رادیاتور با ضد یخ کامل یا مخلوط ضد یخ و آب؟

در برچسب های روی ضد یخ نوشته است،ضد یخ و ضد جوش.اما مگر می شود یک مایع هم ضد یخ باشد و هم ضد جوش؟

آنچه که ما باید به آن توجه کنیم این نکته است که مواد محلول در آب نقطه انجماد را کاهش و نقطه جوش را بالا می برند برای همین مواد محلول از طریق مداخله و ایجاد مزاحمت باری مولکولهای آب نقطه انجمادش را پایین می آورند.اما همین مولکلوهای سمج دامن مولکولهای آب را می چسبند و مانع از آن می شوند تا در اثر گرفتن حرارت تبخیر شده و به هوا روند.از این رو درجه ی جوش را هم بالا می برند.اما باید توجه کرد که اگر فقط همین مایع را در درون رادیاتور اتومبیل بریزیم چه روی می دهد؟

اول اینکه در ضد یخ ها معمولا از اتیلن گلیکول استفاده می کنند که وظیفه اصلی آن جلوگیری از خوردگی در سیستم های اتومبیل است،از سوی دیگر این ماده دارای درجه تبخیر و درجه انجماد بالایی می باشد اما همان طور که میدانیم ترکیبات این ماده به نوعی شبیه ترکیبات الکی است بنابراین درجه جوش آن کمتر از 100 درجه می باشد.

بنابراین شرکت های سازنده درخواست می کنند تا به نسبت یک به یک یا 50 درصد 50 درصد از مخلوط آب و ضد یخ استفاده شود چرا که ضدیخ معمولی زودتر از مخلوط ضدیخ و آب،یخ می زند.

از این رو آب ضد یخ را از یخ زدن باز می دارد،حالا هی بمن بگید خسیسی می کنم دولیتر ضد یخ برای حجم 4 لیتری رادیاتورم می خرم!

چرا یخ خشک،خشک است؟

سلام دوستان گرامی،از اینکه در این مدت با دلگرمی خود سبب افزایش روحیه از دست رفته من شدید،بسیار سپاسگزارم.با توجه به سخن بسیار دقیق یکی از خوانندگان بر آن شدم تا سایتی را بر اساس همین نام طراحی و مطالب را در آنجا قرار دهم تا مبادا دوباره مشکل پیش بیاید.

تا آماده شدن سایت،با ما باشید!

یخ خشک

سوال بسیار ساده است،یخ خشک چیست؟ابر نیست،مه هم نیست،احتمالا یخی است که تر نیست!

اینها ساده ترین جوابی هستند که برای یخ خشک توسط افراد مختلف بیان می شود.اما واقعا یخ خشک چیست؟

یخ خشک همان کربن دی اکسید خالص است.اما اگر یخ خشک در مجاورت هوا قرار گیرد،یک حالت مه مانند در اطراف آن ایجاد می شود،به نظر شما این مه ایجاد شده،کربن دی اکسید تبدیل شده به گاز است؟

ابتدا باید به این نکته دقت کنید که در حقیقت کربن دی اکسید گازی است نامرئی،از این رو آنچه ما مشاهده می کنیم آب خالص است!این مه حاصل ازمیعان رطوبت طبیعی هوا به واسطه ی دمای پایین یخ خشک می باشد.(در زمستان به هوای بیرون ها کنید،به نظر شما مه ایجاد شده از چه نوعی است؟کربن دی اکسید یا قطرات ریز آب)

یخ خشک همان کربن دی اکسید جامد است مثل یخ خودمان (خوب باید جامد هم باشد!)اما تفاوت آن با یخ معمولی در این است که آب در دمای 0 درجه سانتی گراد جامد می شود  در حالی که کربن دی اکسید در هوای -78.5 درجه سانتی گراد جامد می گردد.از این رو دمای یخ خشک نسبت به یخ معمولی پایین تر است (راستی به نظر شما چرا یخ خشک را بدون دستکش نباید لمس کرد؟)

اما دومین نکته این است که یخ معمولی در هوای اتاق به سرعت ذوب می شود و خیس می شود، چرا که یخ می توان در فشار معمولی (فشار هوا) ذوب و تبدیل به مایع شود،اما آیا این موضوع درباره یخ خشک صادق نیست، کربن دی اکسید ذوب نمی شود بلکه مستقیما به گاز تبدیل می شود چرا که در فشار معمولی نمی تواند به صورت مایع وجود داشته باشد.پس همیشه خشک است!

خوب حالا بر روی این سوال دقت کنید :به نظر شما در صحنه های فیلم برداری برای ایجاد مه مصنوعی بهتر است از چه ابزاری استفاده کنیم؟

توالت فضایی چه شکلی است؟

روزهای زیبایی است،برف می بارد و خداوند بخشندگی اش را به رخ انسان می کشد،انسانی که تحت تاثیر شرایط یاد معبودش می افتد!

همیشه در سر کلاس های فیزیک وقتی صحبت از خلا و فضا می شود،چشم و گوش بچه ها تیز و هزاران سوال در ذهن آنها پدیدار می شود که گاهی برخی از آنها حتی جرات بازگو کردن سوال خود را نمی دهند.

اما جرا این گونه است؟چرا از سوال کردن و پاسخ دادن طفره می رویم؟مگر نه این است که باید برای هر سوالی پاسخی وجود داشته باشد؟

سر کلاس درس بودم،که مبحث فضا و چگونگی کار فضانوردان نقل مجلس شد،یکی از بچه هایی که به نظر می رسید شیطان تر از بقیه باشد،اول خنده ای کرد و گفت :"آقا این فضانوردها تو فضا دستشویی هم می روند؟" نگاهی کردم و گفتم : "نه عزیزم روزه دستشویی می گیرن!بله که می روند".این بار با جسارت دوباره پرسید،شما که می گویید اونجا جاذبه نیست یا کم است و علت این که ساخته و پرداخته ما از روده بزرگ مان به دلیل جاذبه به سوراخ منتهی به دبل یوسی می رود،پس اونجا چه اتفاقی می افتد؟واسه اونها هوایی می ره؟

کلاس شروع به خنده کرد و من هم گفتم،شاید هوایی بره و بعد هم تناولش کنند!نظرت چیه؟این موضوع باعث شد تا در اینترنت به دنبال ساز و کار یک دستشویی فضایی بگردم،و سرانجام با عکسی مواجه شدم که آقای هدفیلد،فرمانده اسبق ایستگاه فضایی در فیس بوک خود قرار داده بود.

در فضا هیچ کس صداهای ناخوشایندی را که معمولا در توالت‌های زمینی ساطع می‌شود نمی‌شنود، یا حداقل احتمالا نخواهد شنید؛ چرا که همه تلاش می‌کنند تا حد ممکن از رفتن به توالت امتناع کنید. دلیلش هم بسیار ساده است: اگر در فضا بخواهید به توالت بروید، با چیزی شبیه به عکس زیر مواجه خواهید شد. فقط چند لحظه تصور کنید که اگر ادرار کردن در این توالت سخت است، باقی قضایا چطور خواهد بود!

