نامه ناسا به دانش آموز 7ساله!

در پی مکاتبه یک دانش آموز هفت ساله انگلیسی با آژانس فضایی ناسا و ابراز علاقه‌مندی او برای فضانورد شدن در آینده، روابط عمومی ناسا در نامه ای از او قدردانی و هدایایی برای این کوچکترین داوطلب فضانوردی ارسال کرد.
«دکستر» که با شنیدن خبرهایی درباره پروژه «مارس وان» (اعزام افراد داوطلب به سفر بی بازگشت به مریخ) تصور کرده بود ناسا به دنبال فضانوردانی برای سفر به مریخ است نامه ای به این شرح به ناسا نوشت: «ناسای عزیز، اسم من دکستر است، من شنیده ام که شما می خواهید دو نفر را به مریخ بفرستید، من هم دوست دارم بیایم، اما نمی توانم. در آینده دوست دارم بیایم. برای این که فضانورد بشوم چه کارهایی باید انجام بدهم؟. با تشکر دکستر»
 
روابط عمومی سازمان فضایی ناسا هم ضمن با ارسال چند پوستر در نامه ای این کودک را مورد تشویق قرار داد.
در این نامه آمده است: «به نیابت از ناسا، ممنونیم که برای ما نامه ارسال کردید. ناسا می خواهد که بدانید تفکرات و علاقه برای تحقیقات فضایی آینده شما برای ما حائز اهمیت است و امیدواریم تا آنجا که می توانید به یادگیری برنامه های فضایی، ماموریت ها و یافته های ناسا ادامه دهید. فکر کن، تا چند سال دیگر شما می توانید به عنوان یکی از پیشروان این صنعت به درک بهتر انسان ها از سیاره زمین و فضا کمک کنید. در زیر وب سایت های ناسا آورده شده است که حاوی اطلاعات مفیدی در خصوص فعالیت ها و برنامه های فضایی ناسا می باشند. اگر شما یا مدرسه تان رایانه ای که قابل اتصال به اینترنت باشد ندارد می توانید به کتابخانه عمومی محلتان رجوع کنید و از رایانه های آنها استفاده کنید. باز هم از نامه شما ممنونیم. به علاقه شما به ناسا ارج می نهیم. ناسا موفقیت شما را در کسب نمرات خوب در مدرسه آرزو می کند.»
جهت ورود به سایت ناسا کلیک کنید.

دوستان لطفا این عمل را با عملی که اساتید دانشگاه یا حتی معلمان با دانشجویان و دانش آموزان انجام می دهند،مقایسه کنید،داریم به کجا می رویم؟

یارد یکای اندازه گیری پادشاهی

این روزها همه چیز را با اندازه می سنجیم حتی دوستی هامون را،دقت کردین،میگیم فلانی اصلا نمی ارزه،فلانی ارزش .... (جای خالیش بی ادبیه و من که بی ادب نیستم!) نداره و ...

دقت کردید بیشتر آدمها وقتی از خرید تلویزیون صحبت می کنند،از واحد اینچ استفاده می کنند،مثلا تلویزیون 40 اینچه و بیشتر اونها هم یک چیز را می دانند هر چه اینچ بزرگتر تلویزیون بزرگتر! راستی ما که میدونیم اینچ 2.54 سانتی متر هست و وقتی از اینچ تلویزیون،مانیتور و موبایل صحبت می کنیم،فاصله گوشه های مستطیل شکل (یا اندازه قطرها) مد نظرمون هست،درسته؟

قربونشون برم بعضی ها هم شدن یک پارچه واحد اندازه گیری،مثلا میگن فاصله هر قدم ما نیم متره،یا فاصله دو دست باز ما یک متر ونیم هست و ... آدم را یاد شاه هنری و سیستم اندازه گیری هاش میندازه.

شاید برای شما هم جالب باشد که یارد را اولین بار یک پادشاه انگلیسی به نام شاه هنری اول،تعریف کرد،ایشان فاصله میان نوک انگشت دست مبارک خود را از نوک بینی مبارک به نام یارد نام گذاری نمود و دستور داد این فاصله به عنوان یک یکای اندازه گیری مورد استفاده قرار گیرد.

