داستان از سالها قبل شروع شده بود،سوالی که سیاست در آن دخالتی نداشت.جهان با دانشمندان و انسانهای فرهیخته دست و پنجه نرم می کرد و در کثافت سیاسیون،چشم به اندیشه های پاک دوخته بود.

داستان از آنجا شروع شد که رادرفورد با ساختن یک وسیله و شتاب دادن ذرات آلفا با استفاده از میدان الکتریکی به سمت ورقه های طلا توانست نشان دهد،اتم ها از اجزای مختلفی تشکیل شده اند و خط بطلان بر این نظریه کشید،"اتم غیر قابل تجزیه است".

در آن زمان با آزمایش این نخبه ی جهانی مشخص شد،اتمها قابل تجزیه به ،الکترون (بار منفی)،پروتون (بار مثبت) و نوترون (بدون بار) هستند.

مدل جهانی برای تشریح جهان تغییر کرد و ذرات بنیادی به صورت مدل رادرفورد دنیا را تکان داد.

اما از آنجا که همیشه بشریت به دنبال کشف حقایق است،با این سوال همواره دست و پنجه نرم می کرد،آیا مدل رادرفورد بهترین مدل جهت توضیح جهان هستی است؟

مفهوم جرم چیست؟جرم از کجا پدید آمده است و هزاران سوال دیگر که بشریت به دنبال حل آن بود و مدل اتمی رادرفورد و توصیف او از جهان هستی هنوز نمی توانست پاسخی در برابر این سوالات بدهد.


ادامه دارد ....

توضیح :

رادرفورد مقداری از یک ماده رادیو اکتیو (کلرید رادیم) را در یک محفظه سربی قرار داد و یک صفحه فلوئورسان در مقابل روزنه آن گذاشت، لکه‌ای نورانی روی صفحه فلوئورسان مشاهده شد. سپس یک میدان الکتریکی یا مغناطیسی در اطراف روزنه قرار داد و مشاهده کرد لکه نورانی تبدیل به سه لکه نورانی شد و این اشعه‌ها را نامید.
اشعه آلفا به قطب منفی منحرف می‌شد پس نتیجه گرفت بار مثبت دارد. اشعه با انحراف بیشتری به سوی قطب مثبت می‌رفت، پس دارای بار منفی بود، اشعه نیز در هیچ میدانی منحرف نمی‌شد.