فشار و مباحث مربوط به آن (قسمت اول)

فشار چیست؟

تو دستشویی که میرفت و می آمد سناریورش شروع میشد! منم مجبور بودم به حرفهاش گوش بدم! میگفت : "کلی زور زدم،گیر کرده بود و ...".قربونت برم های مامانش هم که .....

وقتی یک میخ را چنان در صندلی فرو کرد که موقع نشستن آخ من به هوا بلند شه،خندید و گفت: "شانس آوردی پونز یا سوزن ته گرد نبود".مامانی هنوز خنده ی بلندش تو گوشمه که الهی فدات بشه ....

تصمیم گرفته بود ماشینم را پنجر کنه و این بار از پونز استفاده کرده بود اما تیرش به سنگ خورد در اولین تماس پونز له شده بود،بعد که بهم تعریف کرد صدای مامانی بگوش میرسید که فدات شم دوباره تلاش کن!

میدونی پسره ی احمق (وای قربونت برم با تو نیستما!!! منظورم عزیز مامانی نیست!!!) هنوز فرق جسم سخت و نرم را نمی دونست و فقط از فشار کلیت را بلد بود اما واقعا فشار چیست؟

طبق تعریف متداول فشار عبارت است از : مقدار نیرو (البته مولفه ی عمودی) وارد بر سطح جسم.

رابطه فشار

در حقیقت فشار ناشی از یک نیرو تنها به نیروی عمودی وارد بر سطح بستگی دارد و به کل نیروی وارد شده وابسته نیست.از این رو ممکن است یک نیروی بسیار زیاد به جسم وارد شود اما فشار ایجاد شده مطلوب نباشد.

تا حالا دقت کرده اید اگر بخواهید یک میخ را در دیوار فرو ببرید بهتر است با آرامش اما به صورت قائم به آن ضربه بزنید تا محکم و به صورت اریب و یا مایل؟ در حقیقت هدف شما وارد کردن فشار بیشتر به سطح دیوار برای ایجاد شکاف در درون آن است و نه اعمال نیروی بیشتر.

غالب انسانها وقتی از فشار سخن می گویند منظورشان همان نیرو است مثلا وقتی می گویند "فشارش بده به معنی آن است که نیروی بیشتری وارد کن" اما میدانیم فشار کمیتی است که به نیروی عمودی وابسته است.

آیا تا به حال دقت کرده اید که هنگام توقف اتومبیل ها لاستیک ها کم بادتر به نظر می رسند؟به نظر شما علت چیست؟

چرا هنگام پنچر شدن لاستیک اتومبیل وضعیت بالا رخ میدهد؟به نظرتان بهتر نبود لاستیک خودروها را توپر می ساختند؟

ادامه دارد ....

تنها یادگاریم از بهشت.

هزار و يك‌ اسم‌ داري‌ و من‌ از آن‌ همه‌ اسم‌ «لطيف» را دوست‌تر دارم‌ كه‌ ياد ابر و ابريشم‌ و عشق‌ مي‌افتم. خوب‌ يادم‌ هست‌ از بهشت‌ كه‌ آمدم، تنم‌ از نور بود و پَر و بالم‌ از نسيم. بس‌ كه‌ لطيف‌ بودم، توي‌ مشت‌ دنيا جا نمي‌شدم. اما زمين‌ تيره‌ بود. كدر بود، سفت‌ بود و سخت. دامنم‌ به‌ سختي‌اش‌ گرفت‌ و دستم‌ به‌ تيرگي‌اش‌ آغشته‌ شد. و من‌ هر روز قطره‌قطره‌ تيره‌تر شدم‌ و ذره‌ذره‌ سخت‌تر.
من‌ سنگ‌ شدم‌ و سد‌ و ديوار . ديگر نور از من‌ نمي‌گذرد، ديگر آب‌ از من‌ عبور نمي‌كند، روح‌ در من‌ روان‌ نيست‌ و جان‌ جريان‌ ندارد.
حالا تنها يادگاري‌ام‌ از بهشت‌ و از لطافتش، چند قطره‌ اشك‌ است‌ كه‌ گوشه‌ دلم‌ پنهانش‌ كرده‌ام، گريه‌ نمي‌كنم‌ تا تمام‌ نشود، مي‌ترسم‌ بعد از آن‌ از چشم‌هايم‌ سنگ‌ريزه‌ ببارد.

