بحث از زوجیت بود و دوگانگی.میگفت : ببعضی از چیزها باید در جهان زوج باشه چون فردیت آن خلقت را بهم می زنه.گفتم : مثل قطبهای مغناطیسی که تک قطبی مغناطیسی وجود نداره!
یا مثل بارهای الکتریکی،یا نیروهای الکتریکی.به نظرت چرا این نیرو باید ضعیف باشه؟
نگاهم کرد و گفت : به نظر تو اگر این نیرو یک نیروی بنیادین و جاذبه و بسیار قوی بود چه روی میداد؟مثلا قوی تر از نیروی گرانشی یا نیروی هسته ای قوی بود.
گفتم : اونوقت به دلیل جاذبه همه اجسام به سمت هم جذب میشدند و عالم به صورت یک توپ بسیار سفت و مچاله شده در می آمد.وای فکرکردنش هم دردآوره! همه مچاله بشن و در هم فرو بروند.
گفت : خوب اگه همین نیرو به صورت دافعه بود چی میشد؟
گفتم : اونوقت حتما ....
وای مولکولهای بدن از هم فاصله میگرفتند و از هم جدا میشدند اون وقت عالم به صورت یک بخار در می آمد و همواره هم انبساط پیدا می کرد.درسته؟
گفت : دقیقا،بنابراین باید نیروی های جاذبه و دافعه ای وجود داشته باشد که بتوانند در مواقعی سبب جذب و در زمانهای دیگر سبب دفع شوند!
نگاهش کردم و گفتم:پس برای همین است که برای بیان بارهای الکتریکی از دو نوع مثبت و منفی صحبت میکنیم و این را به عنوان یک قرارداد بین خودمون قبول می کنیم.تا جهان را همین طوری که هست بپذیریم!
نگاهم کرد و گفت : آفرین و به این نتیجه برسیم که خالق همیشه دانسته است که چه نیروهایی زوجیت و کدام یک فردیت داشته باشند.راستی اگر نیروی گرانشی هم از نوع نیروهای جاذبه و دافعه بود چه روی می داد؟

توضیح :بار الکتریکی و جرم ، دو خاصیت اساسی ماده هستند که معمولا از راههای
گوناگون روزانه ما را تحت تأثیر قرار میدهند. جرم با پدیدههای گرانشی
بارهای الکتریکی به دسته وسیعی از پدیدههایی که زیر عنوان کلی الکتریسته
قرار میگیرند مربوط میشود. آن دسته از پدیدههای مربوط به بارهای
الکتریکی یا نسبت به ناظر ساکنند و یا اگر حرکتی هم داشته باشند حرکت آن
بسیار کند است. به موضوعات مورد ببرسی الکتروستاتیک (یا الکتریسیته ساکن)
را تشکیل میدهند. پدیدههای مربوط به بارهایی که نسبت به ناظر متحرک
هستند مغناطیسی نیز میباشند، زیر عنوان الکترودینامیک بررسی میشوند.
پدیدههای الکتریکی ، متجاوز از بیست و شش قرن پیش نخستین بار در یونان
تشخیص داده شدند. در آن هنگام که میله کهربایی که با پارچه یا خز مالش داده
شده است. اجسام سبک از قبیل پر و ریزههای کاه جذب میکند. همین پدیده در
مورد میله شیشهای مالشی داده شده نیز مشاهده میشود. از آنجا که نام
یونانی کهربا ، الکترون است. ویلهام گیلیرب پزشک ملکه الیزابت اول ، نیروی
اعمال شده توسط کهربایی مالش داده شده را نیروی کهربایی نامید تا آنرا از
نیروی سیار ضعیف گرانشی تمیز کند. قرنها طول کشید تا معلوم شد که بار
الکتریکی ، مانند جرم و یکی از خاصیتهای بنیادی ماده است.
فیلسوفان
یونان از جمله تالس ، در قرن ششم قبل از میلاد فکر میکردند که مواد
الکتریکی و مغناطیسی دارای نوعی محتوای غیر عادی یا غیر طبیعی هستند. در
سال 1874 جورج جان استون استوفی فیزیکدان انگلیسی ، اظهار نظر کرد که
الکتریسته بجای آنکه بصورت شاره باشد. از ذرات باردار منفی که وی آنها را
الکترون نامید تشکیل میشوند. نخستین شاهد تجربی سیستمی که وجود الکترونها
را نشان داد در سال 1897 بدست آمد و آن هنگامی بود که جوزن تامسون ثابت کرد
که پرتوهای کاتودی از ذرات باردار منفی تشکیل میشوند. در میدانهای
الکتریکی و مغناطیسی به شکلی منحرف میشوند که با قانون دوم نیوتن سازگار
است.
برهمکنش میان دو جرم همیشه از نوع جاذبه است، در حالیکه برهمکنش میان
بارهای الکتریکی ممکن است از نوع جاذبه یا دافعه باشد. این واقعیت را
نخستین بار در قرن هفدهم میلادی نیکولو کابئو تشخیص داده است. این امر نشان
میدهد که دو نوع الکتریسته دار شدن یا دو نوع بار الکتریکی وجود دارند،
که با آزمایش سادهای میتوان بوجود آن پی برد.
شارل دویستر نای دوفای ، نخستین کسی بود که دریافت دو نوع بار الکتریکی
وجود دارند و او آن را بار کهربایی و بار شیشهای نامید. بعدها بنجامین
فرانکلین پیشنهاد کرد که بار شیشهای بار مثبت (+) و بار کهربایی بار منفی
(-) میباشد. انتخاب فرانکلین میتوانست برعکس نیز باشد که شاید بهتر هم
میشد، زیرا با انتخاب علامت بار الکترونها منفی شد. دومین خاصیت الکتریکی
مهم این است که دو جسم با بارهای یکسان (هر دو مثبت یا هر دو منفی) یکدیگر
را دفع میکنند. اما اگر این دو جسم ، دارای بارهای مخالف باشند (یکی مثبت و
دیگری منفی) یکدیگر را جذب میکنند.