برای اینکه بهش گیر ندم گفت : راستی از ماشین های کوکی چیزی یادت هست؟

گفتم : آره یادش بخیر.ماشین های کوکی با یک وسیله همیشه پیوندی ناگسستنی داشتند،فنر.

فنر وسیله ای بود که برای ماشینهای کوکی ما خیلی کاربرد داشت.هرچقدر کلید ماشین کوکی را بیشتر می پیچوندیم،بیشتر و با سریعتر حرکت می کرد.


بعدها فهمیدم با پیچاندن فنر انرژی در آن ذخیره می شود که به آن پتانسیل کشسانی می گویند.

گفتم : به نظرت چطور می تونستیم سرعت ماشین را نسبت به حالت قبل دو برابر کنیم؟

گفت : خیلی ساده ست اگر بخواهیم ماشین با سرعت دوبرابر حرکت کند،باید دوبرابر حالت قبلی فنر را فشرده کنیم.

دقیقا با اینکار انرژی بیشتری در فنر ذخیره میشه، طبق قانون پایستگی انرژی ( انرژی نه بوجود می آید و نه از بین میرود بلکه از حالتی به حالت دیگر و از جسمی به جسم دیگر منتقل می شود.) 

خوب به نظرت در مورد بارهای الکتریکی قانونی وجود داره؟

گقت : قانون پایستگی بارالکتریکی که میگه :" بار الکتریکی نه بوجود می آید و نه از بین میرود بلکه  از جسمی به جسم دیگر منتقل می شود".

نگاهش کردم و گفتم : دقیقا همین طور است،یک چیز دیگه،همون طور که انرژی پتانسیل ذخیره شده در فنر را به مقدار فشردگی فنر نسبت می دادیم،در مورد بارهای الکتریکی هم لازم است انرژی پتانسیل الکتریکی را به یک چیز دیگه نسبت بدیم که باهاش رابطه مستقیم داشته باشه.

صدای تق دوباره منو به خودم آورد،اینبار بسیار بلند تر و شدیدتر از قبل.

میخندید،گفت براش خیلی زحمت کشیدم کلی رو زمین جورابامو کشیدم.

گفتم : کاملا درسته بارالکتریکی هرچه بیشتر باشد،انرژی الکتریکی هم بیشتر است.

گفت : یعنی هرچی من بیشتر خودمو رو زمین میکشم بیشتر باردار میشم درسته؟

گفتم: آره همینطوره، انرژی پتانسیل الکتریکی رابطه مستقیم با بارالکتریکی داره،دیگه طعم هوای ریه سوز اتاق و بوی جورابهای دم کردش اذیتم نمیکرد.

داشتم بالاخره فرق این دو تا را متوجه میشدم.

ادامه دارد ....