به گفته وی، این دقیقا چیزی است که شما برای توالت رفتن در فضاپیمای سایوز روسیه با آن روبه‌رو هستید. پوستری هم که در سمت چپ این دستگاه می‌بینید، راهنمای کاربری دستگاه محسوب می‌شود!

در روی زمین، فاضلاب تحت تاثیر نیروی گرانش در مسیر از قبل مشخص شده حرکت می‌کند، اما در فضا که از نیروی جاذبه خبری نیست، از اختلاف فشار برای مکیدن فضولات به درون مخزن استفاده می‌شود. اما از آنجا که این اختلاف فشار می‏تواند به بدن فضانوردان آسیب برساند، دستورالعمل‏های ایمنی سخت‎‌گیرانه‌ای برای محافظت فضانوردان وجود دارد که بر دشواری قضای حاجت می‌افزاید.

نگاه اندکی به عکس می تواند نشان دهد که قضای حاجت در فضا چه دشواری هایی به همراه خواهد داشت!برای دیدن عکس بزرگتر اینجا را کلیک کنید.

آتش بازی در فضا،پایه ای!

نشسته بودیم زیر درخت یاس،پر از احساس های قشنگ و چه حرفها که بهم نمی زدیم!

کلی قپی بود که به هم می دادیم،از سالهای بعد می گفتیم و برای خودمون خانه ای از مهر می ساختیم و مثل هانسل و گرتل بهم شکلات تعارف می کردیم!

شبهای عید همیشه آتش بازی بود و چند تا منوری که به آسمان پرتاب می شد و گاه گاهی نقشهای قشنگی روی فضا حک می کرد،اما روشنایی آنها کجا و چشمان پرفروغ او کجا.

نگاهش کردم و گفتم:دنیا بدون تو،خیلی تاریکه!

لبخند زد و گفت:یکی دیگه می یاد روشنش می کنه نگران نباش!

شاید راست می گفت،بالاخره آدمها باید یک روز برن و روشنایی شون را ببرن اون دنیا،شاید در فضا آتش بازی قشنگ تری بشه راه انداخت!

راستی تا به حال فکر کردید،آیا می شه در فضا هم آتش بازی راه انداخت؟

بیایید به این موضوع اندکی بیشتر دقت کنیم،وقتی یک گلوله آتش بازی به هوا شلیک می شود چه روی می دهد؟در حقیقت این گلوله برای شلیک شدن نیازی به اکسیژن ندارد،حتی برای انفجار اول هم نیاز به اکسیژن ندارند زیرا در شیمی این واکنش نیازی به اکسیژن نیست.این گلوله ها دارای مواد اکسنده و کاهنده ای هستند و برای پرتاب از همان واکنشی استفاده می کنند که پیشرانه های موشکی استفاده می کنند.

اما اشکال پس از پرتاب گلوله ها رخ می دهد،زمانی که خرج انفجاری آنها تمام می شود،واکنشی که لازم است تا رنگ های زیبا را تولید کند نیازمند اکسیژن می باشد،از این رو در صورتی که این گلوله ها را در فضا شلیک کنیم،رنگ های زیبا را نخواهیم دید.در حقیقت این گلوله های آتش بازی در صورتی که اکسیژن اضافی همراه نداشته باشند،تنها لحظه ای نور از خود تولید می کنند و سپس خاموش می شوند.گرچه شاید در ابتدا اندکی رنگ وجود داشته باشد اما ...

هنوز هم وقتی به آتش بازی ها نگاه می کنم،بیادت می افتم،مثل همیشه درخشان تر از همه و زیباترینی!

برخورد صاعقه در آب

گاه گاهی می شود به محیط زیست نگاه ویژه داشت.

شاید شما که الان این موضوع را می خوانید تعجب کنید که هر ساله چندین آبزی در اثر برخورد صاعقه به سطح آب جان خود را از دست می دهند و تا کنون بشر نتوانسته است برای این واقعه طبیعی راه کار صحیحی برگزیند.

آذرخش یا همان صاعقه زمانی شکل می گیرد که توده ابری که بار الکتریکی دارد (به خاطر مالش دو یا چند ابر با همدیگر) کانالی از هوای یونیزه را در زیر خود ایجاد می کنند.این کانال یونیزه به سوی پایین رشد می کند و به طور همزمان،کانال یونیزه شده ای با بار مخالف از سوی زمین به سمت ابر شکل می گیرد.زمانی که پیشانی این دو کانال به هم می رسد،جریان الکتریسیته عظیمی در این کانال یونیزه شده به سوی زمین منتقل می شود که این جریان در حدود 30 هزار آمپر است (مقدار جریان برق ورودی منازل 25 تا 30 آمپر است!!)

بر خلاف هوا،آب دریا به دلیل وجود نمک رسانای خوب الکتریسیته می باشد،در نتیجه به جای ایجاد یک مسیر نامنظم یک مسیر منظم به شکل افقی و عمودی در آب اقیانوس در اثر صاعقه ایجاد می شود و مسیر به شکل نیمکره ای می گردد که می تواند انتشار یابد.

از این رو هنگام برخورد صاعقه تا شعاع 10 متری غالبا آبزیان کشته خواهند شد و سایر آبزیان در اثر کاهش چگالی بار الکتریکی در فواصل دورتر سوزش و یا خارش اندکی مشاهده خواهند کرد.

از این رو لطفا از این به بعد هنگام دیدن فیلم های علمی و تخیلی به شکل صاعقه برخورد شده به آب و تلفات آن بیشتر دقت کنید،ما فیزیک می دانیم و سرمان کمتر کلاه می رود!

من خلاقانه فکر می کنم؟

فرض کنید در یک محیط تاریک هستید و هوای بیرون هم آفتابی است،چه راه کاری برای روشن ساختن محیط انتخاب می کنید؟

غالب افراد وقتی با این سوال مواجه می شوند اولین مواردی که به ذهنشان می رسد را به عنوان پاسخ بیان می کنند،مانند:ایجاد یک شکاف،ایجاد یک پنجره،برداشتن سقف!ایجاد یک منفذ و ....

اما اگر از آنها بخواهیم موضوعات خود را بر اساس خلاقانه بودن یا نبودن دسته بندی کنند،پاسخ ها بسیار متفاوت می شود!مثلا برداشتن سقف دیگر یک پاسخ خلاقانه نیست بلکه یک فکر بسیار سطحی است.

یا قرار دادن یک پنجره یک فکر عامی و ساده می شود.

در این حالت دیگر نمی توان گفت ما خلاقانه فکر می کنم،اما اندکی صبر سحر نزدیک است!

