یارد یکای اندازه گیری پادشاهی

این روزها همه چیز را با اندازه می سنجیم حتی دوستی هامون را،دقت کردین،میگیم فلانی اصلا نمی ارزه،فلانی ارزش .... (جای خالیش بی ادبیه و من که بی ادب نیستم!) نداره و ...

دقت کردید بیشتر آدمها وقتی از خرید تلویزیون صحبت می کنند،از واحد اینچ استفاده می کنند،مثلا تلویزیون 40 اینچه و بیشتر اونها هم یک چیز را می دانند هر چه اینچ بزرگتر تلویزیون بزرگتر! راستی ما که میدونیم اینچ 2.54 سانتی متر هست و وقتی از اینچ تلویزیون،مانیتور و موبایل صحبت می کنیم،فاصله گوشه های مستطیل شکل (یا اندازه قطرها) مد نظرمون هست،درسته؟

قربونشون برم بعضی ها هم شدن یک پارچه واحد اندازه گیری،مثلا میگن فاصله هر قدم ما نیم متره،یا فاصله دو دست باز ما یک متر ونیم هست و ... آدم را یاد شاه هنری و سیستم اندازه گیری هاش میندازه.

شاید برای شما هم جالب باشد که یارد را اولین بار یک پادشاه انگلیسی به نام شاه هنری اول،تعریف کرد،ایشان فاصله میان نوک انگشت دست مبارک خود را از نوک بینی مبارک به نام یارد نام گذاری نمود و دستور داد این فاصله به عنوان یک یکای اندازه گیری مورد استفاده قرار گیرد.

هنوز هم این کشور متمدن از این واحد اندازه گیری استفاده می کند و جالب آن است که در کتابهای خود نیز از این واحد اندازه گیری نام می برند بدون آنکه به پیشینه آن اشاره کنند.

اما دوستان بد نیست بدانید در اغلب کشورها خرید پارچه هنوز با واحد اندازه گیری یارد انجام می شود،خوب حکم شاهانه است و لازم الاجرا.

توضیح :
یارد (به انگلیسی: yard)‏ مخفف: yd، واحد اندازه‌گیری طول انگلیسی و برابر 91.44 سانتی متر می باشد.

کدام منطق صحیح است،ارسطویی یا نیوتنی؟(قسمت نخست)

سیبی را دستش گرفته بود و رها می کرد،سیب دقیقا در راستای قائم رها شده می افتاد.

می گفت:منطق ارسطویی را برای خودم ثابت می کنم! بر این اساس چون نیروی جلو برنده ای به سیب وارد نشده است پس دقیقا در همان نقطه اول به زمین می خورد.

نگاهش کردم و گفتم : حالا به نظر تو این موضوع همیشه درست است؟یعنی اگر به جسمی نیروی جلو برنده ای وارد نشود،جسم در همان راستای اول خود (مسیر مستقیم) سقوط می کند؟

بیا با هم این موضوع را بررسی کنیم،فیلم های وسترن را دیده ای؟مخصوصا وقتی که دو نفر روی یک واگن ترن با هم نبرد می کنند؟اگر دقت کنی ممکن است هر لحظه یکی از آنها از روی واگن بالا بپرد (مثلا جای خالی دهد) خوب چرا طرف نمی افته پایین؟مگه قطار حرکت نمی کنه؟

اصلا فرض کن،در یک ماشین نشسته ای و همین سیب را از شیشه رها می کنی،به نظرت چه اتفاقی می افته؟آیا مسیر افتادن سیب را مشاهده می کنی؟به نظرت کدام یک از حالتهای شکل زیر رخ می ده؟سیب در راستای تو می افتد یا همراه تو حرکت می کند به گونه ای که نقطه B همیشه در به صورت قائم بر تو قرار دارد؟



ادامه دارد ...

قر قر قرقره (نگاهی به مزیت مکانیکی قرقره)

یادمه سالها قبل،خیلی خیلی دور رفتی،زیاد دور نه!همین ده پانزده سال پیش،هنوز ماشین های مکانیکی برای بالا بردن مصالح ساختمانی و موتور ماشین ها،استفاده نمی شدند.

