مقیاس تورینو


بالاخره هرچیزی یک واحدی برای خودش داره،و مقیاس تورینو برای اجرام نزدیک به زمین مثل مقیاس ریشتر است برای زلزله.

اخترشناسان بر اساس احتمال برخورد و انرژِی جنبشی تخمین زده شده هر سیارک و دنباله دار بالقوه خطرناک،نمره ی خطری را بین 0 تا 10 به آن نسبت می دهند.

مثلا منطقه بی خطر صفر برای اجرام خردی که به فاصله بسیار زیادی از زمین قرار دارند و احتمال برخورد آنها با زمین صفر است بیان می شود.

این مقیاس که به صورت یک طیف رنگی می باشد بر اساس جرم و واکنش مناسب برای خطر احتمالی بیان می شود.راستی نام این مقیاس از تورینوی ایتالیا گرفته شده است زیرا در سال 1999 میزبان کنفرانسی بین المللی درباره اجرام نزدیک به زمین بوده است.

داشتم فکر می کردم کاش این کنفرانس توی تهران انجام می شد،شاید الان مقیاسی داشتیم به نام تهرانیو!

برای دانلود مقیاس تورینو به لینک های زیر مراجعه کنید.

لینک اول (انگلیسی بسیار کامل)

لینک دوم (فارسی مقیاس تورینو)

دوستان و میخ کوبیدن بر دیوار

یکی بود یکی نبود ، یک بچه کوچک بد اخلاقی بود . پدرش به او یک کیسه پر از میخ و یک چکش داد و گفت هر وقت عصبانی شدی ، یک میخ به دیوار روبرو بکوب .
روز اول پسرک مجبور شد 37 میخ به دیوار روبرو بکوبد . در روز ها و هفته ها ی بعد که پسرک توانست خلق و خوی خود را کنترل کند و کم تر عصبانی شود ، تعداد میخ هایی که به دیوار کوفته بود رفته رفته کمتر شد . پسرک متوجه شد که آسان تر آن است که عصبانی شدن خودش را کنترل کند تا آن که میخ ها را در دیوار سخت بکوبد .
بالاخره به این ترتیب روزی رسید که پسرک دیگر عادت عصبانی شدن را ترک کرده بود و موضوع را به پدرش یادآوری کرد . پدر به او پیشنهاد کرد که حالا به ازای هر روزی که عصبانی نشود ، یکی از میخ هایی را که در طول مدت گذشته به دیوار کوبیده بوده است را از دیوار بیرون بکشد .
روزها گذشت تا بالاخره یک روز پسر جوان به پدرش رو کرد و گفت همه میخ ها را از دیوار درآورده است . پدر ، دست پسرش را گرفت و به آن طرف دیواری که میخ ها بر روی آن کوبیده شده و سپس در آورده بود ، برد .

پدر رو به پسر کرد و گفت : " دستت درد نکند ، کار خوبی انجام دادی ولی به سوراخ هایی که در دیوار به وجود آورده ای نگاه کن! این دیوار دیگر هیچ وقت دیوار قبلی نخواهد بود .
پسرم وقتی تو در حال عصبانیت چیزی را می گویی مانند میخی است که بر دیوار دل طرف مقابل می کوبی . تو می توانی چاقویی را به شخصی بزنی و آن را درآوری ، مهم نیست تو چند مرتبه به شخص روبرو خواهی گفت معذرت می خواهم که آن کار را کرده ام ، زخم چاقو کماکان بر بدن شخص روبرو خواهد ماند . یک زخم فیزیکی به همان بدی یک زخم شفاهی است .
دوست ها واقعاً جواهر های کمیابی هستند ، آن ها می توانند تو را بخندانند و تو را تشویق به دستیابی به موفقیت بکنند. آن ها گوش جان به تو می سپارند و انتظار احترام متقابل دارند و آن ها همیشه مایل هستند قلبشان را به روی ما بگشایند .
به نقل از سایت داستانهای پندآموز

چگالی سنج به جای دماسنج

موضوع جالبی است،آیا تا به حال به این فکر افتاده اید که به جای دماسنج می توان از چگالی سنج استفاده نمود؟

ایده نگارش این مطلب را "ملیسا" با قرار دادن یک نظر جالب در اختیار من قرار داد.

راستی آیا می توان از این روش برای بیان درجه هوای (گازها) استفاده کرد؟در مورد مایعات و جامدات چطور؟

بیایید به ساختمان یک دماسنج نگاه دقیق تری بیاندازیم،دماسنج از یک محفظه ی شیشه ای بسیار نازک ساخته شده است که در آن مایعی ریخته شده است که در اثر تغییر دما بالا و پایین می رود،مقدار صفر آن برای درجه آب شدن یخ (ذوب) و مقدار بالای آن برای دمای آب در حال جوش می باشد،فاصله این دو نقطه هم به صد قسمت مساوی تقسیم شده است که هر قسمت آن یک درجه را نشان می دهد.

