دوازدهمین کنفرانس آموزش فیزیک

سلام به همه دوستان.

امروز برای همکاران فیزیک و خصوصا معلمان علاقه مند به آموزش فیزیک روز خاصی است.

امروز همه راه ها به نوعی به دانشگاه صنعتی امیرکبیر ختم می شد!

اشتباه نکنید! این بارنه برای مسابقات بین المللی فیزیکدانان جوان،بلکه برای برگزاری دوازدهمین کنفرانس آموزش فیزیک ،از سوی اتحادیه معلمان فیزیک.

چه جو صمیمی حاکم است.هنوز هم عذرخواهی مسئولان برگزاری مراسم (مسئولان اتحادیه اگرنه دانشگاه امیرکبیر که عذرخواهی بلد نیستند!) را از علاقه مندان شرکت در کنفرانس به خاطر سپرده ام.

جای بسی تاسف است،خدایا راه به کجا می بریم.

اتحادیه فیزیک  تقریبا 6 ماه است برای برگزاری این مراسم تلاش می کند و دانشگاه امیرکبیر طبق معمول علاقه مند به خراب کردن کارهای دیگران!

در هر حال رفتن به این کنفرانس به تمام مشکلاتش می ارزد.اگر رفتید دقت کنید شما برای علم آموزی آمده اید پس مشکلات را به جان بخرید و توجه داشته باشید که عزیزان اتحادیه فیزیک تمام تلاش خود را می کنند تا این مراسم به نحو احسنت برگزار کنند.

قاصدکها و مقاومت هوا

به شکل زیر دقت کنید،به نظر شما ازاین شکل چه استنباطی می توانیم بکنیم؟


رقص قاصدکها در هوا زیباست و اگر بهتر نگاه کنیم خواهیم دید که این رقص را می توان از زاویه های مختلفی مشاهده کرد.

بیایید این موضوع را از زاویه دید مکانیکی بررسی کنیم،چرا قاصدکها در هوا حرکت می کنند اما سنگ های کوچک نمی توانند؟

اولین موضوعی که به ذهن افراد می رسد آنست که سنگها هرچند کوچکند اما جرم یا وزن بیشتری دارند از این رو تحت تاثیر نیروی جاذبه زمین سقوط می کنند اما قاصدکها جرم بسیار ناچیزی دارند از این رو در هوا شناور می مانند!

اما آیا این استدلال صحیح است؟یک قاصدک تا چه زمانی می تواند در هوا شناور بماند؟چرا سرانجام قاصدکها به سمت زمین کشیده می شوند؟

بیایید در این مساله به نقش باد یا فوت یک شخص یا تکان خوردن گل قاصدک دقت بیشتری کنیم.

در همه حالت های فوق از سوی عامل خارجی نیرویی به ذرات وارد می شود که سبب جدا شدن آنها از گل شده و آنها را در فضا پراکنده می سازد.

از این رو در اثر این نیرو طبق قانون دوم نیوتن جسم مزبور شتاب گرفته و این شتاب با جرم رابطه عکس دارد و چون جرم قاصدک ما بسیار ناچیز است پس در مقایسه با نیروی وارد شده شتاب بالایی پیدا می کند و شروع به حرکت در هوا می کند.اما در این مسیر پیوسته به مولکولهای هوا برخورد می کند و مقداری از انرژی خود را به مولکولهای هوا می دهد که سبب آشفتگی مولکولها در آن ناحیه می شود.

سرانجام پس از طی مسافتی آخرین بسته انرژی به آخرین مولکولهای هوا داده می شود و پس از آن قاصدک تحت تاثیر نیروی گرانشی سقوط می کند و به سمت زمین باز می گردد!

باید توجه داشت که نیروی مقاومت هوا به عامل سطح نیز بستگی دارد در حقیقت هرچه جسم سطح بزرگتری داشته باشد به دلیل قرار گرفتن در شاره هوا،نیرویی از جانب شاره به طرف بالا به آن وارد می شود از سوی دیگر هرچه نسبت سطح به وزن برای یک جسم بزرگتر باشد،مقدار مقاومت هوا افزایش می یابد.

بایدتوجه داشت در مورد قاصدکها هم نسبت سطح به وزن آنها عدد بزرگی می شود که سبب میشود نیروی مقاومت هوا در آنها بیشتر و مانع از سقوط سریع قاصدکها شود.


به نظر شما چرا چتربازها بعد از پریدن از هواپیما یا بلندی بدن خود را باز می کنند؟

چرا چترها به شکل گسترده ساخته می شوند؟

چه تشابهی میان آنها و مساله قاصدکها وجود دارد؟

نگاهی متفاوت به مبحث دما و گرما (قسمت دوم و پایانی)

آره عزیز دلم،یادم میاد بهم گفتی: هرچی ماده رسانایی بالاتری داشته باشه گرما را راحت تر جذب و به همان میزان سریعتر منتقل می کند.

و من باز بوسیدمت،و این بار محکم تر از قبل بغلت کردم!

