شود.

مطالعه اسپرم‌هاي انسان به دليل كوچك بودن و سرعت آنها بسيار مشكل است. با اين حال محققان دانشگاه كاليفرنيا در لوس‌آنجلس يك اسپرم را بر روي يك تراشه حسگر سيليكوني قرار داده و نورهاي ال‌اي‌دي قرمز و آبي را از جهت‌هاي مختلف بر روي اين اسپرم در حال حركت تاباندند.

هر اسپرم از دو سايه متفاوت با رنگ‌هاي مختلف برخوردار بوده كه اين تراشه آنها را ثبت كرده و پس از آن يك برنامه رايانه‌اي اين دو مجموعه داده را براي بازسازي مسيرهاي پيچ در پيچ سلولها تركيب مي‌كند.

ميكروسكوپ‌هاي نوري رايج در هر زمان تنها قادر به مشاهده تعداد محدودي از سلولها به شكل سه بعدي هستند، اما در اين شيوه جديد مبتني بر حسگر، محققان توانسته‌اند به راحتي بيش از 1500 اسپرم را با حالت سه بعدي در يك آزمايش پيگيري كنند.

اين داده‌ها توانسته‌اند حالتهاي شناي كاملا متفاوتي را براي اسپرمها شناسايي كنند. اكثر اسپرمها يك مسير عادي را دنبال مي‌كنند كه تقريبا يك خط مستقيم است.

اما برخي از آنها در يك مسير مارپيچي حركت مي‌كنند كه پيش از اين تنها در نتايج مبهم ميكروسكوپي به آنها اشاره مي‌شد. اسپرمهاي ديگر با عناوين «بيش فعال» به دليل تغيير جهت زياد در مسير شناي خود شناخته شده‌اند كه اغلب باعث حركت آنها در جهت معكوس مي‌شود.

به گفته محققان در حال حاضر هيچ ارتباط شناخته شده‌اي ميان سلامت يك اسپرم و حالت شناي آن وجود ندارد اما اين شيوه تصويربرداري مي‌تواند درهاي جديدي را براي چنين پژوهشهايي در آينده باز كند.

نقل از پایگاه خبری انتخاب

غروب قرمز و عصر روز جمعه سی و یکم شهریور ماه

چرا هنگام غروب آسمان قرمز رنگ است؟
نگاه که بهش می کردم دلم میسوخت! هر کس می خواست اذیتش کنه کافی بود بگه،میدونی فقط دو روز ....

که جیغش می رفت هوا و فحش و بد وبیراه بود که نثار مدرسه و معلم و ... میکرد.

شاید درست میگفت،بوی ماه مهر بوی خوبی نبود،گند بود! راستی من و شما که معلم هستیم از آمدن بوی ماه مهر خوشحال میشیم؟

بوی ماه مهر،برای خیلی ها شده درد بی درمان.اما هنوز هم امید به آموزش بهتر در برخی معلمان و امید به یادگیری بهتر و تلاش برای بهتر شدن در برخی چشمان دیده می شود.

نگاهی بهش کردم و گفتم،اصلا مدرسه بی مدرسه بیا بریم با هم بیرون. بردمش بیرون و کناری نشستیم به دور از این شهر پرهیاهو،نزدیک غروب بود و آسمان رو به سرخی در افق می رفت.

چند صباحی میشد که به تماشای غروب ننشسته بودم،پس با دقت بهش نگاه کردم و گفتم،راستی میبینی چه غروب قشنگی است؟آسمان قرمز قرمز شده،پرسپولیسی!


گفت : امروزم رفت،فقط دو روز مونده،خدا غروب عصر جمعه را چطور تحمل کنم؟تو دلم گفتم: نگران نباش،آقا ظهور میکنه!شاید این جمعه بیاید! اما خودم هم میدونستم نمیاد چون ایشان را با ما چه کار اصلا کی منتظر ظهوره؟پایین آمدن نرخ دلار و سکه از همه چیز مهمتره!

گفتم : مدرسه هم جای بدی نیستا،می تونی جهان اطرافت،آدمها و ... را بهتر بشناسی.