به تصویر زیر دقت کنید،فکر خلاقانه ای که برای رفع این مهم ارائه شده را چقدر می پذیرید؟



توضیح:
اول : متاسفانه سروری که عکس های سایتم را روی آن آپلود می کردم بسته شده است.شاید مجبور به بستن این سایت شوم! ):
دوم: لطفا نقطه نظرات خود را درباره تصویر زیر برایم بفرستید.
سوم: اگر عکس خلاقانه دیگری را مشاهده کردید برای من هم بفرستید.

آیا وقتی فازمتر را به بدن اتصال میدیم،چراغش روشن می شه؟

سخن از آنجا آغاز شد که یکی از بچه ها پرسید:"آقا چرا وقتی فازمتر را به بدن اتصال میدیم،چراغش روشن می شه؟"،اندکی فکر کردم و گفتم ...

نظر شما چیست؟آیا تا به حال این مورد را امتحان کرده اید؟

راستی برای آنکه چراغ فازمتر روشن شود،باید چه شرایطی برقرار باشد؟

بهتر است ابتدا به بیان طرز کار یک فازمتر ساده بپردازیم.

در فازمترهای معمولی یک لامپ نئون و یک مقاومت سری در حد چند مگا اهم وجود داره لامپهای نئون بر حسب فاصله دو الکترود داخلی نیاز به اختلاف پتانسیل خاصی دارن که در لامپ نئون فازمتر ها این مقدار نزدیک به 70 ولت هست وقتی ولتاژ از مرز 70 ولت گذشت گاز داخل لامپ یونیزه میشه و جریان عبور میکنه و و انتقال الکترونهای گاز به مدار بالاتر و برگشت به مدار قبلی نور مرئی ایجاد میکنه مقاومت سری تضمین میکنه که جریان عبوری به مرز خطرناک نرسه و در حد چند میکرو آمپر خواهد بود.

در حقیقت با ورود فازمتر به پریز برق (بخش فاز) و اتصال انگشت به قسمت انتهایی سبب ایجاد یک مدار می شویم و این اختلاف پتانسیل را فراهم می کنیم،از این رو چراغ فازمتر روشن می شود.

راستی اگر بین زمین و بدن،عایق خوبی برقرار باشد و محیط خشک باشد،آیا بازهم این اتفاق خواهد افتاد؟(لطفا روی این سوال فکر کنید)

خوب حالا برگردیم به سوال اول،وقتی فازمتر را به بدن اتصال می دهیم،در حقیقت یک مدار ایجاد می کنیم که اختلاف پتانسیل دو سر مدار تقریبا صفر است از این رو دلیلی برای روشن شدن،چراغ فازمتر وجود ندارد.آنچه ما گاهی به طور لحظه ای ممکن است مشاهده کنیم ناشی از تخلیه بارهای الکتریکی ساکن،به صورت آنی می باشد که گاهی سبب ایجاد نوری ضعیف می گردد و چراغ نئونی را روشن می کند.

راستی تا به حال این موضوع را تجربه کرده اید؟

یک تصاعد جالب و باور نکردنی (نیما کریمی و طاهر عظیمی)

وقتی بچه بودم، گه گاهی قایق های کاغذی می ساختم و با آن بازی می کردم. گاهی قایق را آن قدر تا می کردم که آنچنان کوچک می شد که قدرت ادامه ی آن کار را نداشتم. همیشه فکر می کردم فقط من نمی توانم این کار را انجام دهم و دوست داشتم بزرگ شوم تا با زور بیشتری قایقم را تا بزنم و بادبانی با لایه های بیشتر درست کنم اما نشد که نشد.

اما تصاعد ما بر می گردد به همان قایق و بحثی که بعد از آن من و طاهر دوستم با هم مطرح کردیم و پیشنهاد می کنم خودتان آزمایش زیر را انجام دهید تا ببینید که محاسبات بنده درست است یا نه.

 یک تکه کاغذ بردارید و آن را از وسط یک بار تا بزنید، سپس دوباره کاغذی که تا کردید را از وسط تا بزنید و این کار را آنقدر که توان دارید ادامه دهید.

اگر ضخامت کاغذ را به طور متوسط 0.1 میلیمتر در نظر بگیریم در صورت تا شدن، ضخامت دو برابر می شود و در مراحل بعدی نیز ضخامت دو برابر مرحله ی قبل خود می شود.

آنگونه که در عکس مشاهده می شود،اولین بخش تا زدن را صورت داده ایم از این رو با ادامه کار خواهیم داشت:

n1=0.1      n2=0.2     n3=0.4     n4=0.8

اعداد بالا تشکیل یک تصاعد هندسی را می دهند:

0.1, 0.2, 0.4, 0.8, …

و ما می خواهیم 31امین مرحله را محاسبه کنیم. همان طور که می دانید nامین جمله ی یک تصاعد از فرمول زیر بدست می آید:

a_n = a\,r^{n-1}.

که در آن n نشان دهنده ی شماره ی مرحله ای که می خواهیم محاسبه کنیم، a نشان دهنده ی اولین مرحله و r  قدر نسبت تصاعد است و در این تصاعد داریم:

n=31         a=0.1        r=2

حال 31 امین مرحله را محاسبه می کنیم:

an=107.3741824~107.4 km

همان طور که می دانید ارتفاع قله ی اورست 8848 متر معادل8.85 کیلومتر است.

با تقسیم عددی که از تصاعد بدست آوردیم و ارتفاع قله ی اورست خواهیم دید که اگر یک کاغذ را 31 بار تا بزنیم ضخامت آن تقریبا 12 برابر ارتفاع اورست خواهد شد.

شاید باورش کمی مشکل باشد اما واقعیت دارد و امتحانش هم مجانی است. در ضمن حواستان باشد برای انجام این آزمایش از برگه ی دفترتان استفاده نکنید و این آزمایش متراژ زیادی کاغذ می خواهد.

مطلب ارائه شده توسط آقایان نیما کریمی و طاهر عظیمی تهیه شده است.ضمن تشکر از این عزیزان امیدواریم در آینده همکاری بیشتری با هم داشته باشیم.

اندازه گیری وزن پسر بچه ی توقس!

سوال را با این جمله شروع می کنیم.

پسربچه ای بر روی یک ترازو می ایستد تا وزن خود را اندازه گیری کند،اما ناگهان برای آنکه بسیار نازک نارنجی و توقص تشریف دارد،بر روی ترازو شروع به بالا و پایین پریدن می کند،از آنجا که ما نسبت به تمامی صدمات احتمالی خود را بیمه کرده ایم و ترازوی چینی تهیه نکرده ایم،آسیبی به ترازوی ما وارد نمی شود.