یادمه روزهایی که داشتی از پیشم می رفتی:"گفتی بازم منو بغل می کنی؟آخه حرارت بدن تو خیلی بیشتر از منه! به قول خودت اختلاف دما ما خیلی زیاده اون وقت خیلی بیشتر می تونم گرمای وجودت را حس کنم".

یادمه وقتی اشکهام را دیدی،تو هم گریه کردی و گفتی،راستی یک چیز جدید یاد گرفتم،واحد گرما ژول هست!بر وزن پول گرچه بیشتر آدما پول را دوست دارن اما من ژول را دوست دارم چون وقتی بیادش می افتم یاد تو می افتم!

یادمه بهم گفتی:"وقتی آرامش کامل پیدا می کنی که بدنت با بدن من همدما بشه!" به عبارت فیزیک گرمایی منتقل نشه یا تعادل بوجود بیاد.

هنوزم خنده هات یادمه.

یادمه بهم گفتی :"وقتی دو جسم گرما منتقل نکنند در تعادل گرمایی هستند و وقتی دوجسم که یکی گرم تر از دیگری است با هم تماس داده شوند پس از مدتی به یک دمای مشترک میرسندکه به آن دمای تعادل می گویند."

یادمه بهم می گفتی:"وقتی تو آغوش من آروم می خوابی که به تعادل گرمایی رسیده باشی."

الانم دارم یادآوری می کنم اما به اونهایی که حرفهای من و تو را خوندند که در صورتی که تغییر فاز ماده نداشته باشیم یعنی حالت جسم تغییر نکند همواره گرمای مبادله شده از رابطه زیر بدست می آید:

Q=mc(T2-T1)

که در این رابطه Q انرژی گرمایی برحسب ژول،m جرم جسم برحسب کیلوگرم،c گرمای ویژه (مقدار گرمایی که به یک جسم به جرم یک کیلوگرم داده شود تا بدون تغییر فاز دمایش یک درجه بالا برود) ژول بر کیلوگرم درجه سانتی گراد،T2 دمای ثانویه و T1 دمای اولیه بر حسب درجه سانتی گراد می باشد.

یادمه وقتی رفتی کمترین گرما بین ما منتقل شد،بدن تو سرده سرد شده بود و من هم سرد بودم از رفتن تو!

عزیزم میدونم جای خوبی هستی و دیگه نیازی به کشیدن مو تو آینه نیست!

نگاهی متفاوت به مبحث دما و گرما (قسمت اول)

فشفشه هورا.... چقدر لبخندهات قشنگ بود!

یادته جشن تولدت بود و تو فکر می کردی کسی خاطرش نیست! اما ...

وقتی اومدی خونه و چراغ را روشن کردی یک بادکنک را ترکوندم و دورت شروع کردم به فشفشه چرخوندن!

نزدیکت می کردم و تو هم ناز می کردی و می گفتی آخ سوختم! اما همه اینها واسه این بود که من در آغوشت بگیرم و ببوسمت!

می دونستم خیلی دوست داری تو آغوش من آرام بگیری،چون همیشه باهات صادق بودم و عاشقانه دوستت داشتم.


یادته،بهت گفتم: بلا درسته که این ذرات فشفشه در حدود 2000 درجه سانتی گراد دما دارند اما با ریختن آنها پوست زیباروی من نمی سوزد!

تو نگاهی می کردی و من می گفتم : قربونت برم من همه جوره دوست دارم هرچی بگی درسته! و تو با نگاهی نشون می دادی که می دونم نسوختی اما دوست داری خودت رو برام لوس کنی!

بعدها یادمه بهم گفتی: دما معیاری است برای تعیین درجه گرم و سرد بودن اجسام و تنها یک عدد است از این رو وقتی می گوییم دمای جسمی بالاست به این معناست که نسبت به محیط پیرامون خود دمای بیشتری دارد!

یادمه بهم گفتی : اون جرقه ها فقط دمای زیادی داشتند مثل آغوش تو اما دمای بدن تو گرچه پایین تر بود اما گرمای بیشتری نسبت به اون جرقه ها داشت.

یادمه نتیجه گرفتی،گرما به جرم جسم بستگی داره بنابراین اگرچه بدن من دمای کمتری نسبت به جرقه ها داره اما چون جرم جرقه ها بسیار ناچیز است لذا گرمای بسیار کمی دارند اما تو ... عاشقانه دوستت دارم!

یادته اون وقتم در آغوشت گرفتم و گفتم: "آفرین عسل دانشمند من!"

یادمه بهم گفتی:"از این به بعد بیشتر مطالعه می کنم تا بیشتر بیام بغل تو."

ادامه دارد.....

آواز بخوان بخاطر من!