نگاه کن چه غروب زیبایی است،اصلا میدونی چرا آسمان هنگام غروب خورشید قرمز رنگ میشه؟گفت : نه.

گفتم : میدونی رنگین کمان از چند رنگ تشکیل شده؟گفت : آره معلم ما گفته هفت تا،اما الان فهمیدم از شش رنگ تشکیل شده است تو مجله دانستنیها نوشته بود.(کاش معلم های ما هم مجله های علمی را میخواندند)

گفتم: آفرین،حالا می تونی به من بگی چرا آسمان هنگام غروب قرمز رنگ میشه؟

گفتم:وقتی خورشید در افق قرار می گیره،پرتو های نور باید مسیر طولانی تری را طی کند و رنگهای سبز،آبی وبنفش بیش تر از هر نور دیگری پراکنده می شوند (آیا میدانید چرا؟) و از پرتوهایی که به چشم ما می رسند حذف می شوند از این رو رنگ هایی از نور که به چشم ما می رسند بیشتر قرمز،نارنجی و زرد است لذا چنین به نظر می رسد که آسمان آتش گرفته و قرمز رنگ است.

هاج و واج نگاهم کرد و گفت،کاش غروب جمعه سی و یکم شهریورماه باران بباره! فقط دو روز مونده!

نقش نیتروژن در ساخت کلید زبانه ای

ماکرویو،وسیله ای که امروزه کمتر خانمی با آن نا آشناست.

امروزه استفاده از فناوری در زندگی ما آنقدر زیاد شده است که ناخواسته جایش را با مهر و محبت و سادگی عوض کرده است،گرچه همه اینها تقصیر خودمان است نه تکنولوژِی.

همیشه این سوال برایم مطرح بود که چرا با بازبودن درب ماکروویو،دستگاه کار نمی کند و یا این که چرا با بستن درب دستگاه هوشمندانه عمل کرده و شروع به کار می کند.

شاید امروزه بسیاری از دستگاه ها از این تکنیک استفاده کنند اما به نظر شما،این نوآوری چگونه ممکن است؟

آیا کدهای کامپیوتری یا تراشه های خاص این کار را انجام می دهند یا یک کلید ساده؟هوشمندی این طرح در کجاست؟

با نگاهی به این وسایل متوجه می شویم که تقریبا تمام آنها همانند شکل ساده زیر هستند.

اما همه مسائل در یک کلید زبانه ای کوچک خلاصه می شود،این کلید که از یک محفظه پر شده از گاز نیتروژن و دو سیم فلزی رسانا تشکیل شده است به گونه ای است که با قرار گیری در یک میدان مغناطیسی می تواند متصل و با دور شدن آن سبب قطع اتصال گردد.

باید توجه داشت که نیتروژن یک عنصر دیامغناطیس است از این رو در مجاورت یک میدان مغناطیسی خارجی دارای مولکولهای قطبیده می شود از این رو با نزدیک شدن یک میدان مغناطیسی به این محفظه کلید زبانه ای عمل کرده و اتصال بر قرار می شود.

با توجه به آنچه گفته شد آیا می توانید بیان کنید در صورت نزدیک کردن آهن ربا مطابق شکل زیر کلید بسته خواهد شد یا خیر؟

چرا در وسایل آهن ربای دائمی را به صورت عمودی و به موازات زبانه قرار می دهند؟

آیا تحمل شنیدن صدای قرص اویلر را دارید؟

خبر آنلاین: قرص اویلر، ابزار ساده‌ای است که برای بررسی دینامیک سیستم‌های چرخان به کارمی‌رود. مشابه این آزمایش را بارها دیده‌اید، وقتی که سکه‌ای را روی میز صاف می‌چرخانید و منتظر می‌مانید تا سکه آرام‌آرام به روی زمین بیفتد.

قرص اویلر درواقع یک استوانه پهن (و کم‌ارتفاع) از فولاد است که روی سطح فولادی با اندکی تعقر که کاملا پرداخت شده و با کروم پوشانده شده، قرار می‌گیرد. وقتی این قرص را روی این سطح کم‌اصطکاک به دوران درمی‌آورید، ترکیب نیروهای جانب به مرکز و گرانش باعث می‌شود حرکت‌های مختلفی مانند تقدیم، رقص محوری و ... در این دوران اتفاق بیفتد.

