بارها می شد که به آتش چشم می دوختم و از خودم می پرسیدم : "چرا آتیش را می تونم ببینم و نور را نه؟". مگه هر دوتای اونها نور ندارند!

واژه نور اونقدر کلی بود که نمی تونستم بین اونها را تمایز بدم.

سالها گذشت و من همیشه در فکر این که چرا نور بی رنگه اما اجزای آن دارای رنگهای مختص خود هستند.مثلا با منشور می تونیم نور سفید را به طیف های بنفش،نیلی ،آبی ،سبز،زرد،نارنجی و قرمز تقسیم کنیم.

واقعا ماهیت این کلمه سه حرفی چیست که این همه در موردش می شنویم.

مثلا در مورد افراد پاکدامن و افراد بدطینت.روانشناسان می گویند اگر از دیدن انسانی خوشحال می شوید اطراف او هاله ای از نور وجود دارد که به شما انرژی مثبت را صادر می کنند.

و اگر از دیدن افرادی رنج می برید باید از آنها دوری کنید تا در تیرس حمله انرژی و امواج مضری که آنها صادر می کنند نباشید.

این را که فهمیدم در هنگام عبور از کنار آدمهای بد جا خالی می دادم و ادای نمو در فیلم ماتریس را در میاوردم!

همه فهمیده بودند که عقل درست و حسابی ندارم اما ...

مهربانان واقعا نور چیست؟چرا خداوند را در دعای جوشن کبیر نیز با عبارت "یا نور النور،یا منور النور" می خوانیم؟

این ها سلسه مطالبی است که باید با کمک یکدیگر متوجه شویم.

لذا در صدد  آن بر آمدم تا مباحثی را تحت عنوان ماهیت نور با عزیزانم بیان کنم.امیدوارم مورد پسند قرار گیرد.

در ابتدا لازم است به این نکته بپردازیم که بررسی نور از دو بخش کلی صورت می پذیرد : ماهیت نور و ظاهر نور.

اما در ابتدا لازم است به این نکته بپردازیم که برای بیان هر چیز لازم است به علت آن بپردازیم.

نورها غالبا برای انتشار در محیط نیازمند چشمه و منبع تولید کننده هستند.از این رو این منبع می تواند یک وسیله مانند لامپ (که انرژی الکتریکی را به گرما و نور تبدیل می کند) و یا یک منبع بزرگ مانند خورشید (که از واکنش های هسته ای تولید انرژی گرمایی و نور می کند) باشد.

اما آیا به این نکته توجه کرده اید: دمای رشته ملتهب لامپ و خورشید بالاست؟

در حقیقت می توان گفت : "نور از حرکت شتابدار الکترونها سرچشمه می گیرد و پدیده ای است الکترومغناطیس که خود بخش کوچکی از طیف های الکترومغناطیس می باشد."

توجه کنید: بخش کوچک از این رو نوری را که ما این همه در موردش سخن می گوییم بخش کوچکی از دریای طیف الکترومغناطیس می باشد.

راستی خداوند نور است یا طیف الکترومغناطیس؟

ادامه دارد ....