تولید انرژی الکتریکی از تنفس انسان

خودونگ وانگ، استاد مهندسي و علوم مواد و «چنگليانگ سون»، محقق فوق دكتري و «جيان شي»، در اين پژوهش كه در مجله Energy and Environmental Science منتشر شده، در مورد ساخت يك ريز تسمه پلاستيكي گزارش داده‌اند كه در زمان عبور جريان هواي كم سرعت مانند تنفس انسان به لرزه در مي‌آيد.

در مواد خاص مانند فلوريدپلي ‌وينيليدين كه توسط اين تيم مورد استفاده قرار گرفته، يك بار الكتريكي در واكنش به تنش اعمال شده مكانيكي، انباشته مي‌شود. اين امر به عنوان اثر فيزوالکتريک شناخته شده است.

اين محققان، با مهندسي فلوريد پلي‌ وينيليدين، دست به توليد انرژي الكتريكي كارآمد از تنفس براي كار انداختن دستگاه‌هاي كوچك الكترونيكي زده‌اند.

به گفته «وانگ»، اساسا اين دانشمندان انرژي مكانيكي را از سيستم‌هاي بيولوژيكي جمع‌آوري مي‌كنند.جريان هواي تنفس عادي انسان معمولا پايين و در حد دو متر در ثانيه است

طبق محاسبه دانشمندان با نازك كردن اين ماده، لرزش‌هاي كوچك نيز مي‌توانند يك ميكرووات انرژي الكريكي توليد كنند كه براي حسگرها يا ديگر دستگاه‌هاي كاشته شده در صورت مفيد است

اين محققان از پيشرفت‌هاي فناوري نانو استفاده كرده و با كوچكتر كردن دستگاه‌هاي الكترونيكي، يك ميزبان دستگاه‌هاي زيست‌پزشكي ساخته‌اند كه مي‌تواند قند خون را براي بيماري ديابت مورد نظارت قرار داده يا باتري يك دستگاه تنظيم ضربان قلب را شارژ مجدد كرده تا نيازي به تعويض نداشته باشد 

تنها نياز اين دستگاه‌هاي ريز، يك منبع برق ناچيز است. انرژي زايد مانند جريان خون، حركت، حرارت يا تنفس مي‌تواند يك منبع پايدار نيرو را ارائه بدهد.

تيم «وانگ» از يك فرآيند قلمزني يوني براي نازك كردن ماده همزمان با محافظت از ويژگي‌هاي فيزوالكتريكي آن استفاده كردند. «وانگ» بر اين باور است كه با پيشرفتهاي آينده مي‌توان نازكي ماده را تا حد زير ميكرون كنترل كرد.

از آنجا كه فلوريد پلي ‌وينيليدين يك ماده زيست‌سازگار است، اين پيشرفت مي‌تواند نشانگر گام قابل توجهي در جهت ساخت يك دستگاه كاربردي كوچك براي جمع‌آوري انرژي از تنفس باشد.

به نقل از سایت کنجکاو

نگاهی متفاوت به بحث رنگ و نور (قسمت چهارم)

باز هم نشستیم و بحث را ادامه دادیم.

به او گفتم:بر اساس قانون پایستگی انرژی القای متقابل فقط تنها در صورتی می تواند به صورت نامحدود انجام شود که سرعت نور ثابت بماند.

جیمز کلارک ماکسول قبل از همه توانست به این موضوع پی ببرد که نور صرفا تابش الکترومغناطیس می باشد.از این رو برای آن که قابل رویت باشد باید در بازه فرکانسی دید بینایی ما قرار گیرد.

پس گستره ی بسامد نور در بازه ی 1014*4.3 تا 1014*7 ارتعاش در ثانیه می باشد.این امواج آنتن های شبکیه چشم را فعال می کنند.امواج کم بسامد قرمز و امواج پر بسامد بنفش به نظر می رسند. اما همه با سرعت نور در فضا منتشر می شوند.

نگاهم کرد و گفت : اصلا بسامد چیست؟

گفتم : تعداد تکرار ها یا تناوب یک حرکت رفت و برگشتی را در اصطلاح بسامد می گوییم.

گفت : چه ربطی به نور دارد،اصلا مگر نور حرکت رفت و برگشتی دارد؟

گفتم : یادته گفتیم الکترونها در جای خود شروع به حرکت می کنند و در اصلاح تکانهای بسیار کوچکی می خورند این تکانهای کوچک بر اساس قانون پایستگی انرژی به دیگران منتقل شده و به این ترتیب جریان انتقال می یابد.از سوی دیگر در یک حرکت نوسانی الکترونها به جلو و عقب می روند از این رو تغییر وضعیت می دهند پس در نور هم که موج الکترومغناطیسی است باید حرکت نوسانی داشته باشیم.

گفت : پس وقتی همه ذرات با سرعت ثابت نوسان می کنند پس چرا رنگهای مختلف پدیدار می شود؟مگر همه الکترونها یکسان نیستند؟مگر سرعت نوسان یکسان نیست؟مگر محیط یکسان نیست؟

ادامه دارد ...

نگاهی متفاوت به مبحث رنگ و نور (قسمت سوم)

بحث را ادامه می دادیم تا به مبحث انرژی رسیدیم.

گفت : پایستگی انرژی هم در این امواج صادق است؟چون حامل انرژی هستند این سوال برایم پیش آمد.

گفتم : بله.دقت کن میدان الکتریکی ضعیف میدان مغناطیسی ضعیف تولیدمی کند.در نظر بگیر،مهم این هست که این دو به هم مرتبط هستند.

گفت : به نظر تو این امواج با چه سرعتی در هوا منتشر می شوند؟آخه همون طور که می دونیم سرعت حرکت این امواج باید بالا باشه تا بتونن خیلی سریع منتقل شوند.یادمه بهم گفتی نور هم موج الکترومغناطیسی هست.

نکنه با سرعت نور منتشر می شوند؟شاید هم کمتر،آخه اگه بیشتر باشه با نظریه نسبیت انیشتین متناقض می شه چرا که ایشان بیان می کنند در یک چارچوب مرجع سرعت نور مقدار مشخصی و حدی است که ماده نمی تواند با سرعتی بیش از سرعت آن  حرکت کند.

خدایا دستمان را بگیر

گفتم : دقیقا،با سرعت نور منتشر می شوند از این رو این امواج حامل انرژی بالایی هستند.اما در مورد کمتر یا بیشتر بودن باید به این نکته توجه کنیم،اگر سرعت این امواج کم شود چه روی می دهد؟

فرض کنیم اتومبیلی که در حال حرکت است ناگهان ترمز می کند،به نظر تو نیروی ترمز نسبت به حالت اولیه در حال کاهش است یا افزایش؟بعد از ترمز کردن برای اتومبیل چه اتفاقی می افتد؟

در حقیقت اگر سرعت امواج کاهش می یافت (در یک محیط) میدان الکتریکی متغیر ضعیف میدان مغناطیسی ضعیفی تولید می کرد و پس از مدتی موج کاملا از بین می رفت.

بلعکس اگر سرعت افزایش می یافت میدان الکتریکی متغیر قوی میدان مغناطیسی قوی تولید می کرد و پس از مدتی ... یکی جلوی این موج را بگیره الان انرژیش دنیا را ویران می کنه!