اگر نیروی مقاومی وجود نداشت، این قرص برای همیشه به همین وضعیت دوران می‌کرد، اما وجود اصطکاک غلتشی و نیروی مقاومت هوا باعث می‌شود این حرکت آرام آرام میرا شده و قرص سقوط کند؛ البته آزمایش‌های انجام ده در خلأ نشان داده که اثر مقاومت هوا بسیار کم است.

یکی از اثرات جانبی این پدیده، تغییر بسامد صدای تماس لبه قرص اویلر روی سطح مقعر است که با گذشت زمان و کم‌تر شدن دامنه نوسان، ریزتر می‌شود و در پایان به‌طور ناگهانی قطع می‌شود.

دانلود کلیپ

تکنولوژی به چه بهایی؟

نگاه نگران دوستداران محیط زیست به جمعیتی است که نه برای مرگ بلکه برای فرار از تکنولوژی به ساحل هجوم آورده اند،زیرا آنان زیبارویان غافلی هستند که نمیدانند به  قربانگاه آمده اند!

سونار،شاید برای بعضی ها مطلبی غیر آشنا باشد اما برای برخی حیوانات خیر.

در لغت سونار،ناوبری و تشخیص فاصله توسط صوت بیان می شود و در مراکز علمی تکنولوژی است که با استفاده از انتشار صدا در زیر آب قادر به شناسایی موانع،زیردریایی و کشتی ها میتوان گردید.

اما از دیدگاه دوستداران محیط زیست سونار یک تکنولوژی مرگ آور است و ظالمانه ترین کشتار آرام که به خود کشی دست جمعی نهنگها در میان انسانها تعبیر شده است برای آنکه این قربانیان بی صدا،ساکت تر بمیرند!

آیا تا به حال به این موضوع اندیشه اید که تکنولوژی بهتر است یا محیط زیست؟ما تا چه حد می توانیم قاتل باشیم؟امروزه کمتر اقیانوس یا دریایی است که از آلودگی فراصوتی سونار زیردریایی ها در امان باشند.

همانطور که میدانیم نهنگها نیز همانند سایر جانوران زیر دریا،به حس شنوایی خود وابسته هستند،از این رو با توجه به امواجی که از خود ساطع می کنند و امواجی که در اثر برخورد و بازتاب آنها دریافت می کنند می توانند موانع،نواحی عمیق و کم عمق را تشخیص دهند.

اینجاست که قاتلان وارد می شوند،انسانهای دوستدار تکنولوژی با بسامدهایی که برای این آبزیان قابل شنیدن است! امواج سونار زیر دریایی ها قاتل این حیوانات زیباست،چرا که در بسامدهایی فرستاده می شوند که برای این آبزیان در حد آستانه دردناکی است.

امواج سونار زیر دریایی ها سبب می شود که نهنگ ها تعادل خود را  از دست بدهند و دچار سرگیجه شوند از این رو برای فرار از این صدای آزار دهنده دو راه در پیش خود ببینند.

اول : رفتن به نواحی عمیق دریاها و اقیانوس ها که خبری از این تکنولوژی و زیردریایی ها نیست.

دوم: رفتن به نواحی کم عمق نزدیک ساحل.

حالت اول برای استراحت و مدت طولانی امکان پذیر نیست،زیرا این حیوانات برای تنفس نیازمند آمدن بر روی آب جهت می باشند.بنابراین حالت دوم را انتخاب و به نزدیکی ساحل پناه می برند.

اما غافل از اینکه بر اثر جذر و مد،میزان بالا و پایین آمدن آب تغییر می کند از این رو در اثر جزر نهنگ ها بر روی ساحل بدون آب می مانند،و اینجاست که دو مشکل عمده آنها را تهدید می کنند،سوختگی پوست لطیف و حساس آنها در آفتاب و شکسته شدن دنده هایشان زیر بار سنگین وزنشان.