يا لطيف! اين‌ رسم‌ دنياست‌ كه‌ اشك‌ سنگ‌ريزه‌ شود و روح‌ سنگ‌ و صخره؟ اين‌ رسم‌ دنياست‌ كه‌ شيشه‌ها بشكند و دل‌هاي‌ نازك‌ شرحه‌شرحه‌ شود؟
وقتي‌ تيره‌ايم، وقتي‌ سراپا كدريم، به‌ چشم‌ مي‌آييم‌ و ديده‌ مي‌شويم، اما لطافت‌ كه‌ از حد بگذرد، ناپديد مي‌شود.
يا لطيف! كاشكي‌ دوباره‌ مشتي، تنها مشتي‌ از لطافتت‌ را به‌ من‌ مي‌بخشيدي‌ يا مي‌چكيدم‌ و مي‌وزيدم‌ و ناپديد مي‌شدم، مثل‌ هوا كه‌ ناپديد است، مثل‌ خودت‌ كه‌ ناپيدايي... يا لطيف! مشتي، تنها مشتي‌ از لطافتت‌ را به‌ من‌ ببخش.

عرفان نظرآهاری

آیا همه ما رنگ ها را یکسان می بینیم؟

نمیدونستم در موردش چه واژه ای را به کار ببرم.

دیگه داشت پاچه خواری را به حد اعلا می رساند با این تفاوت که برای خوردن پاچه باید پول داد اما اینجا نیازی به دادن پول نبود!

دیگه کارهاش داشت خسته ام می کرد،سلام علیکم جای خودش رابه سلام داده بود و زنگ گوشی هم که مرحبا به انتخابش در مورد انتخاب آهنگ پیشواز!

همه ما یک چیز می دیدیم و اون چیز دیگری!

گرچه برای من عجیب نبود خوب انسانها همگی رنگها را یکسان نمی بینند بلکه دیدن آنها به طول موجهایی است که می توانند جذب کنند. آخه هر طول موج قسمتی از طیف نور را تشکیل میدهد و غالب آدمها به دلیل آنکه گیرنده های مخروطی یکسانی درون چشم خود دارند از این رو می توانند طول موج نور مرئی را ببینند.

برخی از آدمها نیز تعداد گیرنده های مخروطی درون چشمشان بیشتر است از این رو می توانند طول موجهای بیشتری را دریافت کنند و رنگ های بیشتری را تشخص دهند.

حالا که بیشتر دقت میکنم،متوجه میشم طول موج بیشتری را نسبت به او تشخیص میدم،من شرف و انسانیت را میدیدم که از او دور می شدند اما اون ...!

راستی فی امان ا... و من ا... توفیق!!!

باید از مغزتان استفاده کنید!

خبر آنلاین : یا از مغزتان استفاده کنید یا آن را از دستش می‌دهید! این تازه‌ترین یافته محققان و عصب‌شناسانی است که دارند روی علل ظهور بیماری‌های ناشی از زوال تدریجی فعالیت‌های مغزی مانند آلزایمر کار می‌کنند. آنها موفق به کشف گروهی از سلول‌های ایمنی شده‌اند که مدارها و ارتباطات سالم مغزی را اگر دیگر مورد استفاده قرار نگیرند، علامت‌گذاری کرده و از بین می‌برند.

تا پیش از این تصور می‌شد این سلول‌های غیرعصبی که در سیستم اعصاب مرکزی حضور دارند و میکروگلیال نامیده می‌شوند، مانند ماکروفاژها عمل می‌کنند و به از بین بردن میکروارگانیسم‌های مهاجم و سلول‌های آسیب‌دیده در بافت مغز می‌پردازند اما تحقیقات تازه نشان می‌دهد آنها وظایفی پیچیده‌تر از جمع آوری ضایعات و سلول‌های تخریب شده در سیستم اعصاب مرکزی را به عهده دارند.

بت استیونز از بیمارستان کودکان بوستون می‌گوید: «پیش از این ایده جمع‌آوری ضایعات و سلول‌های از دست‌رفته در حین بیماری توسط این سلول‌ها مطرح شده بود اما مطالعات ما نشان می‌دهد سلول‌های میکروگلیال به کوچک‌ترین تغییری در فعالیت سیناپس‌ها حساس هستند و بدون اینکه آسیبی به سلول وارد شده باشد، وارد عمل خواهند شد».