نگاهم کرد و گفت : پس سرعت خدا از نورم بیشتره و نور نیست اما برای درک ما انسانها از این واژه استفاده کرده،آخه در داستان حضرت موسی (ع) که می خواد خدا را ببینه بیان می کنه : "به کوه نگاه کن".حضرت موسی (ع) تا نگاه می کنه کوه به خاک تبدیل می شه!آره خدا بسیار بالاتر از اونه که بشه با چیزهای کوچیکی مثل نور مقایسه اش کرد!

نگاهش کردم،دیدم نگاه ظریفش چقدر به دلم میشینه.تصمیم گرفتم باهاش بیشتر بحث کنم و ازش بیشتر یاد بگیرم.

ادامه دارد ....

فنجان چای (لطفا با دقت بخوانید)

گروهى از فارغ التحصیلان قدیمى یک دانشگاه که همگى در حرفه خود آدم هاى موفقى شده بودند، با همدیگر به ملاقات یکى از استادان قدیمى خود رفتند. پس از خوش و بش اولیه، هر کدام از آنها در مورد کار خود توضیح می داد و همگى از استرس زیاد در کار و زندگى شکایت می کردند. استاد به آشپزخانه رفت و با یک کترى بزرگ چاى و انواع و اقسام فنجان هاى جوراجور، از پلاستیکى و بلور و کریستال گرفته تا سفالى و چینى و کاغذى (یکبار مصرف) بازگشت و مهمانانش را به چاى دعوت کرد و از آنها خواست که خودشان زحمت چاى ریختن براى خودشان را بکشند.

پس از آن که تمام دانشجویان قدیمى استاد براى خودشان چاى ریختند و صحبت ها از سر گرفته شد، استاد گفت: «اگر توجه کرده باشید، تمام فنجان هاى قشنگ و گران قیمت برداشته شده و فنجان هاى دم دستى و ارزان قیمت، داخل سینى برجاى مانده اند. شما هر کدام بهترین چیزها را براى خودتان می خواهید و این از نظر شما امرى کاملاً طبیعى است، امّا منشاء مشکلات و استرس هاى شما هم همین است. مطمئن باشید که فنجان به خودى خود تاثیرى بر کیفیت چاى ندارد. بلکه برعکس، در بعضى موارد یک فنجان گران قیمت و لوکس ممکن است کیفیت چایى که در آن است را از دید ما پنهان کند.

چیزى که همه شما واقعاً مى خواستید یک چاى خوش عطر و خوش طعم بود، نه فنجان. امّا شما ناخودآگاه به سراغ بهترین فنجان ها رفتید و سپس به فنجان هاى یکدیگر نگاه مى کردید. زندگى هم مثل همین چاى است. کار، خانه، ماشین، پول، موقعیت اجتماعى و …. در حکم فنجان ها هستند. مورد مصرف آنها، نگهدارى و دربرگرفتن زندگى است. نوع فنجانی که ما داشته باشیم، نه کیفیت چاى را مشخص می کند و نه آن را تغییر می دهد. امّا ما گاهى با صرفاً تمرکز بر روى فنجان، از چایى که خداوند براى ما در طبیعت فراهم کرده است لذت نمی بریم.
خداوند چاى را به ما ارزانى داشته نه فنجان را. از چایتان لذت ببرید. خوشحال بودن البته به معنى این که همه چیز عالى و کامل است نیست. بلکه بدین معنى است که شما تصمیم گرفته اید آن سوى عیب و نقص ها را هم ببینید. در آرامش زندگى کنید، آرامش هم درون شما زندگى خواهد کرد.

مهربانان تاکنون چندبار به این اندیشیده ایم که کاش یجای کس دیگری بودیم؟فکر نمی کنید آن هنگام به دنبال فنجان زیباتری برای خود بوده اید؟

نگاهی متفاوت به مبحث رنگ و نور (قسمت دوم)

سنگ انداختن در آب.صحبت از اینجا شروع شد بهش رو کردم و گفتم وقتی سنگی را در آب می اندازی داری یک بی نظمی ایجاد می کنی.

از این رو ایجاد موج سطحی بر روی آب می کنی که از نوع امواج مکانیکی می باشد.

نگاهم کرد و گفت مکانیکی؟ گفتم آره.امواج مکانیکی امواجی هستند که برای انتشار به محیط مادی نیاز دارند و از این رو در خلا منتشر نمی شوند.

گفت : صوت هم نوعی موج مکانیکی هست درسته؟ گفتم: آره.در حقیقت وقتی کسی را صدا می زنیم محیط اطراف را آشفته می کنیم و از این رو موج صوتی منتقل می کنیم.

گفت : پس چرا تو فیلم ها افراد فضانورد می توانند با هم حرف بزنند!گفتم توی سفینه است زیرا اونجا هوا وجود دارد اما خارج از سفینه اگر دیدی بدون هدفون صحبت می کنند در فیلم اشتباهی رخ داده.

گفت : آره مثل ادیسه فضایی!

گفتم : خوب حالا فرض کن یک میله شیشه ای باردار را در هوا تکان بدهیم آیا موج تولید می کنیم؟

گفت : بله،چون بار الکتریکی متحرک می شود و جریان الکتریکی ناپایداری تولید می شود و از این رو موج بوجود می آید.اما اسمش چیه؟

گفتم : چه چیزی جریان الکتریکی را احاطه می کنه.گفت : هرسیم که دارای جریان الکتریکی است در اطراف خود میدانی ایجاد می کند که میدان مغناطیسی می باشد.پس میدان مغناطیسی آن را احاطه می کند.

خوب حالا چه چیزی جریان الکتریکی متغیر را احاطه می کنه؟ درسته میدان مغناطیسی متغیر.

خوب از طرف دیگه می دونیم وقتی یک میدان مغناطیسی متغیر داشته باشیم می توانیم میدان الکتریکی تولید کنیم و بلعکس.مثل آرمیچر.

بنابراین اگر بار الکتریکی به صورتی نوسان کند هم با میدان الکتریکی متغیر سروکار داریم و هم با میدان مغناطیسی متغیر.اگه از اولی الکترو و از دومی مغناطیس را برداریم خواهیم دید آشفتگی ایجاد شده یا موج ایجاد شده موجی الکترومغناطیس خواهد بود.

نگاهم کرد و گفت : و این موجها انرژی حمل می کنند درسته؟گفتم : دقیقا. رو کرد بهم و گفت : پس قضیه روانشناسان مبنی بر ساطع و انتقال انرژی از افراد به ما هم درسته؟

ادامه دارد ...

نگاهی متفاوت به مبحث رنگ و نور (قسمت اول)

بارها می شد که به آتش چشم می دوختم و از خودم می پرسیدم : "چرا آتیش را می تونم ببینم و نور را نه؟". مگه هر دوتای اونها نور ندارند!

واژه نور اونقدر کلی بود که نمی تونستم بین اونها را تمایز بدم.

سالها گذشت و من همیشه در فکر این که چرا نور بی رنگه اما اجزای آن دارای رنگهای مختص خود هستند.مثلا با منشور می تونیم نور سفید را به طیف های بنفش،نیلی ،آبی ،سبز،زرد،نارنجی و قرمز تقسیم کنیم.

واقعا ماهیت این کلمه سه حرفی چیست که این همه در موردش می شنویم.

مثلا در مورد افراد پاکدامن و افراد بدطینت.روانشناسان می گویند اگر از دیدن انسانی خوشحال می شوید اطراف او هاله ای از نور وجود دارد که به شما انرژی مثبت را صادر می کنند.