واسه همین کارگرها مجبور بودند با استفاده از یک قرقره ثابت و کشیدن یک طناب اجسام را بالا ببرند.کارگرهای ساختمانی همیشه از قرقره های ثابت استفاده می کرد، چون حداکثر یک جسم مثلا 50 کیلوگرمی (یک بسته سیمان،چند تا آجر و یا یک بسته گچ) را بالا می بردند اما در مکانیکی ها این موضوع بسیار فرق می کرد.

هنوز هم مکانیکی ها از ترکیب قرقره های ثابت و متحرک برای بالا بردن موتور یک اتومبیل استفاده می کنند،اما علت این امر چیست؟چرا در جاهایی که می خواهیم لوازم سنگین را جابجا کنیم،از ترکیب قرقره های ثابت و متحرک استفاده می کنیم؟

در حقیقت با ترکیب این قرقره ها در صدد افزایش مزیت مکانیکی دستگاه مورد نظر هستیم.همان طور که می دانیم برای آنکه توسط یک قرقره ثابت یک جسم 10 کیلوگرمی (100 نیوتنی) را جابجا کنیم لازم است 100 نیوتن نیرو به طرف دیگر وارد کنیم.در حقیقت با هر دست بدی با همان دست پس می گیری چون این قرقره ها تنها انتقال نیرو را انجام می دهند.همه چیز یکسان است.

به نظر شما،اگر یک طرف قرقره 5 متر کشیده شود،جسم چند متر بالا می رود؟

حال اگر بخواهیم یک موتور اتومبیل را که 200 کیلوگرم وزن دارد جابجا کنیم،چه کنیم؟برای بالا بردن یک فرغون پر از خاک چقدر باید نیرو وارد کنیم،میبینید آدم نابود میشه! اینجاست که لازم است از قرقره های متحرک کمک بگیریم.خوبی این وسایل آن است که دو برابر آنچه می دهی می گیری!

در این نوع وسایل آنچه مهم است مزیت مکانیکی دستگاه می باشد.برای یافتن مزیت مکانیکی یک دستگاه که از ترکیب چند قرقره ساخته شده است کافی است به روش های زیر عمل کنیم.(در شکلهای زیر R وزنه و E نیرویی است که از طرف ما وارد می شود).

توجه : همواره می توان رابطه زیر را برای دستگاه هایی که نیرو را انتقال می دهند و یا باعث افزایش و یا کاهش نیرو می شوند،نوشت:

نیروی مقاوم=نیروی محرک*مزیت مکانیکی

الف : قرقره مرکب نوع اول : اگر در بستن قرقره مرکب از یک طناب استفاده شود و سر طناب متصل به قرقره ثابت باشد ، مزیت مکانیکی از طریق فرمول زیر محاسبه می شود:            

A=2×n

n در این فرمول تعداد قرقره های متحرک است.

مثلا در قرقره مرکب زیر ،طناب متصل به قرقره ثابت است و تعداد قرقره های متحرک ، 2 می باشد ؛از این رو مزیت مکانیکی 4 است پس یک بار 400 نیوتنی را می توان با 100 نیوتن جابجا کرد.

ب : قرقره مرکب نوع دوم : اگر در بستن قرقره مرکب از یک طناب استفاده شود و سر طناب متصل به قرقره متحرک باشد ، مزیت مکانیکی از طریق فرمول زیر محاسبه می شود:            

A=2×n+1

n در این فرمول تعداد قرقره های متحرک است.

مثلا در قرقره مرکب زیر ،طناب متصل به قرقره ثابت است و تعداد قرقره های متحرک ، 2 می باشد ؛از این رو مزیت مکانیکی 5 است پس یک بار 400 نیوتنی را می توان با 80 نیوتن جابجا کرد.

ج : قرقره مرکب نوع سوم : اگر در بستن قرقره مرکب از چند طناب استفاده شود و طناب ها بسته شده باشند و قرقره ها روی آن ها حرکت کنند ، مزیت مکانیکی از طریق فرمول زیر محاسبه می شود:

A=2n

که در این رابطه n تعداد کل قرقره ها است.

مثلا در قرقره مرکب  زیر ، سه طناب بسته شده اند و 3 قرقره بر روی آن ها حرکت می کنند. پس مزیت مکانیکی آن 8 است از این رو یک بار 400 نیوتنی را میتوان با 50 نیوتن جابجا کرد.