به گزارش نیوساینتیست، استیونز و همکارانش برای بررسی عملکرد سلول‌های میکروگلیال، میزان فعالیت چشم چپ و راست موش‌های مورد آزمایش را تغییر دادند تا با ایجاد ناهماهنگی میان دو مدار عصبی که چشم‌ها را به مغز پیوند می‌دادند، تغییرات تازه را بررسی کنند. بررسی سیگنال‌های ارسال شده از چشم راست و چپ که برای تشخیص ساده‌تر با رنگ‌های متفاوتی متمایز شده بودند، نشان می‌داد سلول‌های میکروگلیال حذف مدارها و ارتباطات عصبی چشمی که کمتر از پیش دارد مورد استفاده می‌گیرد را در اولویت قرار می‌دهند. این سیناپس‌ها پیش از تخریب با برچسب شیمیایی C3 از دیگر اتصال‌ها متمایز می‌شوند

توضیح عکس: بخش های سبزرنگ محل های نشانه گذاری شده برای حذف سیناپس ها را نشان می دهد.استیونز می‌گوید: «احتمالا این برچسب، نشانه من باید خورده شوم است. کشف اینکه چرا تنها تعدادی از سیناپس‌ها با این نشانه برچسب‌گذاری می‌شوند می‌تواند به ما در کشف راه‌هایی برای جلوگیری از ظهور بیماری‌های ناشی از زوال تدریجی فعالیت‌های مغزی کمک کند. از دست دادن زودهنگام سیناپس‌ها یکی از ویژگی‌های شناخته‌شده این بیماری‌ها است و به همین دلیل تلاش گسترده‌ای برای شناخت عامل آغازکننده آن شروع شده است».
فرانچسکا پری از آزمایشگاه اروپایی زیست‌شناسی مولکولی در هایدلبرگ آلمان می‌گوید: «پیش از این تصور می‌کردیم میکروگلیال‌ها تنها جمع‌آوری ضایعات و زباله‌های عصبی را به عهده دارند. این پژوهش آنها را فراتر از تصویر گذشته معرفی کرده، اما پیش از اینکه نقش آنها را در بیماری‌ها ارزیابی کنیم باید دقیقا بدانیم نقش اصلی آنها در سیستم اعصاب مرکزی چیست».

میلاد اسوه برابری علی (ع) مبارک باد

شادمانم امروز را به نام میلاد تو ارج می نهند،گرچه چیزی از تو نمی دانند.

میدانی شهر ما پر از حیوانات است،گفته بودند دایناسورها منقرض شده اند اما اینجا نسلشان هنوز پا برجاست!

میدانی از یتیم نوازی تو صحبت می کنند و هر روز هزاران نفر را یتیم می کنند،به نظرم می رسد عاشق یتیم هستند!

میدانی آقا،اینجا همه اول کارها بعد از نام خدا نام تو را صدا می زنند،اما نمی دانم چرا تو فقط در نامی!

علی جان،اینجا هزاران نذر و نیاز و مراسم و بریز و بپاش برای میلادت برگزار می کنند،اما نمی دانند تو از این اعمال بیزاری من که تو را خوب می شناسم،تو بیت المال را ارج می نهادی.

مولی من،اینجا بیت المال سهم اندکی است که میدانند چگونه آن را به نحو احسن به بیت الحال تبدیل کنند!

مولی،اینجا دل شکستن هنر است و چشم ها کور،گمانم خداوند "صم بکم عمی فهم لایرجعون" را برای این مردمان نازل کرده است.

آقا،شنیده بودم در زمان شما در دادگاه قضا همه در نظر قاضی برابر بودند،نمیدانم چرا اینجا همه بدنبال قاضی های خاص میروند،مردمانی اینجا در دستگاه قضا برابرتر هستند!

علی جان،اینجا حق را نمی گویند به جایش تا دلت بخواهد نا را به حق چسبانده را می گویند،اینجا همه را دشمن اسلام و ائمه میدانند و هرگز نیاموخته اند که "ای مالک،اگر دیدی کسی کار ناشایستی انجام داد، فردا به همان چشم به او نگاه نکنی شاید تا صبح توبه کرده باشد و خداوند او را بخشیده باشد. "،اینجا دینداری غوغا میکند!

آقای من میلادت مبارک،اما به بزرگی اندیشه ات،ما را ببخش که از تو فقط نامت را آموختیم و به دنبال شناخت تو بر نیامدیم و به همین جمله قانع شدیم "یا علی".

گذرنامه زهره

چیزی که برای من به عنوان نویسنده این متن بیشتر اهمیت دارد آموزش رصد ایمن و لذت بردن از زیبایی پدیده گذر است لذا از پرداختن به موضوعات تخصصی و پروژه های خاص زمان رصد صرف نظر کردم.(ساره معظمی)

حتما  میدانید که تا چند روز دیگر زهره از مقابل صورت زیبای خورشید خواهد گذشت. احتمالا این را هم میدانید  که اگر این فرصت را از دست بدهید دیگر نخواهید توانست تا 105 سال دیگر گذر زهره ر ا ببینید.گذر زهره شاید از نظر زیبایی شناسی پدیده چشمگیری نباشد. اما نادر است و  ممکن نیست که بتوانید بیش از دو بار گذر زهره را ببینید.