و اگر از دیدن افرادی رنج می برید باید از آنها دوری کنید تا در تیرس حمله انرژی و امواج مضری که آنها صادر می کنند نباشید.

این را که فهمیدم در هنگام عبور از کنار آدمهای بد جا خالی می دادم و ادای نمو در فیلم ماتریس را در میاوردم!

همه فهمیده بودند که عقل درست و حسابی ندارم اما ...

مهربانان واقعا نور چیست؟چرا خداوند را در دعای جوشن کبیر نیز با عبارت "یا نور النور،یا منور النور" می خوانیم؟

این ها سلسه مطالبی است که باید با کمک یکدیگر متوجه شویم.

لذا در صدد  آن بر آمدم تا مباحثی را تحت عنوان ماهیت نور با عزیزانم بیان کنم.امیدوارم مورد پسند قرار گیرد.

در ابتدا لازم است به این نکته بپردازیم که بررسی نور از دو بخش کلی صورت می پذیرد : ماهیت نور و ظاهر نور.

اما در ابتدا لازم است به این نکته بپردازیم که برای بیان هر چیز لازم است به علت آن بپردازیم.

نورها غالبا برای انتشار در محیط نیازمند چشمه و منبع تولید کننده هستند.از این رو این منبع می تواند یک وسیله مانند لامپ (که انرژی الکتریکی را به گرما و نور تبدیل می کند) و یا یک منبع بزرگ مانند خورشید (که از واکنش های هسته ای تولید انرژی گرمایی و نور می کند) باشد.

اما آیا به این نکته توجه کرده اید: دمای رشته ملتهب لامپ و خورشید بالاست؟

در حقیقت می توان گفت : "نور از حرکت شتابدار الکترونها سرچشمه می گیرد و پدیده ای است الکترومغناطیس که خود بخش کوچکی از طیف های الکترومغناطیس می باشد."

توجه کنید: بخش کوچک از این رو نوری را که ما این همه در موردش سخن می گوییم بخش کوچکی از دریای طیف الکترومغناطیس می باشد.

راستی خداوند نور است یا طیف الکترومغناطیس؟

ادامه دارد ....

کاش هیچ وقت زود قضاوت نکنیم!

مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی می‌کند و تا کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از افرادشان را نزد او فرستادند.
مسئول خیریه: آقای وکیل ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که به لطف خدا از درآمد بسیار خوبی برخوردارید ولی تا کنون هیچ کمکی به خیریه نکرده‌اید. نمی‌خواهید در این امر خیر شرکت کنید؟

وکیل رو به آنها کرد و گفت: آیا شما در تحقیقاتی که در مورد من کردید متوجه شدید:

که مادرم بعد از یک بیماری طولانی سه ساله، هفته پیش درگذشت و در طول آن سه سال، حقوق بازنشستگی‌اش کفاف مخارج سنگین درمانش را نمی‌کرد؟
مسئول خیریه: با کمی شرمندگی گفت نه، نمی‌دانستم. خیلی تسلیت می‌گویم.
وکیل:دوباره رو کرد به آنها و گفت آیا در تحقیقاتی که در مورد من کردید فهمیدید که برادرم در جنگ هر دو پایش را از دست داده و دیگر نمی‌تواند کار کند و زن و ۵ بچه دارد و سالهاست که خانه نشین است و نمی‌تواند از پس مخارج زندگیش برآید؟
مسئول خیریه: با شرمندگی بیشتر جواب داد نه . نمی‌دانستیم. چه گرفتاری بزرگی ...
وکیل:بار دیگر قیافه حق به جانبی گرفت و گفت  آیا در تحقیقاتتان متوجه شدید که خواهرم سالهاست که در یک بیمارستان روانی است و چون بیمه نیست در تنگنای شدیدی برای تأمین هزینه‌های درمانش قرار دارد؟
مسئول خیریه که کاملاً شرمنده شده بود گفت: ببخشید. نمی‌دانستم اینهمه گرفتاری دارید.

شما انسان والا و ارزشمندی هستید مرا ببخشید که کاوش و تحقیقاتمان دچار نقص بود

وکیل بار دیگر پس از شنیدن این سخنان نگاهی به آنان کرد و گفت: خوب. حالا وقتی من به اینها یک دلار هم کمک نکرده‌ام شما چطور انتظار دارید به خیریه شما کمک کنم؟

به نقل از سایت داستانک

مهربانان من،در زندگی شما چه بسیارند افرادی که حتی انسان بودن خویش را فراموش کرده اند اینها به تنها چیزی که فکر می کنند  ثروت است غافل از اینکه ای کاش  می توانستند مقداری از آنها را پس از مرگ با خود ببرند.مرگ سیلی محکم خداوند است بر این مردمان.آری بهتر است قبل از آنکه دست کمک به سوی کسی دراز کنیم ابتدا به ماهیت انسانی وی دقت کنیم.لطفا به عکس بالا دقت کنید تا زشتی این انسانها را بهتر درک کنید

نگاهی متفاوت به لختی گرمایی

رفته بودیم بیرون،کنار جوی و آب رکناباد و ... وای چه منظره قشنگی بود!

قرار بود اصلا در مورد مسائل فیزیکی بحث نکنیم واقعیتش خودم هم بعضی وقتها حالم بهم می خورد که در روزی که قراره فکر آزاد باشه بحث کنیم!

گفتم: هندونه را بده به من بذارم تو این آب خنک بشه.

هندوانه را گذاشتم تو آب و با یار نشستیم سرگرم گفتگو شدن.

تا اینکه بعد از مدتی قرار شد از آب خارجش کنیم و قاچش بزنیم.سریع از آب درش آوردم تو همین احوال بودم که یادمون  افتاد باید غذا را هم گرم کنیم.

از این رو رفتم تا غذا را هم بگذارم روی آتش تا گرم شود منم که دست و پاچلفتی،کلی معطل کردم.

دوباره برگشتم دیدم گیر داده که هندونه گرم شده و باید دوباره در آب قرار بدیم!هر چی بهش گفتم : آخه عزیزکم نازکم لختی گرمایی هندوانه از مواد غذایی بیشتر است گوشش بدهکار نبود.

نگاهم کرد و گفت : "میبینی همیشه می خوای سوادت را به رخم بکشی."

نگاهش کردم و گفتم:"ببخش اما مثل این که دیر شده بود و باید بیشتر منت کشی می کردم."

اما واقعیت حق با من بود.

به خوش رنگی لبان تو نیست!

می دانید،همانطور که در مکانیک مبحثی در رابطه با لختی بیان می کنیم در گرما نیز از این واژه استفاده میکنیم و به صورت زیر بیان می کنیم:

لختی گرمایی،تمایل اجسام به نگهداری گرمای اولیه خود می باشد.هرچه گرمای ویژه یک جسم بیشتر باشد لختی گرمایی آن هم بیشتر است.زیرا برای تغییر دما نیازمند صرف انرژی بیشتری هستیم.

گرمای ویژه جامدات کمتر از مایعات است از این رو در مجاورت هوای عادی سریعا دستخوش سریع تغییرات دمایی قرار گرفته و سریعتر از مایعات سرد می شوند.

بنابراین هرچه مولکولهای یک ماده بیشتر به هم نزدیک تر باشد لختی گرمایی آن کمتر است.از این رو یک اتاق سرد را بسیار سخت می توان گرم نمود.

حال به این موضوع دقت کنید: "یک هندوانه ویک ساندویچ را همزمان از یخچال در می آوریم،کدام سریعتر خنک می شود؟چرا؟".