این بچه پس بالا پریدن های متوالی سبب گیج شدن عقربه ترازوی ما شده است،به نظر شما پس از متوقف شدن ایشان بر روی ترازو عددی را که برای وزن ایشان باید اعلام کنیم،چیست؟

الف) نیروی ناشی از گرانش زمین بر جرم شخص یا همان وزن اولیه mg

ب ) نیرویی که از طرف پسر بچه به سطح وارد می شود.

ج ) در حالت کلی هر دو اینها یکسان هستند.

د ) هیچ یک از این موارد رخ نمی دهد و ما با کتک زدن بچه ایشان را ارشاد می کنیم!

بعد از خاموش کردن چراغ اتاق،نور کجا می ره؟

بارها شده بود با هم بحث کرده بودیم،اکثرا هم به دعوا می انجامید.

گاه گاهی که برق می رفت انگار دنیا زیباتر می شد،زیرا وقت سوالات جالب تر پیش می آمد.

بحث راشروع کرد،"برق کجا رفت؟"

من هم که به دنبال سوژه می گشتم،گفتم برق نگاه تو را دید و جایش را مناسب ندید و رفت!

اصرار کرد که نه جدی میگم برق کجا رفت؟راستی وقتی چراغ اتاق را خاموش می کنیم برق کجا می ره؟

یادمه یک کم با هم درباره نور صحبت کردیم که نور می تونه به شکل موج یا ذره باشه،مشکل این بود که تو با هر سوال مطلب جدیدی به ذهنت می رسید،یادمه پرسیدی موج بودن چه فرقی با ذره بودن داره؟

گفتم،نور همانند،الکترون می تواند شکل ذره ای به خود بگیرد،مثلا اگر الکترونی را به سوی صفحه تلویزیون خاموش پرتاب کنیم، یک ذره نورانی پدیدار می شود که از اصابت الکترون به مواد فسفری که پشت صفحه تلویزیون را فرا گرفته به وجود آمده است. نقطه حاصل از اصابت الکترون به روشنی وجه ذره‌ای ماهیت آن را آشکار می سازد.

اما همین نور می توانند همانند الکترون  به توده ابر مانندی از انرژی بدل شود و چنان عمل کند که انگار موجی است گشوده در فضا. هر گاه الکترون به صورت موج نمود کند، کاری می کند که از هیچ ذره‌ای بر نمی آید. مثلاً اگر به مانعی که دو شکاف دارد بر خورد کند، می تواند همزمان از هر دو شکاف گذر کند. هرگاه الکترونهای موج گونه به هم اصابت کنند.

گفت،خوب پس بعد از خاموش شدن لامپ الکترونها به این ور و آن ور برخورد می کنند،پس بر اثر این برخورد انرژی آزاد می شود و این انرژی به صورت درونی درسیم بنا به خاصیت ذره ای و به شکل انرژی الکترومغناطیسی بنا به خاصیت موجی منتشر می شود.درسته؟

نگاه کردم و دیدم برق اومده،نمی دونستم درباره جوابی که شنیده بودم چی بگم،گفتم حتما درسته..

گفت،مسخره می کنی و باز هم ...

راستی نظر شما درباره این سوال چیه؟

نهمین سوالی برای تفکر بهتر تو

گاهی باید رفت تا فرد دیگری جایگزین شود! دنیای این روزها پر است از این رفت و آمدها.

گاهی خودت میروی چون جایگاهت را می دانی مثل هوای گرم که به طرف بالا می رود و جایگزین هوای سرد می شود  و گاهی کاری می کنند که بروی!

گازها از ما انسانها بهتر جایگاهشان را می شناسند،گازها به جریان همرفتی عمل می کنند و قانون را دور نمی زنند!

همانطور که می دانیم در نگاه میکروسکوپیک وقتی یک مولکول از گاز گرم می شود،انبساط حجم می دهد از این رو چگالی آن کاهش پیدا کرده و به طرف بالا می رود،اما در صورتی که محیط بسته باشد این مولکول لازم است جایگزین مولکول دیگری شود از این رو با حرکت به سمت بالا سبب جنبش در کلیه مولکولها شده و مولکولی که چگالی بیشتری نسبت به بقیه دارد را به طرف پایین حرکت می دهد،بنابراین مولکول سردتر به طرف پایین حرکت می کند.این موضوع در صورتی است که جاذبه در محیط وجود داشته باشد.

مرز بین دروغ و واقعیت کجاست؟

به تصویر زیر دقت کنید.یک بطری به طور جالبی در حال تعادل قرار گرفته است و جاذبه را به مبارزه می طلبد!

به نظر شما چه اتفاقی افتاده است؟نکند حقه ای در این شکل نهفته باشد؟

منتظر نظرات دوستان عزیز هستم.

هشتیمن سوال برای تفکر بهتر تو

چرا دانه های برف شش گوشه هستند؟

دانه های برف کریستالهایی از یخ هستند،بلورهایی که مولکولهای آن به شیوه خاصی کنار هم قرار گرفته اند. مولکولهای یخ به صورت شبکه ای شش وجهی در اثر تراکم مستقیم بخار آب به یخ در کنار هم قرار می گیرند.الگوی زیبای دانه های برف با رشد خود کریستالهایی را پدیدار می کنند اما چیزی که سبب قرار گیری آنها در کنار هم و شکل کریستالی می شود شکل خود مولکولهاست.

شکل مولکول آب  و زاویه اتمهای هیدروژن با همدیگر باعث می شود بلورهای آب که در شرایط مشابه بی وزنی قرار می گیرند شش گوشه باشند.

مهمترین نیرویی که باعث به هم پیوستن مولکولها به هم می شود نیز پیوند هیدروژنی است که با اتمهای اکسیژن مجاور خود برقرار می کنند.

از این رو این پیوند های هیدروژنی سبب ایجاد وجهی شش گوشه می شوند.

هفتمین سوال برای تفکر بهتر تو (پاسخ نامه)

سوال این بود،چرا ظرفیت گرمایی آب بالاست؟

با تشکر از دوستانی که برای ما نظر نهادند.قسمت دوم این بخش را به بررسی علت این پدیده اختصاص می دهیم.

همانطور که می دانیم دراطراف شبکه ی بلوری یخ،هر مولکول H2O ،چهار پیوند هیدروژنی با مولکولهای اطراف خود ایجاد می کند در حالی که در آب مایع، تعداد پیوندهای هیدروژنی اطراف هر مولکول H2O با مولکولهای مجاور خود کمتر است. بنابراین هنگامی که یک قطعه یخ گرما جذب می کند، مولکولهای H2O که با جذب گرما به ارتعاش درآمده اند، این گرما را سریعاٌ به مولکولهای مجاور خود منتقل می کنند و درنتیجه دمای یخ راحت تر و زودتر بالا می رود.