برای توضیح این پدیده ابتدا به تعریف گذر در نجوم می پردازیم.اصطلاح گذر در نجوم به دو شکل به کار می رود:

1-وقتی یک جرم آسمانی به علت حرکت ظاهری کره آسمان از نصف النهار ناظر می گذرد.مثل رژه هر شب ستاره ها در آسمان که از مشرق طلوع می کنند ، کل آسمان بالای سر ما  را طی می کنند وسپس در افق مغرب غروب می کنند.

2-وقتی جرم کوچکتری از مقابل قرص جرم بزرگتری در آسمان گذر یا عبور کندطوری که چند رصدگر این پدیده را از نقاط مناسب بتوانند مشاهده کنند .مثل کسوف یا همین گذر زهره از مقابل خورشید.

در این نوشته مقصود از گذر تعریف دوم است.

چرا گذر زهره رخ می دهد؟

همان طور که می دانیدهر سیاره در مداری خاص به دور خورشید گردش می کند ولی این مدار ها همه در یک صفحه قرار ندارند. مثلا اختلاف صفحه مدار زمین با سیاره عطارد 7درجه و این اختلاف با سیاره زهره حدود 3.4 درجه است.

به همین دلیل دو صفحه مداری زمین و زهره در دو نقطه تلاقی دارند که آن را گره مداری می نامند.اگر مدار زهره و زمین در یک صفحه بودند هر گاه که خورشید ، زهره و زمین در یک راستا قرار می گرفتند باید گذر اتفاق می افتاد ولی دقیقا به دلیل همان اختلاف صفحه های مداری ، گذر فقط زمانی رخ می دهد که سیاره در نقاط گره مداری بین زمین و خورشید قرا گیرد.هر  1.6 سالی که زمین به دور خورشید بگردد یک ملاقات بین آنها اتفاق میافتد که به این مدت زمان " دوره تلاقی " گفته می شود.برای اینکه زهره و زمین در نقطه گره مداری یکدیگر را ملاقات کنند تا گذر رخ دهد باید 5 دوره تلاقی گذشته باشد که معادل 8 سال است.به همین علت در تاریخ شاهد جفت های 8 ساله گذر هستیم .پس چرا هر 8 سال یکبار گذر را نمی بینیم؟زیرا مدت زمانی که این 5 دوره تلاقی اتفاق می افتد دقیقا برابر با 8 سال نیست و اندکی کمتر است.همین سبب می شود تا دوره تلاقی ششم دقیقا در جای قبلی خود آغاز نشود و حدود 2تا3درجه به سمت غرب تغییر مکان دهد.در نتیجه همه 5دوره تلاقی جدید هم حدود 2تا3درجه به سمت غرب تغییر جهت می دهند.این روند حدود 113.5 سال طول می کشد به این ترتیب جفتهای گذر بعدی را 105 سال دیگر یعنی در سالهای 1496 و 1504 شمسی خواهیم دید.

زمان و مکان گذر

گذر زهره در روزهای 16و17خرداد اتفاق می افتد.کسانی که در آمریکا و کانادا ساکنند، گذر را در غروب 16 خرداد خواهند دید. یعنی از ابتدای گذر تا نیمه آن ، ولی بخش انتهایی گذر و خروج زهره از سطح خورشید را از دست خواهند داد. اما ساکنان آفریقا ،خاور میانه و غرب آسیا ، گذر  رادر روز 17 خرداد هنگام طلوع خورشید خواهند دید.البته این ساکنان بخش نخست گذر ر ا از دست داده اند چون در سرزمین آنها در زمان شروع گذر، خورشید هنوز طلوع نکرده است.

در تهران زمان طلوع خورشید 5:22 صبح است. البته تصور نکنید که در همان زمان می توانید زهره را در چهره خورشید رصد کنید.باید کمی منتظر بمانید تا خورشید از افق مشرقتان بالا بیاید واین بستگی دارد که افق دید شما تا چه اندازه باز باشد. لازم به ذکر است که تا ساعت  9:24 فرصت دارید که گذر را در تهران ببینید.با مراجعه به پایگاه زیر می توانید اطلاعات دقیق زمان رصد را استخراج کنید.

www.transitofvenus.nl/wp/where_when/local_transit_time

ایمنی رصد (خیلی خیلی مهم)

نگاه کردن به خورشید بدون استفاده از فیلتر مناسب بسیار خطر ناک است و صدمات جبران ناپذیری به چشم وارد میکند.آسیب به سلولهای شبکیه و عصب بینایی از این جمله است. به ویژه اینکه چشم انسان عصب حساس به چنین دردی را ندارد. به عبارتی آسیب دیدن چشم هنگام نگاه کردن به خورشید بدون درد است و سالها بعد علایم آن آشکار می شود.فیلتر مناسب برای رصد بدون تلسکوپ همان عینک های مخصوص رصد کسوف یا شیشه های جوشکاری است.بهتر است از شیشه هایی با نمره بالای 10 یا دو شیشه با نمره 7 استفاده کنیم.