حال به ساختمان یک چگالی سنج نگاه کنیم،چگالی سنج ابزاری است لوله ای شکل از جنس شیشه که در انتهای آن که قدری ضخیم تر و مقدار معینی جیوه (تنها فلز مایع) را قرار داده و مهار کرده و درون شیشه لوله ای بالا تر با کمک کاغذی استوانه ای و مدرج ، اعدادی را نوشته و مدرج نموده اند.

برای سهولت کار و عدم دخالت فشار اسموزی مایع از اطراف و فشار هوا از لوله آزمایش بلورین دیگری برای نگهداری یا غلاف چگالی سنج استفاده میشود. درون لوله آزمایش مقداری از مایع مورد آزمایش ریخته می شود و پس از وارد کردن چگالی سنج و بستگی به مقدار جیوه در لوله پایین و میزان درجه بندی لوله بالایی (که این دو اصل نوع ویژه این ابزار را مشخص میکند) این ابزار در نقطه معینی از محلول غوطه ور و ثابت میماند و از روی عددی که هم تراز و سطح لوله بالایی مدرج با سطح مایع است و به کمک مقایسه هم ترازی چشم ، درجه ای خوانده میشود.

وقتی نگاهی به این دو وسیله می کنیم،هر دو از یک مایع استفاده می کنند،میزان بالا یا پایین رفتن مایع یک شاخص است اما آیا می توان از یکی به جای دیگری استفاده نمود؟

ادامه دارد....

نهمین سوالی برای تفکر بهتر تو

گاهی باید رفت تا فرد دیگری جایگزین شود! دنیای این روزها پر است از این رفت و آمدها.

گاهی خودت میروی چون جایگاهت را می دانی مثل هوای گرم که به طرف بالا می رود و جایگزین هوای سرد می شود  و گاهی کاری می کنند که بروی!

گازها از ما انسانها بهتر جایگاهشان را می شناسند،گازها به جریان همرفتی عمل می کنند و قانون را دور نمی زنند!

همانطور که می دانیم در نگاه میکروسکوپیک وقتی یک مولکول از گاز گرم می شود،انبساط حجم می دهد از این رو چگالی آن کاهش پیدا کرده و به طرف بالا می رود،اما در صورتی که محیط بسته باشد این مولکول لازم است جایگزین مولکول دیگری شود از این رو با حرکت به سمت بالا سبب جنبش در کلیه مولکولها شده و مولکولی که چگالی بیشتری نسبت به بقیه دارد را به طرف پایین حرکت می دهد،بنابراین مولکول سردتر به طرف پایین حرکت می کند.این موضوع در صورتی است که جاذبه در محیط وجود داشته باشد.

سلام شازده کوچولو


گاهی آنقدر محو در کارهای خود می شویم که منتظر تلنگری هستیم تا کسی به ما بگوید:
"به کجا چنین شتابان!"
دنیای غریبی است نازنین!
راست گفته اند این روزها بجای شرافت از انسانها "شر" و "آفت" می بینی!


اما در همین دنیا انسانهایی یافت می شوند که در پی آن هستند تا بار دیگر به ما بفهمانند که انسان بودن چیست،این همه که از این دنیای زبون دلگیریم،فردی در آن سوی دنیا در حسرت یک بابادک بازی بدون دردسر است.


عکاسی به نام Matej Peljhan از پسری به نام لوکا که از بیماری دیستروفی ماهیچه‌ای رنج می برد، عکس هایی انداخته که ارزش هنر و سلامتی را به ما یادآوری می کند. عکس هایی از لوکا در حال انجام کارهایی که شاید برای ما راحت و عادی باشند ولی برای او که بیماری توان حرکتش را سلب کرده، رویا به حساب می آیند. چیزهایی مثل بسکتبال بازی کردن، اسکیت بورد سواری، یا شیرجه.

این سری عکس ها شازده کوچولو نام دارند و تکنیک به کار رفته در آنها، چیدن اشیا روی زمین و بازسازی پس زمینه با پارچه است. به این شکل، کف زمین برای لوکا تبدیل به آسمان یا زمین بازی یا استخر شده و او در حالی که دراز کشیده، ژست انجام کارهای مختلف را گرفته.

این عکس ها قرار است یادآور ناتوانی های ناشی از دیستروفی ماهیچه‌ای باشند ولی در عین حال، باعث می شوند نسبت به ارزش سلامتی و زندگی عادی، دوباره فکر کنیم. عکس های لوکا در ادامه مطلب قرار دارند.

امیدوارم بعد از خواندن این پست به جای "آخی گفتن!" چیز دیگری به زبان آورده باشید.