از سوی دیگر یخ دارای ساختاری بلوری با شش گوشه هایی منظم که درون آن فضاهای خالی است،می باشد از این رو این ساختار بلوری با اندک گرمایی گسسته می شود.اما در آب، مولكولها به وسیله‌ی پیوندهای قوی هیدروژنی و بدون این محدودیت و بدون ساختاری منظم به یكدیگر متصل هستند. در چنین شرایطی برای سست كردن یا پاره كردن این پیوندها و به حركت درآوردن مولكولها و سرانجام افزایش دمای آب، نیاز به دادن انرژی و گرمای زیادی داریم و درنتیجه ظرفیت گرمایی آب در حالت مایع بیشتر می‌باشد.

از این رو می توان چنین بیان کرد که ظرفیت گرمایی ویژه آب در هنگامی که به صورت مایع می باشد نسبت به حالتهای دیگر آن (یخ و بخار) بیشتر است.

ششمین سوال برای تفکر بهتر تو (پاسخ)

به اول محرم که نزدیک می شویم،اولین چیزی که ذهن ها را مشغول می کند،عطش است و دومین آن آتش.

این روزها شمریان بحث از کشتن و میکنند و عاشقان دم از وعده دیدار می زنند.

در ششمین سوال برای تفکر بهتر تو،بحث ما در این بود که چرا محیط اطراف آتش می لرزد؟

از آنجاکه پاسخ ارائه شده توسط همکار محترم خانم معظمی کامل بود،متن پاسخ ایشان را برای نقد خدمت شما عزیزان قرار می دهم.

"در حقیقت علت اصلی لرزش در اطراف آتش جابه جا شدن هوای گرم و سرد اطراف  شعله است .هوایی که به شعله نزدیکتر است گرمتر می باشد و هوایی که از شعله دورتر است ، سردتر می باشد.به همین دلیل این دو توده هوا به علت اختلاف چگالی که پیدا می کنند جای خود را با هم عوض می کنند و این جابه جایی هوا باعث ایجاد  لرزش هوا در اطراف شعله می شود.

هنگام بنزین زدن هم همین حالت اتفاق می افتد.با این تفاوت که علت گرم و سرد شدن هوای اطراف باک بنزین این است که نقطه تبخیر بنزین پایین است و در دمای معمولی هم می پرد و به عبارتی به نقطه جوش می رسد.اما گرمای لازم برای رسیدن به نقطه جوش را از هوای اطراف می گیرد.پس هوای اطراف سرد می شود
و جای خود را با هوای دورتر از باک که دمایش بالاتر است عوض می کند.این جابه جایی باعث ایجاد لرزش می شود."
اگر هریک از دوستان و خوانندگان در مورد این موضوع نظری دارند خوشحال می شوم نظر خود را در این زمینه بیان کنند.

راستی این روزها،اشک ها از پشت آتش گریان تر به نظر می رسد...

ششمین سوال برای تفکر بهتر تو

یادمه سالها قبل بود که اولین لاستیک کامیون را آتش زدیم.چقدر هم فحش شنیدیم.

اون روزها بچه بودیم و علاقه مند آتش بازی های بزرگ،محیط اطراف آتش حسابی برامون جالب بود.

دو طرف آتش می ایستادیم و همدیگر را دید می زدیم و چه حس قشنگی بود وقتی شناور دیده می شدیم.

اون وقتها یاد گرفتیم هر چه شعله بزرگتر باشه،تکام خوردن محیط اطراف آتش بیشتره.اما بعدا فهمیدیم هرچه آتش گرم تر باشه و دمای شعله آن بالاتر باشه،تکان خوردن شدیدتره.

اون روزها وقتی برای زدن بنزین به پمپ بنزین می رفتیم و پدرهامون بنزین را بی هیچ نگاهی به زمین می ریختند ما فقط به دنبال آتش گرفتن پمپ بودیم به نظرم می تونستیم نظریه خودمون را اونجا به اجرا بگذاریم.

اما یک موضوع باعث خراب شدن نظریاتمون شد،بنزین بدون اینکه آتش بگیره،محیط اطرافش می لرزید!

اما علت چه بود؟چرا محیط اطراف آتش می لرزد و تکان می خورد؟

برای پاسخ به این موضوع اندکی به سوالات زیر دقت کنید:

آیا همه محیط اطراف آتش یکسان گرم می شود؟

به نظر شما جریان همرفتی (بالا رفتن هوای گرم و جایگزینی هوای سرد) در این لرزش موثر است؟

آیا میان این پدیده و سراب رابطه ای وجود دارد؟

چرا هنگام زدن بنزین هم این لرزش را می بینیم؟

ادامه دارد ...

برای شکستن هر چیزی کافی است آن را سرد کنید!

محکم، سخت و انعطاف‌پذیر؛ این‌ها واژگانی هستند که معنایشان در حالت کلی به نحوه بیانشان بستگی دارد، مثلا اگر آن‌ها را در توصیف یک چمدان به کار بریم، همگی تقریبا یک معنی می‌دهند. اما وقتی پای خصوصیات فیزیکی مواد مختلف در میان است، این کلمات معنی خاص خودشان را پیدا می‌کنند که با بقیه کلمات متفاوت است. 
مثلا همین خصوصیات هستند که باعث می‌شوند بفهمیم چرا ساختن قفل ضدسرقت برای یک دوچرخه یا موتور این‌قدر سخت است. زنجیری را تصور کنید که از الماس ساخته شده باشد، غیرممکن است که آن را با هیچ اره‌ای ببریم، اما همین زنجیر به سادگی با یک آجر خرد می‌شود. الماس بسیار سخت و در عین حال شکننده است، شبیه شیشه. الماس انعطاف‌پذیر نیست؛ یعنی توانایی جذب انرژی و بازگشت به ساختار اولیه‌اش را ندارد. زنجیری که از لاستیک ساخته شده باشد، بسیار انعطاف‌پذیرتر از نوع الماسی آن خواهد بود. شما می‌توانید ساعت‌ها یک زنجیر ساخته شده از لاستیک را با آجر بکوبید بدون آن‌که کوچک‌ترین آسیبی به آن وارد بیاید؛ اما همین زنجیر هم به آسانی بریده می‌شود. 
پس در حقیقت ممکن نیست ما بتوانیم زنجیری بسازیم که هم بسیار سخت و بسیارهم انعطافپذیر باشد. مواد سخت‌تر نمی‌توانند انرژی را جذب کنند و آنها که جذب‌کننده خوب انرژی هستند، نرم‌تر هستند. سختی بیشتر به این معنی است که انرژی کمتری برای شکستن آن‌ها مورد نیاز است. فولاد را در نظر بگیرید؛ قفل‌های دوچرخه همگی از فولاد بسیار انعطاف‌پذیر ساخته شده‌اند. این ماده‌ای است که شما نمی‌توانید با آسانی آن را بشکنید اما آن را با فولاد کربن‌دار سختی مقایسه کنید که برای ساختن ابزارها از آن استفاده می‌شود. فولاد قفل دوچرخه بسیار نرم است، پس می‌توانید ‌آن را به سادگی با قیچی آهن‌بر ببرید.
قفل‌های خوب اما خصوصیت دیگری دارند، یک پوشش سخت بیرونی محافظ لایه نرم وانعطاف‌پذیر داخلی است. اما خب بعضی دزدها می‌دانند که حتی قفل‌های خوب هم نقطه ضعف‌هایی دارند؛ تقریبا هر ماده‌ای حتی فولاد انعطاف‌پذیری‌اش را با سرما از دست می‌دهد. یعنی شما به نیروی کمتری برای شکستن آن نیاز خواهید داشت. مقاومت فلزات از دمایی خاص به نام دمای گذار افزایش می‌یابد و در دمای پایین‌تر از آن، بسیار شکننده خواهند شد. تعیین این دمای گذار، موضوع علم متالورژی است. شاید باورتان نشود، اما دقیقا همین پدیده بود که باعث شد کشتی عظیم تایتانیک در برخورد با یک کوه یخ شناور شکافته شده و درنهایت غرق شود!
در مورد زنجیر قفل دوچرخه هم همین ماجرا برقرار است. اگر زنجیر را با اسپری هوای فشرده (در حقیقت دی فلوئور اتان فشرده شده) تا 25 درجه سانتی‌گراد زیر صفر سرد کنید، حتی انعطاف‌پذیرترین قفل‌ها هم آن‌قدر شکننده می‌شوند که با ضربه چکش می‌شکنند. پس در حقیقت هیچ کاری وجود ندارد که سازندگان قفل بتوانند انجام دهند و باعث برتریشان در جنگ پایان‌ناپذیر با دزدان دوچرخه شود. 
این بدان معنی است که در آغاز قرن بیست‌ویکم هم بهترین راه برای مراقبت از دوچرخه‌تان، بردن آن به داخل جایی است که خودتان می‌روید. در این ویدئو می‌توانید ببیند که یک اسپری چطور می‌توانید یک قفل انعطاف‌پذیر را به ماده‌ای شکننده و ترد تبدیل کرده و سپس با ضربه‌ای آن را بشکنید.
به نقل از خبر آنلاین