استفاده از نگاتیو سوخته  یا فلاپی دیسک های قدیمی  یا حتی عینکهای آفتابی هر چند هم که گران قیمت باشد،به هیچ وجه مجاز نیست.

اگر با دوربین دو چشمی یا تلسکوپ رصد می کنید حتما دهانه دوربین و تلسکوپ را با فیلتر مایلار یا فیلتر شیشه ای رصد خورشید بپوشانید.

فیلتر هایی که به چشمی دوربین پیچ می شوند مناسب نیستند چون احتمال ذوب شدن یا شکستن آنها در اثر گرمای زیاد حاصل از کانونی شدن نور خورشید وجود دارد.

از گذر لذت ببرید و رصدتان بی خطر

در صورتی که به مسایل ریاضی گذر و یا فعالیتهای مانند سرعت مداری و شعاع مداری زهره علاقه مند هستید به سایت های زیر سر بزنید.

http://spacemath.gsfc.nasa.gov

www.venus2012.de

www.transitofvenus.org

در پایان لازم است از زحمات همکار گرامی سرکار خانم معظمی که جمع آوری و نگارش این مطلب را بر عهده داشتند تشکر و قدردانی نمایم.

ساعتی برای دوستداران فیزیک

سلام خدمت همه دوستان.

امروز یک مطلب جالب دیدم که بد نیست با شما هم به اشتراک بگذارم.

در سایت (فیزیک بدون فرمول) ساعتی برای دوستداران علم فیزیک ارائه شده بود.

در این ساعت  به جای شماره های 1 تا 12 از نمادها و ثابتهای فیزیکی استفاده شده است.نگاه کنید دیدنش خالی از لطف نیست.

راستی یک مطلب مهم نمادهای به کار رفته در این شکل بنا به درخواست نگارنده سایت قرار داده شده است و مقادیر به صورت متداول های فیزیکی استفاده شده است مثلا برای بار الکترون (19-10*1.6) در نظر گرفته شده است و حال آنکه این عدد به صورت تقریبی می باشد.

چگونه دیوانه شدم

این داستان من است برای هر کسی که دوست دارد بداند چگونه دیوانه شدم.

 در روزهای بسیار دور و پیش از آنکه بسیاری از خدایان متولد شوند، از خواب عمیقی بر خواستم و در یافتم که همه نقابهایم دزدیده شده است.

آن هفت نقابی که خود بافته بودم و در هفت دوره زندگانی بر روی زمین بر چهره زدملذا بی هیچ نقابی در خیابان های شلوغ شروع به دویدن کردم و فریاد زدمدزدها ! دزدها! دزدهای لعنتی

مردها و زنها به من خندیدند و برخی از آنان نیز به وحشت افتادند و به سوی خانه هایشان گریختند

چون به میدان شهر رسیدم، ناگهان جوانی که بر بام یکی از خانه ها ایستاده بود فریاد بر آوردای مردم ! این مرد دیوانه است

سرم را بالا بردم تا او را ببینم اما خورشید برای نخستین بار بر چهره بی نقابم بوسه زد و این برای  نخستین بار بود که خورشید چهره بی نقاب مرا بوسید ، پس جانم در محبت خورشید ملتهب شد و دریافتم که دیگر نیازی به نقابهایم ندارم و گویی در حالت بی هوشی فریاد بر آوردم و گفتممبارک باد ! مبارک باد آن دزدانی که نقابهایم را دزدیدند

این چنین بود که دیوانه شدم اما آزادی و نجات را در این دیوانگی با هم یافتم.

"آری آزادی در تنهایی و نجات از اینکه مردم از ذات من آگاهی یابند زیرا آنان که از ذات و درون ما آگاه شوند، می کوشند تا ما را به بندگی کشند امانباید برای نجاتم بسیار مفتخر شوم زیرا دزد اگر بخواهد از دزدان دیگر امنیت یابد باید در زندان باشد !ا

جبران خلیل جبران

عود و جریان همرفتی

چرا دود شمع یا عود در یک اتاق گرم تا حد معینی بالا می رود؟

نمیدونم چرا اما حس می کنم با روشن کردن عودها بیادت می افتم.

نمیدونم چرا اما گاهی بی اختیار اشک می ریزم،شاید بخاطر ...

نمیدونم تو هم دقت کردی یا نه،گاهی فضای خانه پر از بوی تو،نه پر از یاد تو میشه!

