ف ف ف ف ف ف ف ف وای ... وقتی شروع به فین کردن می کرد حسابی حالمون بهم می خورد،هر بار هم با تعجب نگاه می کرد به دور و ورش و یک لبخند تحویل ما میداد!

گاهی هم توی دستمال را نگاه میکرد تا شاهکارش را ببینه،به قول یکی از دوستان فکر می کرد توی دستمال مروارید فین کرده!وای که چه صدایی داشت ....

کار به همین جا تموم نمی شد،قوانین فیزیک را خوب بلد بود یا حس غریزی نمی دانم اما میدونست بر اساس اصل بقای جرم یا همون معادله پیوستگی،در صورتی که یک مایع تراکم ناپذیر از یک محدوده عبور کند،به دلیل آن که جرم همواره ثابت است از این رو جرم وارد شده و جرم خارج شده همواره با هم برابر است بنابراین در صورتی که نوع مایع مزبور تغییر نکند همواره در یک زمان مشخص با کاهش سطح مقطع سرعت خروج مایع افزایش می یابد زیرا داریم:

جرم خروجی = جرم ورودی


از این رو وایی که چه صدای دلخراشی داشت و چقدر سریع نگین سبز والماسش را به هستی عطا می کرد!

البته از قانون پیوستگی جاهای دیگری هم استفاده می کرد مخصوصا هنگامی که می خواست پیپ بکشه! غالبا بعد از روشن کردن توتون روی پیپ ، دستش را جلوی دهانه ی پیپ می گذاشت و دهانه را تنگ می کرد وبعد شروع به پک زدن میکرد.

پیپ خطرناکه

آخه میدونست با این کار سطح عبور هوا را کم می کند و با توجه به معادله پیوستگی با کاهش سطح سرعت عبور هوا و اکسیژن را بیشتر می کرد و سبب می شد،توتون سریعتر آتش بگیرد.

میگفت  این کار نیازمند تمرین و ممارست هست زیرا اگر دهانه خیلی تنگ بشه دیگه اکسیژن کافی به شعله نخواهد رسید و توتون روشن نخواهد شد و چه با افتخار بیان می کرد!

دنیای قشنگی بود البته بدون صداها و رنگهای سبز خروجی،یادش بخیر!

توضیح رابطه :

A1 سطح ورودی،A2 سطح خروجی،V1 سرعت شاره ورودی و V2 سرعت شاره خروجی میباشد.