د : قرقره مرکب نوع چهارم : اگر در بستن قرقره مرکب از چند طناب استفاده شود و قرقره ها یا یکی از قرقره ها بسته شده باشند است (بقیه ی قرقره ها به هم بسته شده اند) و طناب ها بر روی آن ها قرار گرفته شده باشند ، مزیت مکانیکی از طریق فرمول زیر محاسبه می شود:

A=2n-1

n در این فرمول تعداد کل قرقره ها است.

مثال : در قرقره زیر ، یکی از قرقره ها بسته شده است (بقیه ی قرقره ها به هم بسته شده اند) و سه طناب بر روی آن ها قرار گرفته اند . در ضمن تعداد قرقره ها 3 می باشد.پس مزیت مکانیکی 7 می باشد،از این رو یک وزنه 400 نیوتنی را می توان با نیرویی برابر با 58 نیوتن جابجا کرد.

باید توجه داشت استفاده از هر یک از این قرقره به نوبه خود می تواند راهگشای کارها باشد،راستی اشکال استفاده از قرقره های مرکب چیست؟چرا همیشه از این قرقره ها استفاده نمی کنیم؟

حالا که با قرقره ها آشنا شدید تا به حال اندیشه اید که چرا در وسایل مکانیکی از چرخ دنده استفاده می کنند؟راستی چرخ دنده های کوچک و بزرگ به چه کار می آیند؟

آسانسوری با شتاب جاذبه صفر

همیشه ادعای آدمها را نباید پذیرفت،یادمه یکی ادعا می کرد من بالاخره دنیا را تکان خواهم داد.

راست هم می گفت،اما ما نمی دونستیم منظور از دنیای اون،نشیمنگاه عزیزش است!

روزگاری است که هرکسی مدعی است،یک ادعا میکنه تو این وضعیت نابسامان اقتصادی مردم وضع خوبی دارند،یکی مدعی است میتونه دلار را تک نرخی کنه،یکی میگه مردم بهتره به جای مرغ اشکنه بخورند و ...

خوب حالا به کجای دنیای علم بر می خوره اگر یکی هم ادعا کنه،می تونه یک آسانسور با شتاب جاذبه صفر بسازه! اما بر خلاف ادعاهای دیگه اینجا قضیه فرق می کنه اینجا بحث علم است!


بیایید راجع این موضوع کمی بحث کنیم،واقعا آیا می توان شرایط بی وزنی را در یک آسانسور ایجاد کرد؟

به نظر شما یک آسانسور بیشترین مسیر خود را چگونه طی می کند؟(شتاب دار یا با سرعت ثابت)

اگر دقت کنید یک آسانسور در ابتدای حرکت نیرویی به کف پای شما وارد میکند که این نیرو وارد شده ناشی از تغییرات سرعتی است که آسانسور با آن مواجه است (از لحظه سکون به حرکت در می آید از این رو طبق قانون دوم نیوتن چون سرعت ثابت نیست،شتاب ایجاد می شود و شتاب ایجاد شده به جسم نیرو وارد می کند)،اما هرچه حرکت ما به طبقات بالاتر یا پایین تر صورت بگیرد کم کم از این نیرو کاسته می شود،تا اینکه به هنگام توقف دوباره این نیرو را احساس می کنیم.

در حقیقت سازندگان آسانسور تلاش می کنند یک آسانسور بیشتر مسیر خود را با سرعت ثابت طی کند تا فردی که در درون آسانسور قرار گرفته است،با آرامش کامل و به دور از لرزش های احتمالی طبقه های مختلف را جابجا شود.

از این رو این ادعا که بتوان آسانسوری ساخت که با شتاب جاذبه صفر حرکت کند،پوچ می باشد و همانند تک نرخی کردن دلار باید بر آن خندید!

سرعت حد (قسمت سوم و آخر)

بهش نگاه کردم و گفتم : می دونستی نسبت مساحت به وزن روی سرعت حد اثر میگذاره؟

بر اساس تحقیقاتی که کردم،هرچه این نسبت کمتر باشد سرعت حدی بیشتر می شود از این رو گربه ها سرعت حدی در حدود 97 کیلومتر بر ساعت دارند و انسان در حدود 197 کیلومتر بر ساعت!