میدونی دود عود و شمع هم میدونه نمی تونه فضای اتاق را مثل یاد تو پر کنه،دقت کردم تا یک اندازه معینی بالا می روند!

تو همیشه به دنبال آموختن من بودی و گرچه خیلی وقتها به رویت نیاوردم که دارم می آموزم.

بارها دقت کردم وقتی دود شمع یا عود شروع به بالا رفتن در فضای اتاق می کرد،دو حالت اتفاق می افتاد.

اگر فضای اتاق سرد بود،همه فضا را پر میکرد انگار دوست داشت سقف را هم ببوسه و اگر فضای اتاق گرم بود انگار جایگاه بالایی پیدا نمیکرد!

یادمه علتش را به جریان همرفتی نسبت دادیم،آموختم وقتی مولکولهای یک شاره گرم می شوند جنبش بیشتری پیدا می کنند و از این رو نسبت به محیط اطراف حجم بیشتری را اشغال و چگالی آنها کمتر می شود اما با کاهش چگالی این مولکولها جای خود را به مولکولهای سردتر که دارای چگالی بیشتری هستند می دهند و این عمل تا هنگامی که همه مولکولهای اتاق همدما شود ادامه می یابد.

اما وقتی هوا گرم است مولکولهای هوای بالای اتاق چگالی کمتری دارند از این رو با آنکه جریان همرفتی رخ می دهد اما مولکولهای گرم شده ناشی از سوختن شمع یا عود چگالی بیشتری نسبت به مولکولهای هوای گرم اتاق دارند از این رو نمی توانند به راحتی جایگزین مولکولهای هوای گرم شوند بنابراین تا یک ارتفاع میعنی بالا می روند.

باید توجه داشت هرچه محیط اتاق گرم تر باشد این ارتفاع کمتر می شود.

آب یخ و پدیده میعان

چرا با ریختن آب سرد در یک لیوان شیشه ای حالت مه گرفتگی روی جداره لیوان رخ می دهد؟

یادمه نگرانم می شدی و همش می گفتی،بازم داری یخ می خوری؟

یادمه حتی از پشت تلفن هم بهم گوشزد میکردی که زیر قولم نزنم،یادمه صدای خرده های یخ را که درون لیوانم می ریخت را هم میشنیدی.

بهت قول داده بودم،آب خیلی سرد نخورم چون دوست نداشتم حرفت را به دیده جان نپذیرم!

اما وقتی که آب سرد را در داخل لیوان می ریختم یک حس غجیبی سراغم می آمد کدر شدن لیوان یک دلیل فیزیکی داشت و یک دلیل عاطفی.

آب یخ

هوای بیرون اتاق گرم تر از لیوان پر از آب یخ بود از این رو مولکولهای هوای اطراف لیوان در اثر سرمای جداره لیوان یه مایع تبدیل می شدند و پدیده میعان رخ می داد بنابراین یک حالت کدر روی لیوان ایجاد می شد.

اما کدر شدن و مه گرفتگی لیوان یک دلیل عاطفی هم داشت،دلگیر شدن تو از کار اشتباه من!

هنوزهم دلگیرت می کنم ...

نگاهی متفاوت به پدیده ی تطابق (قسمت دوم و آخر)

چرا چشمان ما زیر آب خوب نمی بینند؟

بحث سر سفیر ایران بود،خوب برای اینکه زیر آب بتوانیم بخوبی ببینیم باید محیطی مشابه محیط خارج آب ایجاد کنیم.

غالبا شناگرها این عمل را با قرار دادن یک عینک مخصوص انجام می دهند.اما علت چیست؟

همانطور که می دانیم نور وقتی از یک محیط شفاف به محیط شفاف دیگری می رود سرعتش تغییر می کند از این رو از مسیر اولیه خود منحرف می شود و اصطلاحا می گوییم پدیده ی شکست رخ داده است.

در حالت عادی نور با عبور از قرنیه می شکند و به عدسی می رسد و از آنجایی که قرنیه چشم ثابت است عدسی چشم به وسیله ماهیچه های مژگانی تغییر تا تنظیمات لازم انجام شود و بتوانیم اجسام را به خوبی ببینیم.

اما در داخل آب ضریب شکست نور قرنیه با محیطی که پیرامونش قرار گرفته است یکسان می شود بنابراین قرنیه همه تمرکز خود را از دست می دهد و بر اثر بالا بودن ضریب شکست آب نسبت به هوا ، نوری که از جسم به چشم ما می رسد در فاصله دورتری از شبکیه تشکیل می شود.

از این رو چشم بسیار دوربین می شود و فاجعه رخ می دهد.