اینجا در نبود آب ارشمیدس هم نمی تواند کاری انجام دهد و وزن بالای آنها دنده های این حیوانات زیبا و بیگناه را در مدت کمتر از نیم ساعت، خرد می کند.

اینجاست که ما متوجه می شویم،به جای انگشت حسرت و دلسوزی گاهی باید نگران از تکنولوژی و راحتی خود باشیم و گاه گاهی به این نیز نگاه کنیم،چه جانداران قاتلی هستیم.

وال

حالا شاید متوجه شوید که چرا دوستداران محیط زیست در این قربانگاه بر روی نهنگ آب می ریزند و تلاش می کنند او را به محل عمیق تری هدایت کنند.

فیزیک گاهی وقتها هم خوب نیست!

چگونه پاسخ دهیم؟

استاد سختگیر فیزیک اولین دانشجو را برای پرسش فرا خواند و سئوال را مطرح کرد.

شما در قطاری نشسته اید که با سرعت هشتاد کیلومتر در ساعت حرکت میکند و ناگهان شما گرما زده شده اید، حالا چکار میکنید؟

دانشجوی بی تجربه فورا ً جواب داد،من پنجره کوپه را پائین میکشم تا باد بوزد!

استاد رو به دانشجو کرد و پرسید:حال که شما پنجره کوپه را باز کرده اید،در جریان هوای اطراف قطار اختلال حاصل میشود و لازم است موارد زیر را محاسبه کنید،محاسبه مقا ومت جدید هوا در مقابل قطار،تغییر اصطکاک بین چرخها و ریل.از سوی دیگر به این سوال نیز پاسخ دهید:

آیا در اثر باز کردن پنجره، سرعت قطار کم میشود و اگر آری، به چه اندازه؟

دهان دانشجو باز مانده بود و قادر به حل این مسئله نبود و سرافکنده جلسه امتحان را ترک کرد.

همین بلا سر دانشجویان بعدی هم آمد از این رو همگی در امتحان شفاهی فیزیک مردود شدند.

استاد آخرین دانشجو را برای امتحان فرا خواند و طبق معمول سئوال اول را پرسید.

شما در قطاری نشسته اید که با سرعت هشتاد کیلومتر در ساعت حرکت میکند و ناگهان شما گرما زده شده اید، حالا چکار میکنید؟

دانشجو نگاهی به استاد کرد و گفت،کتم را در آورده و آویزان می کنم.

استاد اضافه کرد که هوا بیش از اینها گرم است،دانشجو گفت،ژاکتم را هم در می آورم.

استاد ادامه داد،هوای کوپه مثل حمام سوناخشک داغ داغ است.

دانشجو بازهم پاسخ داد،اصلا لخت مادرزاد می شوم.

استاد که دید دانشجویش سر تسلیم فرود نمی آورد رو به دانشجو کرد و گفت:در کوپه شما که دو انسان بدکار و نانجیب هستند که منتظرند تا شما لخت شوید.

دانشجو به آرامی پاسخ داد:استاد این دهمین بار است که من در امتحان شفاهی فیزیک شرکت میکنم،از این رو  اگر قطار مملو از این افراد نانجیب و بدکار باشد، من آن پنجره لامصب را باز نمیکنم!

ایده ای جالب برای آموزش نجوم

اگر به خاطر قطعه پنچم شیرینی که بعد از شام میل نموده اید، احساس گناه میکنید شاید بخواهید از وزن کردن خودتان به گونه ای طفره روید، اما آیا دوست ندارید که با این وزنه آموزشی، وزن خودتان را اندازه بگیرید؟ این وزنه برای آموزش و شناخت بیشتر کودکان از منظومه شمسی ساخته شده، اما مهم تر از آن میتواند تاثیر گرانش هر سیاره را نیز محاسبه کند.

اگر شما روی یکی از هشت سیاره قدم بگذارید به شما تاثیرات قلبی عروقی و برخی مشخصات بدن تان در فضا داده خواهد شد! این وزنه 50 دلاری وزن شما را برحسب هر سیاره بیان میکند. مثلا در اولین قدم وزن خودتان را روی زمین اندازه گیری می کنید و با وزن کردن روی سیاره های دیگر متوجه خواهید شد که وزن شما برحسب جاذبه های دیگر کرات دارای چه نوسانی خواهد بود.