به نظر شما آیا من باید هندوانه را دوباره در آب سرد قرار می دادم؟نقش پوسته هندوانه چیست؟

راستی یک خربزه با یک هندوانه را همزمان از آب خارج می کنیم،بهتر است کدام یک را زودتر بخوریم؟

موفق باشید.

پايان کار جشنواره چهارم و معرفی برترین پروژه های دانش آموزی

جشنواره چهارم نانوتکنولوژی با معرفی برترین پروژه های دانش آموزی در 17 مهرماه به کار خود پایان داد.

در آخرین روز از چهارمین جشنواره و نمایشگاه فناوری نانو طرح‌های دانش‌آموزی برتر در غرفه باشگاه نانو انتخاب شدند. در این بخش از نمایشگاه دانش‌آموزانی از استان‌های تهران، البرز، قم و اصفهان با ارائه طرح های پژوهشی خود، مورد ارزيابی قرار گرفته و در پايان 31 پروژه حاضر در پنج رتبه دسته بندي شدند. بر اساس اعلام باشگاه نانو در رتبه اول چهار پروژه، در رتبه دوم هفت پروژه، در رتبه سوم شش پروژه، در رتبه چهارم نه پروژه و در رتبه پنجم تعداد پنج پروژه به عنوان پروژه‌های برتر انتخاب شدند. نحوه امتیاز دهی به این پروژه ها به صورت زير بوده است:

  • 25 درصد: از امتیاز به آرای بازدیدکنندگان؛
  • 25 درصد: تهیه پوستر پروژه، نحوه ارائه پوستر و موضوع بندی آن؛ و
  • 50 درصد: نظر علمی داوران

بر این اساس عناوين پروژه هایی که رتبه های اول را به دست آورده اند، عبارنتد از:

  • دستگاه الکترواسپینینگ (علی ممتازان، محمد ابراهیم دهدشتی و علی ایقان از شهرستان بهبهان خوزستان)
  • سنتز نانوذرات نقره با استفاده از ضایعات پرتقال (زینب نصرالهی و فاطمه کنگرانی از پزوهشسرای منطقه 15 تهران)
  • بررسی کارایی نانوسیالات در خنک سازی موتور زیردریایی (عماد مریمی و سید وحید احمدی پویا از قم)
  • سنتز امولسیون پاکسازی سطوح بیمارستانی با فناوری نانو (پوریا ولی جانی و محمدحسن عموعابدینی از شهرقدس)

از پروژه‌هاي برتر در روز پايانی جشنواره در مراسمی با حضور دکتر مهدی رضايت (دبيرکارگروه توسعه منابع انسانی ستاد توسعه فناوری نانو)، مهندس علی محمد سطانی (مدير دبیرخانه ستاد توسعه فناوری نانو)، مهندس امیر قربانعلی (کارشناس کارگروه ترویج ستاد) و مهندس ابراهيم حائری (مجری طرح باشگاه نانو) تقدير به عمل آمد. گفتني است، برخي از بازديدکنندگان و مهمانان جشنواره کيفيت پروژه‌هاي ارائه شده در اين بخش را بسيار بالاتر از سطح دانش‌آموزي توصيف کرده و از اين امر اظهار شگفتي کردند.

به نقل از سایت باشگاه نانو

با خودت قهر نکن

به  شیوانا خبر دادند که یکى از شاگردان قدیمى‌اش در شهرى دور، از طریق معرفت دور شده و راه ولگردى را پیشه کرده است. شیوانا چندین هفته سفر کرد تا به شهر آن شاگرد قدیمى رسید. بدون این‌که استراحتى کند مستقیماً سراغ او را گرفت و پس از ساعت‌ها جستجو او را در یک محل نامناسب یافت.
مقابلش ایستاد، سرى تکان داد و از او پرسید: تو اینجا چه مى‌کنى دوست قدیمى؟

شاگرد لبخند تلخى زد و شانه‌هایش را بالا انداخت و گفت: من لیاقت درس‌هاى شما را نداشتم استاد! حق من خیلى بدتر از اینهاست! شما این همه راه آمده‌اید تا به من چه بگویید؟
شیوانا تبسمى کرد و گفت: من هنوز هم خودم را استاد تو مى‌دانم. آمده‌ام تا درس امروزت را بدهم و بروم.
شاگرد مأیوس و ناامید، نگاهش را به چشمان شیوانا دوخت و پرسید: یعنى این همه راه را به خاطر من آمده‌اید؟
شیوانا با اطمینان گفت: البته! لیاقت تو خیلى بیشتر از اینهاست.
درس امروز این است:
هرگز با خودت قهر مکن.
هرگز مگذار دیگران وادارت کنند با خودت قهر کنى.
و هرگز اجازه مده دیگران وادارت کنند خودت، خودت را محکوم کنى.
به محض این‌که خودت با خودت قهر کنى دیگر نسبت به سلامت ذهن و روان و جسم خود بى‌اعتنا مى‌شوى و هر نوع بى‌حرمتى به جسم و روح خودت را مى‌پذیرى.
همیشه با خودت آشتى باش و همیشه براى جبران خطاها به خودت فرصت بده.
تکرار مى‌کنم: خودت آخرین نفرى باش که در این دنیا با خودت قهر مى‌کنى
درس امروز من همین است.

شیوانا پیشانى شاگردش را بوسید و بلافاصله بدون این‌که استراحتى کند به سمت دهکده‌اش بازگشت. چند هفته بعد به او خبر دادند که شاگرد قدیمى‌اش وارد مدرسه شده و سراغش را مى‌گیرد. شیوانا به استقبالش رفت و او را دید که سالم و سرحال در لباسى تمیز و مرتب مقابلش ایستاده است.

شیوانا تبسمى کرد و او را در آغوش گرفت و آرام در گوشش گفت: اکنون که با خودت آشتى کرده‌اى یاد بگیر که از خودت طرفدارى کنى.
به هیچکس اجازه نده تو را با یادآورى گذشته‌ات وادار به سرافکندگى کند.
همیشه از خودت و ذهن و روح و جسم خودت دفاع کن.
هرگز مگذار دیگران وادارت سازند دفاع از خودت را فراموش کنى و به تو توهین کنند.
خودت اولین نفرى باش که در این دنیا از حیثیت خودت دفاع مى‌کنى.
درس امروزت همین است!
گرچه گذر زمان فرصت عشق ورزیدن را دریغ نمى‌کند، اما مرگ را استثنایى نیست.

توجه : در تاریخ مشرق زمین شیوانا را استاد عشق و معرفت و دانایی می دانند

چگونه یک پژوهش فیزیکی را آغاز کنیم؟

با سلام خدمت همه دوستان عزیز.

همه ساله توسط انجمن فیزیک دانش آموزی ایران مسابقه ای تحت عنوان گردهمایی فیزیک دانش آموزی برگزار می شود. در این گردهمایی به بهترین حل مساله ، طرح سوال،نتیجه گیری و ... جوایزی داده می شود و مهمترین جایزه این گردهمایی که به نام جایزه روزبه است  به بهترین پروژه پژوهشی داده می شود.

اما لازم است به این نکته توجه کنیم که یک پروژه پژوهشی را از کجا آغاز کنیم؟

در این رابطه سال گذشته چند جلسه یک ساعته با دانش آموزان عزیزم داشتم و به بحث در رابطه با این موضوع پرداختیم در نهایت با مطالعه چند کتاب پاورپوینتی تهیه کردم که امیدوارم از مشاهده آن لذت کافی را ببرید.