اما راه کار چیست؟استفاده از یک عینک شنا،مزیت این عمل آن است که بین چشم و آب یک بخش دیگر ایجاد می شود.هوای قرار گرفته سبب افزایش قدرت تمرکز قرنیه می شود و از این رو نوری که به چشم ما می رسد ابتدا به واسطه محیط ایجاد شده (هوا) شکسته می شود و سپس نور به چشم ما می رسد.

آیا می دانید در عینک های شنا از چه نوع عدسی استفاده می شود؟

به نظر شما افراد نزدیک بین هم نیازی به استفاده از عینک شنا دارند؟

راستی چرا آستیگمات ها برای رفع این مشکل راه حل مناسبی ندارند؟

عینک شنا

عدالت همیشه اجرا می شود!

یک شب که ضیافتی در کاخ برپا بود مردی آمد و خود را در برابر امیر به خاک انداخت و همه ی مهمانان او را نگریستند و دیدند که یکی از چشمانش بیرون آمده و از چشم خانه ی خالی اش خون می ریزد. امیر از او پرسید «چه بر سرت آمده؟» مرد در پاسخ گفت: « ای امیر، پیشه ی من دزدی ست، امشب برای دزدی به دکان صراف رفتم، وقتی که از پنجره بالا می رفتم اشتباه کردم و داخلِ دکان بافنده شدم. در تاریکی روی دستگاهِ بافندگی افتادم و چشمم از کاسه درآمد. اکنون ای امیر، می خواهم دادِ مرا از مردِ بافنده بگیری.»

 آنگاه امیر کس در پی بافنده فرستاد و او آمد، و امیر فرمود تا چشم او را از کاسه درآورند.

 بافنده گفت: « ای امیر، فرمانت رواست. سزاست که یکی از چشمانِ مرا درآورند. اما افسوس! من به هردو چشمم نیاز دارم تا هردو سوی پارچه ای را که می بافم ببینم. ولی من همسایه ای دارم که پینه دوز است و او هم دو چشم دارد، و در کار و کسبِ او هردو چشم لازم نیست.»

 امیر کس در پی پینه دوز فرستاد. پینه دوز آمد و یکی از چشمانش را درآوردند. و عدالت اجرا شد.

جبران خلیل جبران (پیامبر و دیوانه)

جبران خلیل جبران

دکمه را فشار بدهید تا کاغذ سفید تحویل بگیرید!

به نظر شما اسم این دستگاه را چه می توان گذاشت؟ کاملا شبیه یک پرینتر است. اما تفاوت اش در اینجا است که کاغذ های پرینت شده را در آن قرار می دهید و از طرف دیگر کاغذ سفید تحویل می گیرید!


مهندس های سازنده این دستگاه، راهی پیدا کرده اند که با استفاده از لیزر، جوهر را از روی کاغذها پاک کنند تا بتوان دوباره از آنها استفاده کرد. آنها از لیزر سبز برای این کار استفاده می کنند چرا که بیشترین توانایی را برای این کار دارد.


محقق های دانشگاه کمبریج از پالس های کوتاه لیزر برای پاک کردن کلمات و تصاویر از روی کاغذ استفاده کرده اند. لیزر در واقع جوهر روی کاغذ را بخار می کند. اما به گونه ای که آسیبی به خود کاغذ زده نمی شود.


آنها می گوید این امکان را می توان در آینده به پرینتر ها و دستگاه های فتوکپی اضافه کرد تا یک دکمه Unprint هم داشته باشند. این روش روی جوهر مدل های بسیار متنوعی از پرینترها و دستگاه های فتوکپی کار می کند و به راحتی قابل استفاده است.


تیم سازنده می گوید شرکت های مختلفی برای داشتن این فناوری به آنها مراجعه کرده اند تا اولین دستگاه Unprint دنیا را به بازار بفرستند.


اگر استفاده از این فناوری فراگیر بشود ممکن است صرفه جویی زیادی در مصرف کاغذ به وجود بیاید و جان هزاران درخت نجات پیدا کند. کافی است تصور کنید تمام جزوه هایی که بعد از امتحانات بلامصرف می مانند، تبدیل به کاغذ های سفید بشوند.

منبع : www.narenji.ir

نگاهی متفاوت به پدیده ی تطابق (قسمت اول)

همیشه دوست داشتم یکی از اون عینک هایی که شناگرهای ماهر به چشمشون می زنن داشته باشم.

دیدن وقایع زیر آب برام شده بود یک رویا،علاقه مند به غواصی بودم و یافتن پاسخ این پرسش که : "چرا اجسام در زیر آب به خوبی دیده نمی شوند؟" اما افسوس همیشه زود دیر میشه.


یادمه میرفتم زیر آب و سعی می کردم چشمام را باز نگه دارم بلکه بتونم عادت کنم و ببینم ملت توی استخر وقتی کسی حواسش نیست چه کارها می کنند (راستی سفیر ایران تو برزیل هم عینک شناگری به چشمش زده بود)!