اگر شما واقعا به خاطر چاقی و پرخوری خودتان دچار عذاب وجدان شده اید بهتر است به سیاراتی دیگر مانند مریخ، ونوس و یا ماه سفر کنید که نیروی گرانش آنها از زمین کمتر است. اما لطفا از رفتن به سیاره مشتری اجتناب کنید زیرا ممکن است وزن شما به به اندازه ای زیاد شود که خود را با یک غول کوچک اشتباه بگیرید.

به نقل از سایت نارنجی

سفید یا زرد (آلومینیوم یا مس)

مس فلز قرمز رنگی که قدیمی ها را یاد آفتابه و دیگ میندازه و جوانها را یاد سیم های مسی و آلومینیوم فلز سفید رنگی که بیشتر آدمها را یاد درب و پنجره های آلومینیومی میندازه.

اما شاید برای شما هم این سوال پیش آمده باشد،که چرا با وجود فلزات ارزان تر و رساناتر از مس،بهتر می دانیم از مس در ساخت سیمها استفاده کنیم؟

همانطور که می دانیم نقره فلز ارزشمند و گران قیمت تری از مس است از این رو با آنکه از لحاظ رسانایی نسبت به مس عملکرد بهتری دارد،اما به دلیل مقرون به صرفه نبودن آن،در ساخت سیم و کابل های برق از این فلز استفاده نمی شود.

مس

اما در مورد سفید روی سبکی مانند آلومینیوم قضیه کاملا متفاوت است.آلومینیوم سبک تر از مس است (تقریبا 30 درصد چگالی کمتری نسبت به مس دارد)  و از لحاظ قیمت هم از مس ارزان تر است بنابراین می تواند گزینه مناسبی برای ساخت و جایگزینی مس باشد،اما چرا این فلز در صنعت برق جهت ساخت سیم ها و ارتباطات استفاده نمی شود؟

علت اصلی این امر آن است که آلومینیوم در مجاورت هوا اکسید می شود و همین امر سبب بالا رفتن مقاومت آن میشود از این رو این لایه نارسانا (مقاوم) مانع عبور جریان الکتریکی می شود.از سوی دیگر برای این که این لایه را از بین ببریم همواره نیازمند تراشیدن سطح رویه آلومینیوم می باشیم.از سوی دیگر آلومینیوم نسبت به مس چکش خواری و انعطاف کمتری دارد لذا در ساختن سیم های بلند به هیچ عنوان مناسب نیست،زیرا در اثر خم و راست شدن سیم ممکن است به آن آسیب برسد و یا شکستگی در طول آن بوجود آید.

آلومینیوم

باید توجه داشت در سیمهای مسی سطح اتصال مناسب و بدون مقاومت زیاد با سیم مجاور خود می باشد،لازم است بدانیم یک ترکیب خوب از مس و آلومینیوم (سیمی از آلومینیوم که با روکش مس پوشانده شده است)می تواند به عنوان یک سیم الکتریکی خوب و سبک در نظر گرفته شود گرچه به دلیل عدم توسعه فناوری ساخت این نوع سیم ها همچنان سیمهای مسی حرف اول را در صنعت برق می زنند.

افشان همچو موهایت (نگاهی به سیم های افشان الکتریکی)

دیوانه ام میکردی وقتی موهایت را بر روی شانه هایت می ریختی و پریشان می کردی!

هر تار موی تو هزاران راز نهفته داشت! برای تک تک آنها احترام قائل بودم و....

هنوز هم بوی آنها مستم می کند،آرام جان...

بیاد گیسوانت،که وقتی در باد شانه می شد و باد را عطر و بو می بخشید!

خنده ات شاعرم می کرد و اشکهایت .... کاش از سر ذوق بود نه درد... که با آنها آب میشدم از برای تو!

اکنون هم اینجا نشسته ام،تنها و پر امید،به آینده ای روشن،میدانم که هستی!

مسخره است نه! آخر تو را با سیمهای افشان چه رابطه؟چه کنم از هر چیز تو را جستجو می کنم.