دوستان عزیز این مطالب بر اساس تجربه های شخصی و مطالعاتم بدست آمده است از این رو چون به صورت کلی بیان شده است در هر زمینه سوالی به نظرتان رسید خوشحال می شوم کمکی کنم.

موفق باشید.

توجه : برروی فایل زیر کلیک راست کرده و از منوی بدست آمده گزینه Save As Target را انتخاب و فایل را دریافت کنید.

لینک دانلود (پاورپوینت 2007)

دنیا مدیون توست آقای جابز

خبر خیلی سریع پخش شد،استیو جابز رئیس هیئت مدیره شرکت اپل در گذشت.

گریستم به دلیل آنکه دانستم چه کسی از میان ما رخت بربسته است! نمی دانم به کدامین خلاقیت و نبوغش آفرین گویم،اپل مکینتاش،آیفون،تبلت های آی پد و یا سیستم عامل مک و ...

کاش می دانستیم چه انسان مهمی را از دست داده ایم. مهم نیست در کجای دنیا هستی مهم این است که برای مردم چه کرده ای؟

و تو هر آنچه از نبوغ خدادادیت بود به ما بخشیدی و به جهان ما جان دوباره دادی!

از تو متشکرم آقای جابز و تا ابد عاشق تو خواهم ماند.

اپل یک نابغه رویایی و خلاق، و جهان یک انسان خارق‌العاده را از دست داد.

در بخش دیگری از این اعلامیه آمده است: استیو شرکتی را رها کرده که فقط خود او می‌توانست آن را ایجاد کند. روح او برای همیشه در موسسه اپل حضور خواهد داشت.

استیو جابز پس از یک دوره طولانی ابتلا به بیماری، روز چهارشنبه پنج اکتبر (۱۳ مهر ۱۳۹۰) در پالو آلتو کالیفرنیا درگذشت.

وی که به هنگام مرگ ۵۶ ساله بود، با نوع نادری از بیماری سرطان لوزالمعده دست و پنجه نرم می‌کرد.

جابز در سال ۲۰۰۹ تحت جراحی پیوند کبد قرار گرفته بود.

نابغه اپل چند هفته پیش از سمت مدیر عاملی این شرکت کناره گرفت و به دنبال آن، «تیم کوک» از مدیران ارشد اپل جایگزین وی شد.

تاثیر آقای جابز و اندیشه‌های بلندپروازانه او در بسیاری از ابعاد زندگی مردم جهان و به ویژه کاربران محصولات اپل مشهود است.

توانایی‌های شگفت‌انگیز آقای جابز در بازاریابی، نیازسنجی مشتریان و پیش‌بینی آینده باعث شد شرکت اپل در دوران مدیریت وی به رشد و درآمدزایی خیره‌کننده‌ای برسد.

مکینتاش، آیفون، آی‌پد و آی‌پاد جزو محصولات مشهور اپل به شمار می‌رود.

به گزارش ایتنا، شخصیت‌های مهم جهانی نسبت به مرگ جابز واکنش نشان داده‌اند.

بیل گیتس با ابراز تاسف از این ضایعه، از طرف خود و همسرش به خانواده و دوستان جابز و به همه کسانی که به نوعی با تولیدات این انسان خلاق سروکار دارند، تسلیت گفته است.

آقای گیتس با اشاره به این که او و جابز نخستین بار در سی سال پیش یکدیگر را ملاقات کرده‌اند، گفته ما دو نفر در بیش از نیمی از عمر خود، با یکدیگر همکار، رقیب و دوست بوده‌ایم.

مارک زوکربرگ مدیر فیس‌بوک نیز گفته است: استیو! از تو به عنوان یک آموزگار و دوست متشکرم... دلم برای تو تنگ خواهد شد.

انواع خطاهای اندازه گیری (قسمت پنجم و آخر)

با سلام خدمت همه دوستان و همکاران عزیز.خصوصا کسانی که هر روز به سایت سر می زنند و مرا از نظراتشون بهره مند می کنند و دلگرمم می کنند به ادامه دادن!

سوالی که غالبا پیش می یاد این هست که ما چگونه پس از انجام یک آزمایش مقدار خطا را اندازه گیری کنیم؟ برای بیان عدد یک آزمایش لازم است مقدار میانگین را بعلاوه-منهای مقدار خطای نسبی و مطلق بدست آمده بیان کنیم.

در هر رابطه فیزیکی بالاخره از چهار عمل اصلی استفاده شده است.برای این منظور لازم است از یکی از حالتهای زیر مقدار خطا را محاسبه کنیم.

الف ) جمع : اگر رابطه به صورت X=a+b باشد مقدار خطای نسبی و مطلق به صورت زیر بدست می آید:

ب ) تفریق : اگر رابطه به صورت X=a-b باشد مقدار خطای نسبی و مطلق به صورت زیر بدست می آید (باید توجه داشت در روابط محاسبه خطا چون ما به دنبال بیشترین خطا هستیم از این رو تمامی تفریق ها به جمع تبدیل می شود.):

ج ) حاصل ضرب: اگر رابطه به صورت X=a*b باشد مقدار خطای نسبی و مطلق به صورت زیر بدست می آید:

د ) تقسیم: اگر رابطه به صورت X=a/b باشد مقدار خطای نسبی و مطلق به صورت زیر بدست می آید:

تا اینجا دانستیم چگونه خطای مربوط به چهار عمل اصلی را در محاسبه خطا وارد کنیم.خوب حالا اگر می خواهید محاسبه یک رابطه مشکل جهت تعیین خطا را ببینید به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه نوشته

چهارمين جشنواره و نمايشگاه فناوري نانو

شرکت‌ها و مؤسسات فعال در زمينه فناوري نانو در چهارمين جشنواره و نمايشگاه فناوري نانو در قالب 173 غرفه، دستاوردها و تحقيقات خود را به نمايش گذاشتند. ارائه بيش از 100 محصول مبتني بر فناوري نانو از جمله ويژگي‌هاي اين بخش از جشنواره و نمايشگاه فناوري نانو محسوب مي‌شود.

در بخش شرکت‌ها و موسسات توليدي چهارمين جشنواره فناوري نانو، کاربردهاي فناوري نانو در صنايعي چون نساجي، ساختمان، بهداشت و سلامت، نفت و صنايع وابسته، آب و محيط زيست، کشاورزي و خودرو درمعرض ديد عموم قرار گرفته است.

 تفکيک شرکت‌ها براساس نوع فعاليت اين امکان را فراهم آورده است تا بازديدکنندگان بتوانند به‌صورت هدفمند اطلاعات مورد نياز خود را دريافت و در صورت نياز به مذاکره با مديران شرکت‌ها بپردازند.

گفتني است، بخش نهادهاي فعال، از دومين جشنواره و نمايشگاه فناوري نانو تاکنون در بين بخش‌هاي جشنواره نانو قرار گرفته است. در اين بخش شرکت‌ها و نهادهاي فعال در زمينه‌هاي مختلف صنعتي، با توجه به نوع فعاليت و حوزه کاربرد محصولاتشان به ارائه فعاليت‌ها و دستاوردهاي خدماتي خود مي‌پردازند.

لازم به ذکر است، چهارمين جشنواره و نمايشگاه فناوري نانو، در روزهاي 13 الي 17 مهرماه سال جاري، در محل سالن خليج فارس نمايشگاه بين‌المللي تهران، پذيراي حضور علاقمندان فناوري نانو است.