پدیده پژواک؛گنبد مساجد و عمارت عالی قاپو

مسجد،سالها قبل تداعی کننده محل اجتماع مردم دیندار بود و امروزه،دیگر به شکل گذشته معنا ندارد،شاید به دلایل بسیار مردم از این مکانهای اجتماعی دور شده اند و مسجد تنها تداعی کننده مکان گنبدی شکل است که می توان در آن مراسم های مذهبی و سوگواری برگزار نمود.

اما معماران اسلامی چرا به ساختن محل های اجتماع گنبدی شکل علاقه مند بوده اند؟ اگر اندکی دقت کنیم در تمام مراکزی که می خواهیم صدا به صورت مناسب به افراد برسد،سقف سالن را به صورت گنبدی شکل می سازیم،مثل مساجد،مجلس و ... اما علت چیست؟

در حقیقت علت این امر بهره مندی از یک ویژگی فیزیکی به نام پژواک یا بازتاب صداست.بسیاری از بناهای گنبدی شکل،دارای چنین ویژگی می باشند،که گفتگوی اشخاص در زیر محوطه گنبدی شکل چندین بار دچار رفت و برگشت می شود.

در صورتی که یک سقف به صورت بیضی طراحی شده باشد،گفتگو های چند نفر در یک سوی سالن می توان به خوبی در سوی دیگر سالن نیز شنید.از نظر هندسی این دو نقطه در محل های دو کانون بیضی واقع شده اند،از این رو سخن گفتن در یکی از مرکزهای بیضی ها سبب شنیدن خوب صدا در مرکز دیگری می شود.به این پدیده پژواک صدا می گوییم.

راستی به نظر شما در سازمان ملل شکل سقف به صورت گنبدی طراحی می شود یا تخت؟به نظر شما علت چیست؟

حال سوال این است،آیا پژواک همواره مفید است؟

جواب این سوال بسیار واضح است،خیر.مثلا برای سالن های موسیقی هیچ وقت دوست نداریم پژواکی در فضا ایجاد شود،تا صدای ایجاد شده در هر بخش فقط مختص همان بخش و همان ساز باشد.از مهمترین مراکز ساخته شده ضد پژواک می توان به  عمارت عالی قاپو اشاره کرد.

در این عمارت که در میدان نقش جهان اصفهان قرار دارد،در دیوارهای اتاقی که مخصوص نوازندگان است،حفره هایی وجود دارد که به شکل سازهای موسیقی ساخته شده است اما در حقیقت این حفره ها وظیفه حذف پدیده پژواک را دارند.

راستی تا به حال علائم هشدار دهنده در مناطق کوهستانی پر برف دقت کرده اید؟چرا در این مناطق بوق زدن های ممتد اشکال دارد؟به نظر شما چه ارتباطی برای سقوط بهمن و پدیده پژواک و تشدید وجود دارد؟

توضیح شکل : عالی‌قاپو به ترکی به معنی «درگاه بلند» ساختمانی است که در واقع درب ورودی دولتخانه صفوی بوده‌است و در ابتدا شکلی ساده داشته و به مرور زمان و در طول سلطنت شاه عباس طبقاتی به آن افزوده شدند و در زمان شاه عباس دوم ایوان ستوندار به آن افزوده شد. این بنا در ضلع غربی میدان نقش جهان و روبروی مسجد شیخ لطف الله واقع شده‌است. ارتفاع آن ۳۶ متر است و ۶ طبقه دارد که با راه‌پله‌های مارپیچ می‌توان به آنها رسید.

منار جنبان اصفهان فیزیک یا جادوگری (قسمت دوم و آخر)!

با نگاهی به این بنا میتوان دریافت،که ظاهر بنا هیچ ویژگی خاصی ندارد اما نکته ی شگفت انگیز آن است که با تکان دادن یک مناره،می توان مناره دیگر را هم به جنبش وادار نمود!

از این رو این بنا به منارجنبان نامیده شده است،اما علت این امر چیست؟

گرچه امروزه جنباندن مناره ها ممنوع شده است،اما چیزی را از دست نداده اید،اگر اندکی به محیط پیرامون خود دقت کنید،مواردی از این قبیل بسیار مشاهده می کنید.

ماشینی که بر روی آن سیستم صدای ویژه ای نصب است،ولوم صدای ضبط خود را بالا می برد،شیشه های ماشین شروع به لرزش می کند!

فردی در گوش شما داد می زند و احساس یک صدای ویز در گوش خود می کنید!

هواپیمایی از نزدیکی محل سکونت شما عبور می کند (بنده خدا کسانی که در نزدیکی فرودگاه مهرآباد هستند) و شیشه های شما می لرزد و برای ترس از ریختن شیشه ها به آنها چسب می زنید!