دوره قشنگی بود چشمان قرمز شده ام نشان از سعی و تلاشم برای بازنگه داشتن چشمام بود (اما چشمای آقای سفیر اصلا قرمز نشده بود میگن خیلی اوف اوف و بیب بیب بوده کارش)!

بعدها فهمیدم آب دارای کلر هست و املاح و به چشمان ما بسیار صدمه میزنه.از طرفی برای دیدن اجسام باید عمل تطابق توسط چشم به خوبی صورت بگیرد.

بعد از کمی مطالعه فهمیدم ماهیچه های مژگانی در درون چشم عمل تغییر ضخامت عدسی چشم را برعهده دارند از این رو با کم وزیاد کردن ضخامت عدسی چشم به ما این امکان را می دهند که بتوانیم اجسام را به خوبی ببینیم.

از این رو برای دیدن اجسام دور لازم است ضخامت عدسی چشم افزایش و برای دیدن اجسام نزدیک لازم است ضخامت عدسی چشم کاهش یابد.از طرفی ضخامت عدسی چشم وقتی که این ماهیچه ها در حال استراحت هستند (خواب دیدن شاه پریان واسه آقایان و شاهزاده واسه خانم ها!) بیشترین مقدار است.

در پایان هم فهمیدم عمل تطابق،افزایش و یا کاهش ضخامت عدسی چشم برای دیدن اجسام و تشکیل صحیح آونها بر روی پرده شبکیه است.

اما چرا در زیر آب نمی توان اجسام را خوب ببینیم؟(چرا سفیر ایران در برزیل خوب می تونست ببینه!)

ادامه دارد ...

این هلال ماه نیست

سیاره ناهید که این روزها بعد از غروب خورشید در ارتفاع نه چندان زیادی از افق غربی می‌درخشد، به شکل هلالی زیبا درآمده و هر روز به خورشید نزدیک‌تر می‌شود تا روز 17 خرداد از مقابل قرص خورشید عبور کند.

برای مشاهده این هلال زیبا کافی است از یک تلسکوپ کوچک یا دوربین دوچشمی معمولی استفاده کنید. حتی می‌توانید با استفاده از لنز تله و البته به شرط نصب دوربین روی سه‌پایه تصویر کوچکی از این هلال را ثبت کنید. یافتن سیاره ناهید بسیار ساده است: پس از غروب خورشید، ناهید درخشان‌ترین جسم آسمان است که در سمت غرب قرار دارد.
در حال حاضر، 13درصد از سطح ناهید روشن است و باقطر ظاهری 47 ثانیه قوسی، از قدر حدود 4.5- دیده می‌شود.

بهترین خطای دید ۲۰۱۲،ستاره دریایی چرخان

همیشه آن‌چه می‌بینیم، ‌همانی نیست که واقعا اتفاق می‌افتد. مسابقه خطاهای بصری که هر سال برگزار می‌شود، با معرفی بهترین خطاهایی که توسط محققین به تصویر کشیده شده‌اند، این واقعیت را به ما یادآوری می‌کند.
اگر به لبه‌های تصویر نگاه کنید یا چشمتان را روی آن بچرخانید، به احتمال زیاد شما هم می‌توانید حرکت این ستاره دریایی را ببینید. البته، ‌این تصویر ثابت است و هیچ حرکتی هم در آن اتفاق نمی‌افتد. مانند همه خطاهای بصری،‌ این که می‌بینید ستاره دریایی درون این تصویر می‌چرخد، خطایی است که مغز شما در پردازش اطلاعات بصری مرتکب آن می‌شود. در واقع مغزتان فریب می‌خورد و گزارش می‌کند چیزی را دیده، که اصلا اتفاق نیفتاده است.

این تصویر که یکی از برندگان مسابقه خطاهای بصری سال 2012 است، از پدیده پیرامون شناور استفاده می‌کند که باعث می‌شود در جایی که حرکت وجود ندارد، مغز ما حرکت ببیند. کنتراست متفاوت بین رنگ‌ها، کلید این پدیده در مورد این تصویر است که باعث می‌شود خیال کنیم ستاره دریایی و زمینه‌اش در جهت مخالف هم می‌چرخند.

این تصویر توسط کایا نوآ، که در واقع نام مستعار نقاش حیات‌وحش، جو هاتمن است، خلق شده است. مسابقه خطاهای بصری هر ساله توسط جامعه همبستگی عصبی و با هدف عمومی‌سازی تلاش‌های محققین در زمینه خطاهای بصری برگزار می‌شود.

برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگتر کلیک کنید

منبع:خبرآنلاین