خوب می دونی معنی این اعداد چیه؟این بدان معنی است که وقتی یک گربه و انسان از ارتفاع معینی پایین می پرند،هر دو تحت تاثیر دو نیرو قرار می گیرند.يكي نيروي جاذبه زمين و ديگري نيروي مقاومت هوا كه هميشه كوچكتر مساوي نيروي جاذبه زمين است.

اما همان طور که مي دانيم مقاومت هوا (Fd) با سرعت جسمی که در حال سقوط است رابطه مستقیم دارد از این رو در هنگام افتادن چون سرعت کم است این نیرو نسبت به نيروي جاذبه زمين (Fg) کمتر می باشد.پس اجسام به طرف مركز زمين شتاب  خواهند گرفت. با اين شتاب، سرعت حركت آنها افزايش مي يابد و با افزايش سرعت نيروي مقاومت هوا افزايش مي يابد تا اندازه اي كه اين نيرو برابر نيروي جاذبه زمين مي شود در اين صورت جسم شتابي نخواهد داشت چون برايند نيروهاي وارد بر آن صفر خواهد بود.

سرعت حد

در این حالت جسم به سرعت حد خود رسیده است،بنابراین یک گربه چون سرعت حدی کمتری دارد زودتر برآیند نیروهای وارد بر او صفر می شود تا یک انسان از این رو وقتی که این دو از یک ارتفاع پایین می پرند هنوز به زمین نرسیده آدمه می میره!چون زهره اش می ترکه!

اما گربه که احساس می کنه برآیند نیروهای وارد بر او صفر است راحت خودش را دراز می کنه و حودش را میکشه تا آرامترین سقوط را تجربه کند!

از سوی دیگر زیست شناسان معتقدنداگر گربه ها زمان کافی برای سقوط داشته باشند بدن و دمشان را در هوا می‌چرخانند تا درست روی پنجه‌ها فرود بیایند. همزمان پاها را می‌کشند تا با افزایش سطح، مقاومت هوا را افزایش دهند و چیزی شبیه به چتر نجات ایجاد کنند. هنگام رسیدن به زمین هم پاهای عضلانی گربه‌ها که نتیجه بالا رفتن از درخت است مانند کمک‌فنر عمل خواهد کرد. نکته دیگر این است که پاهای گربه به شکل عمودی روی زمین فرود نمی‌آیند و زاویه‌ای که بین پاها و تنه او ایجاد می‌شود، نیروی ضربه را به مفاصل وارد می‌کند. اگر گربه هم مانند انسان به شکل عمودی روی پاهایش فرود بیاید، تمام استخوان‌هایش خواهد شکست.

راستی یک آقایی را دیدم که می خواست بره بالای یک ساختمان، فکر کنم می خواست سرعت حد را آزمایش کنه،من بهش توضیح دادم اما گوش نکرد،میگفت : کاش یکی هم فکر بچه های من بود!!

کاش میتونستم کاری کنم

هنوز نگاه بهت زده اش را در ذهنم دارم!!

سرعت حد (قسمت دوم)

گفتم : چتربازها و گربه ها هردو هنگام پریدن از ارتفاع خود را کش می آورند.

نگاهم کرد و گفت : آره یه چیزهایی حالیت میشه ها. اونها خودشون را کش می آرند تا بیشترین سطح تماس را با هوا ایجاد کنند و به این ترتیب خود را دیرتر به زمین برسانند.با این کار زمان سقوط خود را افزایش می دهند تا زمان ضربه وارد شده را کاهش دهند.


اما چرا گربه ها آسیب نمی بینند با آنکه بدون چتر می پرند اما انسان ها یا حیوانات آسیب می بینند.مثلا اگر یک خر را از ساختمان سه طبقه رها کنیم آسیب بیشتری خواهد دید تا یک گربه را.

گفتم : نمی دونم خوب خره دیگه،خری که در طبقه سوم ساختمان آمده و نمی دونه باید از پله ها پایین بره همون بهتر که بپره و آسیب ببینه!

گفت : نخیر اینجاست که نسبت مساحت به وزن مطرح می شود.در حقیقت نسبت مساحت به وزن گربه ها نسبت به خر یا انسان ( چه تشابه خوبی خیلی ها مخصوصا رئیس های اداره های دولتی از خر هم کمتر هستند.فقط نمی دونم چرا از طبقه بالای اداره شون پایین نمی پرند!) بیشتر است.