به نقل ازسایت نانو تکنولوژی

نگاهت را عوض کن شاید زندگی همین باشد.

استفان کاوی (از سرشناسترین چهره‌های علم موفقیت) احتمالاً با الهام از همین حرف انیشتین است که می‌گوید:"اگر می‌خواهید در زندگی و روابط شخصی‌تان تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایش‌ها و رفتارتان توجه کنید؛ اما اگر دلتان می‌خواهد قدم‌های کوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگی‌تان ایجاد کنید باید نگرش‌ها و برداشت‌هایتان را عوض کنید ."
او حرفهایش را با یک مثال خوب و واقعی، ملموس‌تر می‌کند:

صبح یک روز تعطیل در نیویورک سوار اتوبوس شدم. تقریباً یک سوم اتوبوس پر شده بود. بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و درمجموع فضایی سرشار از آرامش و سکوتی دلپذیر برقرار بود تا اینکه مرد میانسالی با بچه‌هایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر کرد. بچه‌هایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب می‌کردند. یکی از بچه‌ها با صدای بلند گریه می‌کرد و یکی دیگر روزنامه را از دست این و آن می‌کشید و خلاصه اعصاب همه‌مان توی اتوبوس خرد شده بود. اما پدر آن بچه‌ها که دقیقاً در صندلی جلویی من نشسته بود، اصلاً به روی خودش نمی‌آورد و غرق در افکار خودش بود. بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض بازکردم که: آقای محترم! بچه‌هایتان واقعاً دارند همه را آزار می‌دهند. شما نمی‌خواهید جلویشان را بگیرید؟

مرد که انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد می‌افتد، کمی خودش را روی صندلی جابجا کرد و گفت: بله، حق با شماست. واقعاً متاسفم. راستش ما داریم از بیمارستانی برمی‌گردیم که همسرم، مادر همین بچه‌ها٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است. من واقعاً گیجم و نمی‌دانم باید به این بچه‌ها چه بگویم. نمی‌دانم که خودم باید چه کار کنم و ... و بغضش ترکید و اشکش سرازیر شد.

استفان کاوی بلافاصله پس از نقل این خاطره می‌پرسد: صادقانه بگویید آیا اکنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمی‌بینید؟ چرا این طور است؟ آیا دلیلی به جز این دارد که نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟  و خودش ادامه می‌دهد که: راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم: واقعاً مرا ببخشید. نمی‌دانستم. آیا کمکی از دست من ساخته است؟ و....

اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم که این مرد چطور می‌تواند تا این اندازه بی‌ملاحظه باشد٬ اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و من از صمیم قلب می‌خواستم که هر کمکی از دستم ساخته است انجام بدهم.

آری مهربان زندگی همین باورهاست تا کنون چند بار تغییر نگاه داده ایم؟

دانلود مجله رشد فیزیک مهرماه 1390

با سلام خدمت همه دوستان عزیز.مجله رشد فیزیک توسط «دفتر انتشارات کمک آموزشی» در جهت کمک به ارتقای دانش آموزگاران، دبیران و مدرسان و متخصصان تعلیم و تربیت، اقدام به انتشار مجله‌ی آموزشی، تحلیلی، اطلاع‌رسانی رشد آموزش فیزیک نموده است. این مجله به صورت فصلنامه در 64 صفحه و با شمارگان حدود 11000 نسخه به چاپ می‌رسد.

رشد فیزیک

این مجله که یکی از قدیمی ترین مجلات آموزش فیزیک می باشد را می توانید به صورت فایل های پی دی اف از منبع زیر دریافت کنید.

برای دانلود مجله رشد فیزیک کلیک کنید.

انواع خطاهای اندازه گیری (قسمت چهارم)

در مطالب قبلی یاد گرفتیم که آنچه در آزمایش های فیزیکی مورد نظر می باشد کاهش خطای کاتوره ای است.

اما آنچه واضح است این است که از خطای کاتوره ای نمی توانیم چشم پوشی کنیم زیرا همواره وجود دارند.به عبارت دیگر آنچه اندازه گیری می شود مطلقا درست نیست!بلکه با خطا همراه است.

یک فیزیکدان هرگز کمیتی را بدون در نظر گرفتن خطا بیان نمی کند،لازم است در این جا به این نکته توجه کنیم که برای یک آزمایش دو نوع خطا در نظر گرفته می شود.خطای مطلق و خطای نسبی.

خطای دید

الف : خطای مطلق : قدر مطلق اختلاف مقدار اندازه گیری شده با مقدار واقعی کمیت می باشد.

در آزمایشهای مکرر بزرگترین اختلاف میان مقدار میانگین و مقدار اندازه گیری شده ها بیانگر خطای مطلق می باشد.

مثال : طولی را چهار بار اندازه گرفته ایم و مقادیر بدست آمده بر حسب سانتی متر،175.7 ،175.8،175.4 و 175.5 می باشند خطای مطلق این اندازه گیری برابر است با:

175.6=4/(175.7+175.8+175.4+175.5)

0.2=175.6-175.8=خطای مطلق

 ب :خطای نسبی: نسبت خطای مطلق به مقدار واقعی کمیت،این خطا تعیین کننده دقت آزمایش است.این خطا را می توانیم از رابطه زیر بدست بیاوریم:

در ادامه به بیان روش محاسبه خطاها خواهیم پرداخت.

ادامه دارد...

انواع خطاهای اندازه گیری (قسمت سوم)

در اندازه گیری ها لازم است به این موضوع توجه کنیم که با چه تعداد داده سروکار داریم و یا در حقیقت چند بار آزمایش را تکرار کرده ایم.

برای آنکه میزان دقت خویش را در آزمایش بالا ببریم لازم است که حداقل 10 بار یک آزمایش را انجام دهیم بر این اساس می توان گفت که در بهترین حالت خطای ما در حدود 0.1 می باشد.

error

اما برای محاسبه خطا لازم است به دو نکته زیر دقت کنیم:

1-در اندازه گیری ها با تعداد داده کم : حداکثر انحراف از میانگین میزان خطاست (زیر 10 بار تکرار).

2-در اندازه گیری ها با تعداد داده زیاد : میانگین انحرافها محاسبه و تفاوت آن با میانگین به عنوان خطا محسوب می شود.(آزمایشهای فیزیک،قرآن نویس و امین پور)

بر این اساس ابتدا لازم است مقدار میانگین یا همان جمع داده ها تقسیم بر تعداد آنها را بدست بیاوریم سپس مقدار خطا را بر اساس رابطه زیر تعیین کنیم.

باید توجه داشت رابطه های بالا برای تعیین خطاهای آزمایشگر و یا کاتوره ای لازم می باشند از این رو لازم است در پایان هر آزمایش این روابط محاسبه شوند.در ادامه به بیان انواع خطاهای کاتوره ای خواهیم پرداخت.

ادامه دارد ...

راه و رسم عاشقی

من یک عمر به خدا دروغ گفتم و خدا هیچ گاه به خاطر دروغ هایم مرا تنبیه نکرد. می توانست، اما رسوایم نساخت و مرا مورد قضاوت قرار نداد. هر آن چه گفتم باور کرد و هر بهانه ای آوردم پذیرفت. هر چه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضر شد.
اما من! هرگز حرف خدا را باور نکردم، وعده هایش را شنیدم اما نپذیرفتم. چشم هایم را بستم تا خدا را نبینم و گوش هایم را نیز، تا صدای خدا را نشنوم. من از خدا گریختم بی خبر از آن که خدا با من و در من بود.