عبور یک کامیون سبب ایجاد لرزش در ساختمان شما می شود و افراد طبقه های بالاتر این لرزش را بهتر مشاهده می کنند.

همه این موارد بیانگر این موضوع هستند،مولکولها عاشق رقص و نوسان هستند،در صورتی که برای آنها آهنگ دلخواهشان پخش شود! به این پدیده فیزیکی اصطلاحا تشدید می گوییم.

در حقیقت همه اجسام دارای یک فرکانس طبیعی برای خود می باشند و در صورتی که تحت اثر عواملی فرکانس طبیعی سیستم یا جسم با فرکانس ارتعاشی یکی باشد،پدیده تشدید رخ می دهد و مولکولها در بیشترین دامنه نوسان خود شروع به حرکت می کنند.

حال اگر فرکانس نوسانات ارتعاشی محیط اطراف بیشتر از فرکانس طبیعی جسم باشد،جسم متلاشی می شود زیرا دامنه نوسان بسیار بزرگ شده و این یعنی افزایش انرژی،لذا این انرژی زیاد سبب گسسته شدن،پیوند های بین مولکولی و تغییر شکل ماده می شود.

از این رو در منارجنبان نیز با تکان دادن یک مناره سبب می شویم،عناصر مناره دیگر که در مجاورت آن قرار دارد با دریافت بسامد ارتعاشی و انرژی لازم شروع به نوسان و در فرکانس طبیعی خود شروع به حرکت کند،گرچه چیدمان و مصالح بکار رفته در این مناره نیز بر این پدیده اثر گذار است.

توضیح شکل:پل معروف تکوما نروز نماد اشتباهات مهندسی در قرن بیستم می باشد.این پل در یکم جولای ۱۹۴۰ در واشنگتن آمریکا افتتاح شد. قرار بود این پل که با ۱۵۴۲ متر طول سومین پل معلق بلند زمان خود به حساب می آمد ابتکاری نو در ساخت پلهای معلق در دنیا باشد. پل به گونه ای طراحی شده بود که در زمان بروز بادهای شدید حالت آیرودینامیکی مناسبی به خود گرفته و بلند شود در حالی که هیچ واهمه ای از فروپاشی آن وجود نداشت. اما این پل پس از مدتی بسیار کوتاه در ۷ نوامبر همان سال بر اثر بروز یک باد بسیار شدید فروپاشید تا این پل نماد تسلیم سازه های انسانی در مقابل پدیده شوم رزونانس یا تشدید باشد.

راستی در دل انسانها هم ممکنه پدیده تشدید رخ بده؟

منار جنبان اصفهان فیزیک یا جادوگری (قسمت اول)!

یکی از ویژگی های گردشگری در 6 کیلومتری اصفهان بنایی است تاریخی به نام "منار جنبان" که آرامگاه عمو عبدالله از عرفای قرن هفتم می باشد.در این بنا دو مناره که با محیطی در حدود 5 متر و به فاصله ی حدودا 9 متر  از یکدیگر قرار گرفته اند. ارتقاع هر یک از مناره ها در حدود 17 متر می باشد که در پایین قطورتر و در بالا نازک تر و قطر کمتری دارد.

در این سازه شما با تکان دادن یکی از مناره ها شاهد تکان خوردن مناره دیگر خواهید بود و اینجاست که لبخندی از روی شعف سر می دهید! اما حقیقت امر چیست؟

آیا محاسبات خاص و پیچیده ریاضی توسط سازنده آن اعمال شده است؟

آیا مصالح خاصی در این بنا قرار داده شده است؟

شاید بازهم باید به این جمله بسنده کنیم که "هنر نزد ایرانیان است و بس"!

به نظر شما فیزیک می تواند در این جنبش جادویی اثری داشته باشد؟

در این چند پست می خواهیم به این مطلب بپردازیم و با کمک یکدیگر به بیان علت این جنبش و تکان برسیم.

ادامه دارد....

پنجمین سوال برای تفکر بهتر تو

همیشه صدای تق و تق و جلیز و بلیز برام جالب بود،البته برای خانواده ها تو این گرونی اصلا این صدا ها خوب نیست.مثلا وقتی صدای جرقه از یک وسیله الکترونیکی میاد،واویلا...

یادمه خیلی دوست داشتم که روی فرش با جوراب راه برم و بعدش نوک بینی کسی را لمس کنم!چه لذتی می بردیم وقتی دست به شیشه تلویزیون و یا مانیتور منزلمون می زدیم و صدای جرقه را می شنیدیم!

بچه های امروزی که دیگه روی پارکت راه می رن این چیزها را تجربه نمی کنند!البته شاید بشه تو بعضی جاها هنوز این شیطنت را انجام داد،مثلا همین دست زدن به شیشه تلویزیون،دستگیره ماشین و یا بیرون آوردن لباس پشمی و ..راستی به تا حالا به صدای جرقه ای که هنگام خاموش کردن تلویزیون ایجاد می شود دقت کرده اید،به نظر شما علت این امر چیه؟

 آیا در منزل شما هم تلویزیون هایی با لامپ های کاتودی پیدا می شود؟

اگر دقت کنید وقتی این وسایل را خاموش می کنیم صدایی ایجاد می شود که گاهی یک تق بلند می باشد اما تا کنون اندیشیده اید که این صدا از چه روی رخ می دهد؟

بیایید کمی به این پدیده دقت کنیم.

به نظر شما یک تلویزیون از چه وسایل و چه جنس های مختلفی ساخته شده است؟

آیا ضریب انبساط همه این وسایل یکسان است؟به نظر شما کدام وسایل ضریب انبساط بالاتری دارد؟

آیا انبساط و انقباض می تواند بر این صدا موثر باشد؟

همانطور که میدانیم شیشه و پلاستیک هنگامی که با جسم دیگری مالش داده شوند،دارای بارالکتریکی می شوند و الکتریسیته ساکن بر روی آنها قرار می گیرند.

از سوی دیگر بارهای مثبت و منفی تمایل به جذب یکدیگر و ایجاد تخلیه الکتریکی که غالبا با صدا همراه می باشد،هستند.

با توجه به توضیحات بالا سطح شیشه ای و پلاستیکی این وسایل چه تاثیری بر این صدا دارند؟

چهارمین سوال برای تفکر بهتر تو (سقوط آزاد،دوک،ماهی)

آیا ماهی ها در سقوط از یک ارتفاع آسیب می بینند؟

دوک،شاید بعضی ها را یاد دوک نخ ریسی مادربزرگها بندازه شاید هم یاد دوک ناتینگهام و نیش نیش سریال رابین هود!

بعضی ها از سقوط یاد افتادن از چشم عزیزانشان می افتند و بعضی یاد سقوط آزاد،بعضی ها هم یاد سوالات کنکور!