گربه ها و سایر جاندارانی که سالم به زمین می رسند نسبت مساحت به وزن بیشتری دارند از این رو سرعت حدی کمتری خواهند داشت.

راستی می دونی سرعت حدی چیه؟

نگاهش کردم و گفتم آ آ آره اما بعدا توضیح می دم الان زیاد حوصله ندارم ....

ادامه دارد ....

نگاهی متفاوت به دقت اندازه گیری (قسمت اول)

میگفت : هرچیزی را واحدی است برای اندازه گیری و واحد اندازه گیری شکم اعتباره!

میگفت : کمترین غذایی که خورده یک پرس بوده!

گاه گاهی سر این موضوعات بحث را باز می کرد،هربار که صحبت می کردم که "بابا عجب شکمی بهم زدی" نگاهی بهم می کرد و میگفت :"نفرمایید اعتبار بازاره".

شاید راست می گفت،شاید کمترین چیزی که میشد فهمید کسی دستش به دهنش می رسه همین شکم بود! آره با کمترین دقت!

خوب هر گردی که گردو نیست و هر شکمداری بازاری نمیشه!

می دونی گاهی لازم هست برای هر چیزی واحدی بیان بشه گرچه بهتره این واحد حدالامکان در شرایط فیزیکی تعریف شده باشه و تغییر نکنه و همچنین همه قبولش داشته باشند.

تازه بهتره وسایلی هم برای اندازه گیری آنها تعیین کنیم و چه بهتر واحدهای کوچک تر و بزرگ تر هم براشون تدارک ببینیم.

می دونید گلهای من،کمترین چیزی که یک وسیله میتونه اندازه گیری کنه را دقت اندازه گیری اون وسیله می نامند.مثلا یک خط کش میلی متری حداقل ۱ میلی متر را اندازه گیری می کند از این رو دقت این وسیله ۱ میلی متر یا ۰.۱ سانتی متر یا ۰.۰۱ متر است.

به این معنی که طولهای زیر را می توان توسط یک خط کش میلیمتری اندازه گرفت :

۱۰ میلی متر،۱۰.۱ سانتی متر و ۱.۰۰۲ متر اما توسط این خط کش نمی توان مقدار ۱۰.۰۱ سانتی متر را اندازه گرفت زیرا ۱۰.۰۱سانتی متر=۱۰۰.۱ میلی متر و این بدان معنی است که دقت وسیله ما ۰.۱ میلی متر بوده است!

نگاهی عاقل اندر سفیهی بهم انداخت و گفت:"شکم بچه ام را با چه واحدی اندازه بگیرم؟".

ادامه دارد ...

ارسطو،کوپرنیک و گالیله (قسمت اول)

تاریخ شاهد موارد بسیار زیادی است که انسانها نتوانسته اند،اندیشه های ناب خویش را بیان کنند.حتما داستان گالیله را شنیده اید،مردی که به رغم میل خویش نظریه اش را که مبنی بر جهان در گردش کوپرنیک بود،رد کرد و در کلیسای شهر رم اعلام کرد که : "زمین ساکن است و مرکز جهان و خورشید و سیارات دیگر به دور آن در حال چرخش هستند.".

اما واقعا چرا باید چنین باشد؟اصلا نظریه جهان در گردش چیست؟

بر این اساس اندکی به گذشته باز می گردیم تا تاریخ علم این نظریه را در یابیم.

ارسطو

ارسطو اعلام می کرد که حرکت به دو گروه اصلی تقسیم بندی می شود : حرکت قسری و حرکت طبیعی

حرکت طبیعی ناشی از سرشت هر جسم است و ناشی از ترکیب چهار عنصر (آب،باد،خاک و آتش) درون جسم است.از این رو هر جسم در جایگاه خود نباشد می کوشد تا به جایگاه خود برسد.بر این اساس تکه سفالی که از جنس خاک است اگر تکیه گاهی نداشته باشد به زمین یا خاک می افتد و به سرشت اولیه خود باز می گردد.

دود از جنس باد است از این رو به بالا حرکت خواهد کرد و پری که آمیزه ای از خاک و هواست و بیشترش خاک است به زمین می افتد اما با سرعت آهسته تر.

از این رو استدلال ارسطو چنین بود که بر اساس حرکت طبیعی اجسام متناسب با وزن خویش سقوط می کنند.هر چه جسم سنگین تر باشد سریعتر سقوط می کند.