می خواستم کاخ آرزوهایم را آن طور که دلم می خواهد بسازم نه آن گونه که خدا می خواهد. به همین دلیل اغلب ساخته هایم ویران شد و زیر خروارها آوار بلا و مصیبت ماندم. من زیر ویرانه های زندگی دست و پا زدم و از همه کس کمک خواستم. اما هیچ کس فریادم را نشنید و هیچ کس یاریم نکرد. دانستم که نابودی ام حتمی است. با شرمندگی فریاد زدم خدایا اگر مرا نجات دهی، اگر ویرانه های زندگی ام را آباد کنی با تو پیمان می بندم هر چه بگویی همان را انجام دهم. خدایا! نجاتم بده که تمام استخوان هایم زیر آوار بلا شکست. در آن زمان خدا تنها کسی بود که حرف هایم را باور کرد ومرا پذیرفت. نمی دانم چگونه اما در کمترین مدت خدا نجاتم داد. از زیر آوار زندگی بیرون آمدم و دوباره احساس آرامش کردم. گفتم: خدای عزیز بگو چه کنم تا محبت تو را جبران نمایم.
خدا گفت: هیچ، فقط عشقم را بپذیر و مرا باور کن و بدان در همه حال در کنار تو هستم.

گفتم: خدایا عشقت را پذیرفتم و از این لحظه عاشقت هستم. سپس بی آنکه نظر خدا را بپرسم به ساختن کاخ رویایی زندگی ام ادامه دادم. اوایل کار هر آن چه را لازم داشتم از خدا درخواست می کردم و خدا فوری برایم مهیا می کرد. از درون خوشحال نبودم. نمی شد هم عاشق خدا شوم و هم به او بی توجه باشم. از طرفی نمی خواستم در ساختن کاخ آرزوهای زندگی ام از خدا نظر بخواهم زیرا سلیقه خدا را نمی پسندیدم. با خود گفتم اگر من پشت به خدا کار کنم و از او چیزی در خواست نکنم بالاخره او هم مرا ترک می کند و من از زحمت عشق و عاشقی به خدا راحت می شوم. پشتم را به خدا کردم و به کارم ادامه دادم تا این که وجودش را کاملاً فراموش کردم. در حین کار اگر چیزی لازم داشتم از رهگذرانی که از کنارم رد می شدند درخواست کمک می کردم. عده ای که خدا را می دیدند با تعجب به من و به خدا که پشت سرم آماده کمک ایستاده بود نگاه می کردند و سری به نشانه تاسف تکان داده و می گذشتند. اما عده ای دیگر که جز سنگهای طلایی قصرم چیزی نمی دیدند به کمکم آمدند تا آنها نیز بهره ای ببرند. در پایان کار همان ها که به کمکم آمده بودند از پشت خنجری زهرآلود بر قلب زندگی ام فرو کردند. همه اندوخته هایم را یک شبه به غارت بردند و من ناتوان و زخمی بر زمین افتادم و فرار آنها را تماشا کردم. آنها به سرعت از من گریختند همان طور که من از خدا گریختم. هر چه فریاد زدم صدایم را نشنیدند همان طور که من صدای خدا را نشنیدم. من که از همه جا ناامید شده بودم باز خدا را صدا زدم. قبل از آنکه بخوانمش کنار من حاضر بود. گفتم: خدایا! دیدی چگونه مرا غارت کردند و گریختند. انتقام مرا از آنها بگیر و کمکم کن که برخیزم.

خدا گفت: تو خود آنها را به زندگی ات فرا خواندی. از کسانی کمک خواستی که محتاج تر از هر کسی به کمک بودند. گفتم: مرا ببخش. من تو را فراموش کردم و به غیر تو روی آوردم و سزاوار این تنبیه هستم. اینک با تو پیمان می بندم که اگر دستم را بگیری و بلندم کنی هر چه گویی همان کنم. دیگر تو را فراموش نخواهم کرد. خدا تنها کسی بود که حرف ها و سوگندهایم را باور کرد. نمی دانم چگونه اما متوجه شدم که دوباره می توانم روی پای خود بایستم و به زودی خدای مهربان نشانم داد که چگونه آن دشمنان گریخته مرا، تنبیه کرد.
گفتم: خدا جان بگو چگونه محبت تو را جبران کنم.
خدا گفت: هیچ، فقط عشقم را بپذیر و مرا باور کن و بدان بی آنکه مرا بخوانی همیشه در کنار تو هستم.
گفتم: چرا اصرار داری تو را باور کنم و عشقت را بپذیرم.
گفت: اگر مرا باور کنی خودت را باور می کنی و اگر عشقم را بپذیری وجودت آکنده از عشق می شود. آن وقت به آن لذت عظیمی که در جست و جوی آنی می رسی و دیگر نیازی نیست خود را برای ساختن کاخ رویایی به زحمت بیندازی. چیزی نیست که تو نیازمند آن باشی زیرا تو و من یکی می شویم. بدان که من عشق مطلق، آرامش مطلق و نور مطلق هستم و از هر چیزی بی نیازم. اگر عشقم را بپذیری می شوی نور، آرامش و بی نیاز از هر چیز...
خدایا همشه دوستت دارم ..
هر آنچه شکر نعمتت را بجا آورم کم است

به نقل از سایت : http://dastanak.com

انواع خطاهای اندازه گیری (قسمت دوم)

گاه گاهی پیش می آید که ما آزمایشی را انجام می دهیم و در نهایت با هر دقت و با هر تعداد اعداد اعشار که می خواهیم جواب را بیان می کنیم.

در این موارد به دو مورد اصلا توجه نمی کنیم:

1-دقت اندازه گیری وسایل مورد استفاده

2-خطای سیستماتیک و خطای کاتوره ای.

در زمینه خطاهای سیستماتیک در قسمت اول صحبت کردیم اما نوع دوم خطاهای موجود در یک بررسی فیزیکی و خصوصا پدیدار شناسی فیزیکی خطاهای کاتوره ای هستند.

خطاهای کاتوره ای سبب ایجاد افت و خیز و عدم قطعیت در داده ها میشوند (راهنمای فیزیک معلم دوم دبیرستان) و به دو دسته زیر تقسیم بندی می شوند.


1-خطای دستگاه اندازه گیری (اندازه گیری بر اساس دقت وسیله تعیین میشود.مثلا خط کش میلی متری و کولیس با توجه به دقت متفاوت خود می توانند اعداد متفاوتی ارائه دهند.)


2-خطای آزمایشگر (ورجه و ورجه کردن، عدم دیدن ومشاهده صحیح،خطاهای مربوط به خواندن ابزار)

خطاهای مربوط به بینایی بسیار در نتایج تاثیر گذار هستند به پاهای این دو مرد در عکس زیر دقت کنید.

خطای دید

راستی به نظر شما در شکل زیر نقاط سفیدند یا سیاه؟

خطای دید


باید توجه داشت برای بیان یک پاسخ علمی تا حد امکان خطای سیستماتیک کوچک و خطاهای کاتوره ای قابل برآورد باشد.

ادامه دارد ....

مهرنامه!

اپیزود اول :

می گفت عشق می کنه از تحقیر بچه ها! می گفت : دانش آموزان همه یکسری آشغال هستند که باید تحویل زباله دانی داده بشن!