هنوز هم این کشور متمدن از این واحد اندازه گیری استفاده می کند و جالب آن است که در کتابهای خود نیز از این واحد اندازه گیری نام می برند بدون آنکه به پیشینه آن اشاره کنند.

اما دوستان بد نیست بدانید در اغلب کشورها خرید پارچه هنوز با واحد اندازه گیری یارد انجام می شود،خوب حکم شاهانه است و لازم الاجرا.

توضیح :
یارد (به انگلیسی: yard)‏ مخفف: yd، واحد اندازه‌گیری طول انگلیسی و برابر 91.44 سانتی متر می باشد.

ریسمان ذهنی

 شيوانا سکوت کرد و هيچ نگفت.

وقتى شبانگاه، گروه به آنسوى کوهستان رسيدند و در معبد شروع به استراحت نمودند. شيوانا در جمع شاگردان سوالى مطرح کرد و از آنها خواست تا اثرگذارترين خاطره اين سفر يک روزه را براى جمع بازگو کنند. تقريبا تمام اعضاى گروه مسخره کردن صبحگاهى جوانان کنار جاده را به شکلى بازگو کردند و در پايان خاطره از اين عده به صورت جوانان خام و ساده لوح ياد کردند.

شيوانا تبسمى کرد و گفت: شما همگى متفق القول خاطره اين جوانان را از صبح با خود حمل کرديد و در تمام مسير با اين انديشه کلنجار رفتيد که چرا در آن لحظه واکنش مناسبى از خود ارائه نداديد!؟

شما همگى از اين جوانان با صفت ساده لوح و خام ياد کرديد اما از اين نکته کليدى غافل بوديد که همين افراد ساده لوح و بى‌ارزش تمام روز شما را هدر دادند و حتى همين الآن هم بخش اعظم فکر و خيال شما را اشغال کردند.

اگر حيوانى که وسايل ما را حمل مى‌کرد توسط افسارى که به گردنش انداخته شده بود طول مسير را با ما همراهى کرد، آن جوانان با يک ريسمان نامريى که خود شما سازنده آن بوديد اين کار را کردند!!!

در تمام طول مسير بارها و بارها خاطره صبح و تک تک جملات را مرور کرديد و آن صحنه‌ها را براى خود بارها در ذهن خويش تکرار کرديد.

شما با ريسمان نامريى که ديده نمى‌شود ولى وجود داشت و دارد، از صبح با جملات و کلمات آن جوانان بازى خورده‌ايد. و آنقدر اسير اين بازى بوده‌ايد که هدف اصلى از اين سفر معرفتى را از ياد برده‌ايد. من به جرات مى‌توانم بگويم که آن جوانان از شما قوى‌تر بوده‌اند! چرا که با يک ادا و اطوار ساده همه شما را تحت کنترل خود قرار داده‌اند و مادامى که شما خاطره صبح را در ذهن خود يدک بکشيد هرگز نمى‌توانيد ادعاى آزادى و استقلال فکرى داشته باشيد و در نتيجه خود را شايسته نور معرفت بدانيد

ياد بگيريد که در زندگى همه اتفاقات چه خوب و چه بد را در زمان خود به حال خود رها کنيد و در هر لحظه فقط به خاطرات همان لحظه بينديشيد. اگر غير از اين عمل کنيد، به مرور زمان حجم خاطراتى که با خود يدک مي‌کشيد آنقدر زياد مي‌شود که ديگر حتى فرصت يک لحظه تماشاى دنيا را نيز از دست خواهيد داد.

بعد از خاموش کردن چراغ اتاق،نور کجا می ره؟

بارها شده بود با هم بحث کرده بودیم،اکثرا هم به دعوا می انجامید.

گاه گاهی که برق می رفت انگار دنیا زیباتر می شد،زیرا وقت سوالات جالب تر پیش می آمد.