"برای این که این نظریه ارسطو را رد کنید چه آزمایشی ارائه می دهید؟(مثال در انتهای مطلب)

ارسطو ادعا داشت،قاعده های متفاوتی در آسمان حکم فرماست و اجسام آسمانی کره های کاملی هستند که او آنان را اثیر نامید.(جوهر پنجم ماده)

اما در آن زمان تنها توانسته بودند روی ماه را ببینند و می گفتند عیب ماه ناشی از نزدیکی و آلوده شدن آن توسط زمین است.

حرکت دوم حرکت قسری بود،که ناشی از نیروهای فشاری یا کششی بود.این حرکت به نوعی حرکتی تحمیلی بود.مثل اسبی که یک گاری را می کشد به گاری نیرو تحمیل می کند.

اما این نوع حرکت بیان درستی از فشار بیان نمی کرد.کمانی را در نظر بگیرید که تیری را رها میکند،بر اساس بیان ارسطو حرکت تیر ناشی از کشیده شدن است اما حرکت کمان را نمی توان پس از رها شدن تیر بیان کرد.

در هر صورت ارسطو چنین بیان می کرد که تمام حرکتها ناشی از سرشت جسم متحرک یا بر اثر فشار یا کشش مدام است و تمام اجسام در حالت اول درحال سکون هستند.

بنابراین همه مردم و بعدها دانشمندان دیگر و کلیسا قبول کردند که زمین ثابت است چون نیروی وجود ندارد که بتواند زمین را به حرکت در آورد.

این نظریه نزدیک به ۲۰۰۰ سال بر علم دنیا حکومت کرد زیرا حکمرانان بر این اندیشه پافشاری و تفکر انسان های اندیشمند که بتواند نظر ارسطو را رد کند،وجود نداشت تا این که کوپرنیک متولد شد.

کوپرنیک

پاسخ : دو کاغذ یکسان را در نظر بگیرید،یکی را مچاله کنید،هر دو را از ارتفاع یکسان رها کنید.ملاحظه می کنید چون نیروی مقاومت هوا برای کاغذ مچاله شده کمتر است سریعتر سقوط می کند.در صورتی که جرم و وزن هر دو یکسان است.

ادامه دارد ....

نگاهی متفاوت به توان خودرو (قسمت اول)

حالم داشت بهم می خورد.اونقدر بی ادب و لوس بار اومده بود که نگو و نپرس.

دور لباش رژ لب پفک کشیده بود و همین طور می لامبوند! انواع و اقسام چیزها گاهگاهی هم حرکاتی می زد و با تشویق "مامانی قربونت بره" مواجه میشد!

اصلا دوست نداشتم کنارش باشم،هر از چندگاه دستش و تو دماغش می کرد و می گفت : "مامان کرم کرم"، مامانش هم با قربون صدقه کرمها را با دستمال کاغذی می گرفت.

بهش گفتم: عجب جای باحالی برای کرمها درست کردی!خیلی دوست دارن،آخه بهشون پفکم میدی!

گفت: میخوای به تو هم کرم بدم!گفتم : نه همشو خودت می تونی بخور،دوست ندارم باهات شریک بشم! گفتم : نمی خوای به بابایی بگی تندتر بره بهتره ها،زودتر می رسی و عشق و حال.

گفت : بابا تند تر گاز بده زودتر برسیم،باشه تند تند.بابایی هم گفت : دردونه بابا از این بیشتر نمی شه چون جاده شیبش کمی زیاده،ماشین بابا نمی کشه.

مدل مفهومی

گفت : پس چرا ماشین عمو راحت ما را بالا می برد؟

گفت : اون قوی تره.نگاهش کردم دیدم کز کرد یه گوشه و شروع کرد به تخمه خوردن.

با خودم فکر کردم "چرا در مناطق کوهستانی جاده ها را مارپیچ می سازند؟"

"چرا در کاتولوگ خودروها حداکثر شیب جاده بالا رو را ذکر می کنند؟"

"چرا توان خودروها در بالا رفتن آنها از نقاط کوهستانی مهم است؟"

"چرا اتومبیل پراید در مسیر سربالایی سرعت کمتری از یک پژو پارس دارد؟"

برای پاسخ دادن این موضوع بهتر است اندکی به توان اسمی خودرو ها دقت کنیم.