و ماهی،یادمه چقدر این کلمه را برات تکرار می کردم،برای من یادآور توست اما برای تو یادآور یک غذا و یا موجودی که در آب شنا می کند و باید سر سفره هفت سین همیشه باشد!

همیشه حرکت ماهی های قزل آلا برایم جالب بود،ماهیانی که یک مسیر طولانی را طی می کنند تا با بازگشت دوباره به موطن خود،تخم ریزی کرده و سپس جان سپارند.در این مسیر از آبشارها فرو می افتند و در جریان تند رودها شنا می کنند،برای آنکه به مقصد خویش برسند و با این عمل خویش به ما نشان می دهند که طبیعت بر نظم می چرخد و خداوند برای آفرینش تاس نمی اندازد.

اما آیا ماهی ها،در صورت افتادن از یک آبشار دچار آسیب می شوند؟بیایید به این سوال به صورت زیر فکر کنیم.

fish

اول : وقتی یک جسم به آب برخورد می کند از سوی جسم به آب و از سوی آب به جسم نیرویی وارد می شود.(قانون سوم نیوتن)

دوم : هر چا سطح جسم کوچکتر فشار وارد شده بر جسم بیشتر است یا کمتر؟(دقت کنید جسم در آب سقوط می کند همانند شناگری که از یک ارتفاع به داخل یک استخر می پرد)

سوم : شکل اغلب ماهی و نحوه افتادن آنها از ارتفاعات زیاد به شکل دوک می باشد،به نظر شما آیرودینامیک شدن ماهی در این حالت را چگونه می توان توجیه کرد؟

خوب حال که به سوالات بالا دقت کردید،آیا می توانید بگویید،ماهی ها در صورت افتادن از یک آبشار بلند دچار آسیب می شوند؟برای پاسخ خود چه دلیلی دارید؟

سومین سوال برای تفکر بهتر تو

مورخان و تاریخ نویسان معتقدند که قدمت ورزش کهن سومو (sumo) به دو هزار سال پیش باز میگردد، اگرچه مانند بسیاری از ورزشهای گروهی ژاپنی هرگز به عنوان یک ورزش پیشرفته و حرفه ای تا سال 1600 میلادی مطرح نشد و در کل از قوانین دست و پا گیر و سنتی برخوردار بوده است که تا حدی آن را از سایر ورزشها متمایز می نماید.

سومو نوعی کشتی ژاپنی است و جزو ورزشهای سنتی این سرزمین محسوب می شود. در زمانهای بسیار دور آن را به خدای شینتو (Shinto) نسبت میدادند که مظهر قدرت و استواری بود و امروزه نیز بسیاری از آداب و رسوم و تشریفات مذهبی ژاپنیها به پیروی از شینتو برگزار می شود.

یک سبک کشتی ژاپنی است که در آن وزن، اندازه و قدرت در درجه اول اهمیت قرار دارد. اگرچه سرعت و ناگهانی بودن یورش نیز مفید است. هدف شرکت‌کنندگان این است که حریف خود را از رینگ (به قطر ۴ متر و ۶۰ سانتی‌متر) بیرون انداخته یا او را وادار کنند تا یکی از اعضای بدن خود (به‌جز کف پا) را بر زمین گذارد.

دو نفر سومو کار ژاپنی تصمیم میگیرند با هم مبارزه کنند.یکی از آنها وزنش دو برابر دیگری است  اما از لحاظ هیکل چندان ورزشکاری نیست ولی نفر دوم که وزن کمتری دارد بسیار هیکل ورزش کاری دارد،به نظر شما احتمال برد کدامیک از این دو بیشتر است؟


چرا آب خیس است؟

میدونی وقتی اشک میریزی چه اتفاقی می افته؟یا وقتی عرق میکنی؟

به نظرت اشکی که روی گونه هات قرار می گیره چرا به یکدفعه پایین نمی ریزه؟

واژه خیس بودن بیشتر به توانایی مایع برای چسبیدن به یک سطح جامد بیان میشه.مثلا جیوه مایع خیلی خیسی نیست چون وقتی روی یک سطح قرار می گیره شروع به غلتش می کنه.دلیلش هم ساده است اتم های جیوه به سادگی الکترونهای خارجی خودشان را از دست نمی دهند پس با دیگر سطوح پیوند الکترواستاتیک برقرار نمی کنند و ترجیحا به پیوند فلزی خود تکیه می کنند.

جیوه

اما مولکولهای آب قطبی هستند و پیوند قطبی دارند از این رو می توانند پیوندهای الکترواستاتیکی ضعیفی با مواد دیگر برقرار کنند.از این رو آب را نسبت به جیوه خیس تر می نامیم.

مولکول آب

راستی بیاد داشته باشیم خشک ترین مایع "هلیوم مایع" است.به نظر شما چرا این مایع از آب خیس تر نیست؟

دومین سوال برای تفکر یهتر تو

در شکل زیر بالا رفتن آب در یک لوله مویین نشان داده شده است.اگر در نقطه A سوراخ ریزی ایجاد شود:


الف) سوراخ A زیر نقطه B است در نتیجه آب بیرون می ریزد.

ب ) به علت خاصیت مویینگی آب از نقطه A بیرون می ریزد.

ج ) هوا از سوراخ A عبور می کند زیرا سوراخ بالای نقطه C است.

د ) آب و هوا از سوراخ عبور نمی کنند زیرا کشش سطحی جلوی آن را می گیرد.

و ) فشار هوای بیرون مانع خروج آب از سوراخ می شود.

به نظر شما از جوابهای بالا کدام گزینه یا گزینه ها می تواند صحیح باشد.

موفق باشی اندیشمند من.

اولین سوال برای تفکر بهتر تو.

میدانیم اگر ظرفی پر از آب را بر روی آتش بگذاریم (مطابق شکل زیر) در آن جریان همرفتی ایجاد می شود.

این جریان همرفتی به این دلیل ایجاد شد که شعله در مرکز ظرف آب آن ناحیه را گرم کرد و چگالی آن کاهش یافت.در اثر نیرویی ارشمیدس گونه این آب گرم شده از مرکز به سمت بالا می رود و آب سردتر با چگالی بیشتر که در سطح قرار دارد از کناره های ظرف به پایین می آید و جای آب گرم را می گیرد.اگر آب بالا رفته در سطح خنک شود این جریان می تواند ادامه یابد.

حال حالتی را در نظر بگیرید که ته ظرف کاملا یکنواخت گرم شده باشد (مطابق شکل زیر)

در این حالت چه بلایی بر سر جریان همرفتی خواهد آمد؟آیا جریان همرفتی ایجاد خواهد شد؟اگر ایجاد شود مسیر آن چگونه است؟آب گرم شده از مرکز به سمت بالا می رود یا از کناره ها؟

پرسش شماره 80.باشگاه فیزیک