می گفت : این حیوانات جاشون باغ وحشه! میگفت : از تنبیه اونها لذت میبره! میگفت:عشق میکنم وقتی التماس می کنن نزنمشون!می گفت : این ها پست ترین آدمهای جامعه هستند!

گفتم:شاید سادیسم داری! ناراحت شد! نگاهش کردم و گفتم:به نظرت تحقیر چیز خوبی هست؟

نگاهم کرد و گفت: حالم ازشون بهم می خوره.بهش گفتم : چرا استعفا نمی دی؟

هنوز هم جواب نگرفتم!

یک روز رفته بودیم به یک اداره دولتی،اعصابش بهم ریخته بود.یکی از کارکنان اومد پیش ما و گفت : چه امری دارید بفرمایید من انجامش می دم.بهش گفت ،مشکل چیه.بنده خدا تمام سعی خودش را کرد و کارمون را ردیف کرد.

نگاهش کرد و گفت: دستت درد نکنه عزیزم خیلی لطف کردی،می تونم اسم شریفتون را بپرسم؟

نگاهش کرد و گفت : آشغال آخر کلاس 1/3 دبیرستان ...

اپیزود دوم:

کارش شده بود راهنمایی،برای بچه هایی که به نظر ما ارزش این همه وقت گذاشتن را نداشتند.

واسه بعضی ها نقش یک برادر بزرگتر را بازی می کرد،بچه ها عاشقش بودند.

با مدیر مدرسه به خاطر اخراج یکی از بچه ها دعوا کرد و کار به جایی رسید که مدیر جلوی جمع تحقیرش کرد و گفت : "هر یک از آقایان بهتر است کار خودش را انجام دهد،و دخالتی در امر آموزش نکند".

بیشتر وقتها را با بچه ها می گذروند،می گفت :از تحقیر بدش میاد چون خودش مزه حقارت را چشیده.

بهشون میگفت:شما عزیزان من هستید،شما آینده سازان این مملکت هستید شما هستید که می تونید جامعه را سالم کنید!

اونها می خندیدند و اون همچنان صحبت می کرد!

نوازش کردن آخر تنبیهش بود،اونقدر به بچه ها بها می داد که داشتند سوار ما می شدند!

دوستت دارم

یکروز باهم داشتیم می رفتیم اداره،اتومبیلی جلوی ما ترمز کرد و فردی پیاده شد،درب جلو را باز کرد و گفت: "بفرمایید".بدون سوالی سوار شد و بمن گفت : "بیا بالا."

گفتم : "آقا کجا می روید؟"

گفت : "هرجا شما بفرمایید."

گفتم : "شما؟"

گفت :"یکی از بچه های کلاس 1/3 که تونسته برای مملکتش فرد مفیدی بشه!".

نگاهش کردم،همون آقایی بود که قبلا توی یک اداره کار ما را راه انداخته بود!

د.ر

انواع خطاهای اندازه گیری (قسمت اول)

در انجام کارهای آزمایشگاهی غالبا با وسایل بسیاری سروکار خواهیم داشت اما آیا در انتهای آزمایش تصمیم به یافتن خطاهای خویش و تصحیح آنها هستیم؟

به شکل زیر دقت کنید:آیا همه سیب ها شبیه یکدیگر هستند؟



در اینجا لازم است به این نکته توجه کنیم که کدام خطاها در آزمایش مورد نظر ما وجود دارد.مثلا در زمینه آزمایشهای اپتیک همواره با خطاهای سیستماتیک روبرو هستیم.

و یا هنگامی که با وسایل اندازه گیری کار می کنیم لازم است دقت آنها و خطاهای وسایل را در نظر بگیریم.

در حقیقت هر آزمایشگر با چند خطای مهم روبرو می باشد.

الف ) خطاهای سیستماتیک: هرگونه اندازه گیری که حدود کمیت مورد نظر مشخص نباشد،مثلا در شکل زیر رنگ قرمز از کجا شروع شده است؟ باید در نظر داشت خطاهای سیستماتیک نتایج را به سوی هدف خاصی منحرف می کنند (راهنمای فیزیک معلم دوم دبیرستان).



ب ) خطاهای کاتوره ای : سبب ایجاد افت و خیز و عدم قطعیت در داده ها میشوند (راهنمای فیزیک معلم دوم دبیرستان).

به نظر شما باید از کدام خطاها چشم پوشی کرد؟راستی از خطاهای آدما یا به اصطلاح نامردی هاشون هم میشه گذشت؟

ادامه دارد....

به چشمانت اعتماد کن!

همه ما می دونیم که دچار خطای دید هستیم و این موضوع یک امر عادی می باشد.

اما به نظر میرسد گاه گاهی لازم است از این خطا برای رمز نگاری استفاده نمود.

به نوشته زیر دقت کنید آیا می توانید آن را بخوانید:

اگر نتوانستید لازم است دو طرف چشمان خویش را بکشید (مثل ژاپنی ها) و دوباره به تصویر دقت کنید.

می بینید گاهی باید به چشمان خود اعتماد کنید.

به نظر می رسد این روشی که دانشمندان ژاپنی برای رمزنگاری مطالب ارسالی خود در خلال جنگ جهانی دوم استفاده می کردند.

گرچه باید توجه داشت برای رمزنگاری مراحل بسیاری در نظر گرفته می شود و مشخصا این نوع رمز نگاری برای مرحله اولیه رمزنگاری ها مورد استفاده قرار گرفته است.

نگاهی متفاوت به دقت اندازه گیری (قسمت دوم و آخر)

ارقام بامعنی در حقیقت بیانگر مقداری است که با وسایل مورد نظر ما قابل اندازه گیری بوده و در حقیقت قابل درک می باشد.

برای بیان ارقام با معنی مقدار منفی یا مثبت عدد بیان شده ، فرقی نمی کند.تنها باید به موارد زیر دقت کرد:

اول : اگر قدرمطلق عدد مورد نظر از یک بیشتر باشد تعداد ارقام بامعنی تعداد رقمها می باشد باید توجه داشت در این حالت تعداد ارقام بعد از ممیز بیان کننده دقت اندازه گیری وسیله می باشد.

مثلا : 1234.034 یا 1234.034- این دو عدد دارای 7 رقم بامعنی می باشند و وسیله ای که آنها را بدست آورده است دقتی برابر 0.001 داشته است.

دوم : اگر قدر مطلق عدد مورد نظر کمتر از یک باشد تعداد ارقام بامعنی برابر تعداد ارقام مخالف صفر است.

سوم : برای بیان دقیق علمی لازم است عدد مورد نظر به صورت نماد علمی (توان ده دهی ) بیان شود. در این حالت هم تعداد ارقام بامعنی و هم دقت اندازه گیری دقیقتر بیان می شود.باید توجه داشت وجود نماد علمی تاثیری بر ارقام بامعنی ندارد.

مثلا : 12340 ، 104*1.234 و 104*1.2340 این سه عدد هرسه یکی هستند اما اولی با وسیله ای با دقت 1 ،دومی با دقت 0.001 و سومی با دقت 0.0001 اندازه گیری را انجام داده اند.

دوستان عزیز اعداد با معنی بیشتر هنگامی که چهار عمل اصلی را بر روی چند عدد انجام می دهیم معنی دار می شوند در این صورت باید دقت داشت عدد نهایی دقتی بیشتر از اعداد اولیه نداشته باشد.