توان اسمی ، حداکثر توانی است که یک خودرو هنگامی که با سرعت ثابت در مسیر مستقیم حرکت می کند. این عدد غالبا بر حسب اسب بخار بیان می شود وهر اسب بخار ۷۴۶ وات است .

 این مقدار برای خودرو پراید ۶۰ اسب بخار (60hp) و برای خودروی پژو پارس ۱۰۰ اسب بخار (100hp) می باشد.

وقتی حرکت اتومبیل را یکنواخت فرض کنیم،نیروی مقاوم و نیروی پیش ران موتور یکسان می گردد،زیرا برآیند نیروها در این حالت صفر شده و حرکت یکنواخت می گردد.بنابراین ما نیز حرکت را یکنواخت فرض می کنیم تا مسائل را ساده تر بیان کنیم.

حال به بررسی رابطه توان ماشین و سرعت آن می پردازیم،همانطور که می دانیم توان آهنگ کارمصرف شده می باشد از این رو داریم :

P=w/t

w=Fd cos (a)=Fd cos(0)=Fd

P=Fd/t

P=F.V

بنابراین با افزایش سرعت توان مصرفی موتور ماشین نیز افزایش می یابد.از این رو جاده های مارپیچ سبب می شود که سرعت خودرو کاهش یابد و از این رو توان خودرو نیز کاهش یابد.

لذا جاده های مارپیچ سبب می شود،نیروی لازم جهت بالا رفتن و طی کردن مسیر کاهش یابد.

ادامه دارد...

نگاهی متفاوت به مفهوم جابجایی و مسافت

تخریب صورت گرفت!

تخریب

نگاه خندان راننده لودر که به پارکینگ برگشته بود،خبر از انجام ماموریت به نحو احسنت می داد!می گفت:پیرزن قرآن واسه من زمین می ریخت!

اما من بی هیچ توجهی شروع کردم به انجام کارم،من خوب می دونم وظیفه ای را که بهم محول شده چطور انجام بدم.

بهش گفتم:مسافت زیادی را طی کردید؟گفت: تقریبا،خوب پسر جون لودر مصرف سوختش بالاست،بعضی جاها مجبور شدم مسیر مستقیم را طولانی کنم.

الانم که در خدمت توهستم،گفتم :لودر کجاست؟گفت : سرجای اولش انگار تکان نخورده و جابجا نشده است.خوب این سوالها برای چی بود؟

نگاه کردم و گفتم: هیچی می خواستم بفهمم مفهوم جابجایی و مسافت چی بوده.

در علم فیزیک:

مسافت : کل مسیری است که متحرک طی می کند،وقتی راننده یک اتومبیل شروع به حرکت می کند،کیلومتر شمار شروع به انداختن و نشان دادن اعداد می نماید از این رو عددی که کیلومترشمار نشان می دهد در حقیقت همان مسافت طی شده است.

جابجایی : هنگامی که مسیر حرکت را مستقیم در نظر بگیریم و برداری از نقطه ابتدای حرکت به نقطه انتهای حرکت بکشیم،اندازه این بردار جابجایی را نشان می دهد.

همواره داریم :

۱- جابجایی کمیتی است برداری (علاوه بر عدد دارای جهت هم می باشد) و مسافت کمیتی عددی (تنها با یک عدد بیان می شود،مثل کیلومتر سنج ماشین).

۲- هنگامی که یک متحرک از یک نقطه به نقطه دیگری حرکت کند،مسافت مطلقا غیر صفر اما جابجایی ممکن است صفر شود.

۳-مسافت به مسیر حرکت بستگی دارد اما جابجایی تنها به نقاط ابتدا و انتها.

۴-هنگامی که جهت حرکت تغییر نکند و مسیر حرکت بر روی خط راست باشد جابجایی و مسافت با هم برابرند.

برای فهم دقیق تر می توانید انیمیشن فلاش زیر را دانلود کنید. لینک دانلود

مسافت (آبی) و جابجایی (سبز)

به طرف لودر رفتم،هنوز تکه های قرآن پیرزن در لابه لای چرخهای لودر وجود داشت،با اونکه مسافت زیادی را طی کرده بود اما اندازه بردار جابجایی لودر صفر و اندازه بردار جابجایی ورقهای قرآن غیر صفر بود!