از فیزیک خوشم می آید چون یاد آور خاطرات است و اکنون نوبت الکتریسیته و رشته های افشان.

همواره این سوال در ذهنم نقش می بست،چرا سیمهای کنتور برق یک سیم تک رشته ای است اما اغلب سیمهای مربوط به داخل ساختمان از سیم های افشان یا چند رشته ای تشکیل می شود؟

مهمترین مساله مربوط به قابل انعطاف بودن سیمهای افشان است،از سوی دیگر این سیم ها برای اتصال های کوتاه بسیار کاربرد دارد،باید توجه داشت که در سیمهای افشان احتمال قطع شدن بسیار بیشتر از سیمهای تک رشته ای می باشد.

از سوی دیگر سیمهای تک رشته ای در صورت قطع شدن بسیار ساده تر قابل تشخیص می باشند،برای فواصل طولانی مورد استفاده قرار می گیرند (برای متراژهای بالا ساخت این سیمها مقرون به صرفه تر می باشد) از سوی دیگر از آنجا که مقاومت این سیم نسبت به سیمهای افشان بیشتر می باشد در اثر عبور جریان بالا،بسیار سخت تر می سوزند.

با توجه به موارد بالا می توان گفت،از آنجا که در ورودی کنتور برق،اتصال بسیار مهم و جریان ورودی بالا می باشد،لذا از سیم های تک رشته ای استفاده می شود که با عبور این جریان سریع نسوزند و به اصطلاح پوک نشوند. از سوی دیگر برای سیم کشی ساختمان به دلیل نیاز به جریان عبوری کمتر و انعطاف پذیری از سیمهای افشان استفاده می شود.

سیم

حال با توجه به این مطالب آیا می توانید به پرسشهای زیر پاسخ دهید:

"چرا چند وسیله پر مصرف را نباید همزمان به کار انداخت ؟ چرا در ساعات اوج مصرف استفاده از وسایل پر مصرف توصیه نمی شود؟"

همیشه برای من زیباترینی حتی الان مهربان ترین من.

همیشه بیادت هستم

قر قر قرقره (نگاهی به مزیت مکانیکی قرقره)

یادمه سالها قبل،خیلی خیلی دور رفتی،زیاد دور نه!همین ده پانزده سال پیش،هنوز ماشین های مکانیکی برای بالا بردن مصالح ساختمانی و موتور ماشین ها،استفاده نمی شدند.

واسه همین کارگرها مجبور بودند با استفاده از یک قرقره ثابت و کشیدن یک طناب اجسام را بالا ببرند.کارگرهای ساختمانی همیشه از قرقره های ثابت استفاده می کرد، چون حداکثر یک جسم مثلا 50 کیلوگرمی (یک بسته سیمان،چند تا آجر و یا یک بسته گچ) را بالا می بردند اما در مکانیکی ها این موضوع بسیار فرق می کرد.

هنوز هم مکانیکی ها از ترکیب قرقره های ثابت و متحرک برای بالا بردن موتور یک اتومبیل استفاده می کنند،اما علت این امر چیست؟چرا در جاهایی که می خواهیم لوازم سنگین را جابجا کنیم،از ترکیب قرقره های ثابت و متحرک استفاده می کنیم؟

در حقیقت با ترکیب این قرقره ها در صدد افزایش مزیت مکانیکی دستگاه مورد نظر هستیم.همان طور که می دانیم برای آنکه توسط یک قرقره ثابت یک جسم 10 کیلوگرمی (100 نیوتنی) را جابجا کنیم لازم است 100 نیوتن نیرو به طرف دیگر وارد کنیم.در حقیقت با هر دست بدی با همان دست پس می گیری چون این قرقره ها تنها انتقال نیرو را انجام می دهند.همه چیز یکسان است.

به نظر شما،اگر یک طرف قرقره 5 متر کشیده شود،جسم چند متر بالا می رود؟

حال اگر بخواهیم یک موتور اتومبیل را که 200 کیلوگرم وزن دارد جابجا کنیم،چه کنیم؟برای بالا بردن یک فرغون پر از خاک چقدر باید نیرو وارد کنیم،میبینید آدم نابود میشه! اینجاست که لازم است از قرقره های متحرک کمک بگیریم.خوبی این وسایل آن است که دو برابر آنچه می دهی می گیری!