جغدی روی کنگره های قدیمی دنیا نشسته بود. زندگی را تماشا میکرد. رفتن و ردپای آن را. و آدمهایی را می دید که به سنگ و ستون، به در و دیوار دل می بندند. جغد اما می دانست که سنگ ها ترک می خورند، ستون ها فرو می ریزند، درها می شکنند و دیوارها خراب می شوند. او بارها و بارها تاجهای شکسته، غرورهای تکه پاره شده را لابلای خاکروبه های کاخ دنیا دیده بود. او همیشه آوازهایی درباره دنیا و ناپایداری اش می خواند و فکر می کرد شاید پرده های ضخیم دل آدمها، با این آواز کمی بلرزد.
روزی کبوتری از آن حوالی رد می شد، آواز جغد را که شنید، گفت: بهتر است سکوت کنی و آواز نخوانی. آدمها آوازت را دوست ندارند. غمگین شان می کنی. دوستت ندارند. می گویند بدیمنی و بدشگون و جز خبر بد، چیزی نداری.
قلب جغد پیر شکست و دیگر آواز نخواند.

سکوت او آسمان را افسرده کرد. آن وقت خدا به جغد گفت: آوازخوان کنگره های خاکی من! پس چرا دیگر آواز نمی خوانی؟ دل آسمانم گرفته است.

جغد گفت: خدایا! آدمهایت مرا و آوازهایم را دوست ندارند.
خدا گفت: آوازهای تو بوی دل کندن می دهد و آدمها عاشق دل بستن اند. دل بستن به هر چیز کوچک و هر چیز بزرگ. تو مرغ تماشا و اندیشه ای! و آن که می بیند و می اندیشد، به هیچ چیز دل نمی بندد. دل نبستن سخت ترین و قشنگ ترین کار دنیاست. اما تو بخوان و همیشه بخوان که آواز تو حقیقت است و طعم حقیقت تلخ.
جغد به خاطر خدا باز هم بر کنگره های دنیا می خواند و آنکس که می فهمد، می داند آواز او پیغام خداست.

به نقل از سایت داستان کوتاه

کامپیوتر دست دوم خود را چه می کنید؟

خوب که نگاه می کنم بسیاری از ما کامپیوترهای دست دومی داریم که نمی دانیم چه بلایی سر آنها بیاوریم.

بعضی از ما ترجیح می دهند باندازن تو انباری! بعضی ها می فروشند و برخی دیگر قطعات مفیدش را بر می دارند و بقیه را به دور می اندازند!بعضی ها هم به موسسه ای اهدا می کنند.

حالا این همه فلسفه چینی برای چیست؟

دوستان عزیز اگر شما جزء این دسته از آدمها هستید پیشنهاد می کنم به موسسه خیریه مهرگیتی زنگ بزنید.

یکی از کارهایی که این موسسه انجام می دهد این است که کامپیوترهای دست دوم و شاید  معیوب شما را می گیرد و پس از تعمیر آنها را برای کودکان نیازمند و مناطق محروم می فرستد.

مهربانان شاید فکر کنید فیزیک را چه به این حرفها،اما عزیزان لازم است یادآوری کنم خیلی از ما گاهی فراموش می کنیم هنگامی که غذایی ته ظرف باقی می گذاریم،آبی را به راحتی هدر می دهیم،کاغذی که خروار خروار در اداره ها و خانه ها به دور می ریزیم و شکمهایی که پر می کنیم از انواع تنقلات و خوردنی ها،در آن سوی خانه ما کسی باشد نیازمند همین اسرافهای ما!

انرژی و توان خورشیدی

سلام خدمت همه دوستان عزیز.

مطلب امروز را با این سوال آغاز می کنم:

می دانیم دمای خورشید با دمای مشعل های جوشکاری یا قوس الکتریک تقریبا برابر می باشد (در حدود شش هزار درجه سانتی گراد) به چه دلیل قرار گرفتن در مقابل این قوس الکتریکی سبب گرم شدن ما نمی شود اما هنگامی که اندکی در زیر خورشید می ایستیم احساس گرما می کنیم؟

بیایید مساله را با این موضوع ادامه دهیم:

100 گرم آب 100 درجه گرمای بیشتری تولید می کند یا 100 کیلوگرم آب 100 درجه؟

چه تشابهی میان سوال و مساله فوق می یابید؟

غالبا از این رو گرم می شویم که خورشید بسیار بزرگ است.در نتیجه انرژی بسیار زیادی را گسیل می کند که کمتر از یک قسمت در میلیارد آن به زمین می رسد.

باانرژی تابشی که در هر ثانیه به هر متر مربع از سطح عمود در پرتوهای خورشید در بالای جو می رسد 1400 ژول است که به آن ثابت خورشیدی می گویند.

این مقدار بر حسب توان برابر 1.4 کیلو وات بر متر مربع بیان می شود که به آن توان خورشیدی می گوییم.

دوستان عزیز با استفاده از این توان بالا می توان سیستم های گرمایشی مفیدی را راه اندازی نمود از این نمونه می توان به آبگرمکن های خورشیدی،کوره های خورشیدی و خشک کن های خورشیدی اشاره نمود.

امروزه استفاده انرژی های نو کاربرد بسیاری در صنعت یافته است از این رو امید می رود ما نیز بتوانیم با به کار بردن این انرژی های پاک هم به محیط زیست کمک کنیم و هم در این اوضاع نابسامان اقتصادی پول کمتری را صرف حامل های انرژی کنیم!