بحث راشروع کرد،"برق کجا رفت؟"

من هم که به دنبال سوژه می گشتم،گفتم برق نگاه تو را دید و جایش را مناسب ندید و رفت!

اصرار کرد که نه جدی میگم برق کجا رفت؟راستی وقتی چراغ اتاق را خاموش می کنیم برق کجا می ره؟

یادمه یک کم با هم درباره نور صحبت کردیم که نور می تونه به شکل موج یا ذره باشه،مشکل این بود که تو با هر سوال مطلب جدیدی به ذهنت می رسید،یادمه پرسیدی موج بودن چه فرقی با ذره بودن داره؟

گفتم،نور همانند،الکترون می تواند شکل ذره ای به خود بگیرد،مثلا اگر الکترونی را به سوی صفحه تلویزیون خاموش پرتاب کنیم، یک ذره نورانی پدیدار می شود که از اصابت الکترون به مواد فسفری که پشت صفحه تلویزیون را فرا گرفته به وجود آمده است. نقطه حاصل از اصابت الکترون به روشنی وجه ذره‌ای ماهیت آن را آشکار می سازد.

اما همین نور می توانند همانند الکترون  به توده ابر مانندی از انرژی بدل شود و چنان عمل کند که انگار موجی است گشوده در فضا. هر گاه الکترون به صورت موج نمود کند، کاری می کند که از هیچ ذره‌ای بر نمی آید. مثلاً اگر به مانعی که دو شکاف دارد بر خورد کند، می تواند همزمان از هر دو شکاف گذر کند. هرگاه الکترونهای موج گونه به هم اصابت کنند.

گفت،خوب پس بعد از خاموش شدن لامپ الکترونها به این ور و آن ور برخورد می کنند،پس بر اثر این برخورد انرژی آزاد می شود و این انرژی به صورت درونی درسیم بنا به خاصیت ذره ای و به شکل انرژی الکترومغناطیسی بنا به خاصیت موجی منتشر می شود.درسته؟

نگاه کردم و دیدم برق اومده،نمی دونستم درباره جوابی که شنیده بودم چی بگم،گفتم حتما درسته..

گفت،مسخره می کنی و باز هم ...

راستی نظر شما درباره این سوال چیه؟

صدای مرا تغییر داده اند!

بسیاری از افراد عقیده دارند که صدای ضبط شده آنها با صدای واقعی‌شان تفاوت دارد. دلیل این پدیده، مسیرهای متفاوت انتقال صدای خودمان از طریق گوش میانی و صدای بیرون است.

صدای ضبط شده شما متفاوت به نظر می‌رسد، چرا که واقعا متفاوت است. بن هورنزبی، استاد صداشناسی دانشگاه وندربیلت می‌گوید: «زمانی‌که صحبت می‌کنید، تارهای صوتی گلوی شما ارتعاش می‌کند. این ارتعاش همچنین باعث می‌شود پوست، جمجمه و حفرات دهانی شما نیز به ارتعاش درآید؛ و این نوسانات به شکل صوت ادراک می‌شود.» این ارتعاشات با امواج صوتی که از دهان شما به پرده صماخ گوشتان منتقل می‌شوند ترکیب شده و به صدای شما کیفیتی می‌بخشد که هیچ کس دیگری به غیر از خود شما آن را آن را نمی‌شنود.

زمانی‌که شما صدای خود را از یک بلندگو یا ضبط صوت می‌شنوید، این صدا را تنها به واسطه هدایت صوتی هوا درک می‌کنید. هورنزبی می‌گوید: «صدایی که ما به این شکل می‌شنویم، فرکانس پایین‌تری نسبت به ارتعاشات استخوانی دارد. دلیل اینکه ما صدای طبیعی خود را دوست داریم، این است که غنی‌تر و قدرتمندتر است.»

هورنزبی در پایان می‌گوید: «بسیاری از افراد مرتب دکمه بازپخش ضبط صوت را فشار می‌دهند؛ چرا که ذهن حاضر نیست قبول کند صدای غریبه‌ای که می‌شنود، صدای خود ما است.»

منبع : خبرآنلاین