در این نوع وسایل آنچه مهم است مزیت مکانیکی دستگاه می باشد.برای یافتن مزیت مکانیکی یک دستگاه که از ترکیب چند قرقره ساخته شده است کافی است به روش های زیر عمل کنیم.(در شکلهای زیر R وزنه و E نیرویی است که از طرف ما وارد می شود).

توجه : همواره می توان رابطه زیر را برای دستگاه هایی که نیرو را انتقال می دهند و یا باعث افزایش و یا کاهش نیرو می شوند،نوشت:

نیروی مقاوم=نیروی محرک*مزیت مکانیکی

الف : قرقره مرکب نوع اول : اگر در بستن قرقره مرکب از یک طناب استفاده شود و سر طناب متصل به قرقره ثابت باشد ، مزیت مکانیکی از طریق فرمول زیر محاسبه می شود:            

A=2×n

n در این فرمول تعداد قرقره های متحرک است.

مثلا در قرقره مرکب زیر ،طناب متصل به قرقره ثابت است و تعداد قرقره های متحرک ، 2 می باشد ؛از این رو مزیت مکانیکی 4 است پس یک بار 400 نیوتنی را می توان با 100 نیوتن جابجا کرد.

ب : قرقره مرکب نوع دوم : اگر در بستن قرقره مرکب از یک طناب استفاده شود و سر طناب متصل به قرقره متحرک باشد ، مزیت مکانیکی از طریق فرمول زیر محاسبه می شود:            

A=2×n+1

n در این فرمول تعداد قرقره های متحرک است.

مثلا در قرقره مرکب زیر ،طناب متصل به قرقره ثابت است و تعداد قرقره های متحرک ، 2 می باشد ؛از این رو مزیت مکانیکی 5 است پس یک بار 400 نیوتنی را می توان با 80 نیوتن جابجا کرد.

ج : قرقره مرکب نوع سوم : اگر در بستن قرقره مرکب از چند طناب استفاده شود و طناب ها بسته شده باشند و قرقره ها روی آن ها حرکت کنند ، مزیت مکانیکی از طریق فرمول زیر محاسبه می شود:

A=2n

که در این رابطه n تعداد کل قرقره ها است.

مثلا در قرقره مرکب  زیر ، سه طناب بسته شده اند و 3 قرقره بر روی آن ها حرکت می کنند. پس مزیت مکانیکی آن 8 است از این رو یک بار 400 نیوتنی را میتوان با 50 نیوتن جابجا کرد.

د : قرقره مرکب نوع چهارم : اگر در بستن قرقره مرکب از چند طناب استفاده شود و قرقره ها یا یکی از قرقره ها بسته شده باشند است (بقیه ی قرقره ها به هم بسته شده اند) و طناب ها بر روی آن ها قرار گرفته شده باشند ، مزیت مکانیکی از طریق فرمول زیر محاسبه می شود:

A=2n-1

n در این فرمول تعداد کل قرقره ها است.

مثال : در قرقره زیر ، یکی از قرقره ها بسته شده است (بقیه ی قرقره ها به هم بسته شده اند) و سه طناب بر روی آن ها قرار گرفته اند . در ضمن تعداد قرقره ها 3 می باشد.پس مزیت مکانیکی 7 می باشد،از این رو یک وزنه 400 نیوتنی را می توان با نیرویی برابر با 58 نیوتن جابجا کرد.

باید توجه داشت استفاده از هر یک از این قرقره به نوبه خود می تواند راهگشای کارها باشد،راستی اشکال استفاده از قرقره های مرکب چیست؟چرا همیشه از این قرقره ها استفاده نمی کنیم؟

حالا که با قرقره ها آشنا شدید تا به حال اندیشه اید که چرا در وسایل مکانیکی از چرخ دنده استفاده می کنند؟راستی چرخ دنده های کوچک و بزرگ به چه کار می آیند؟