اصل ارشمیدس با نگاهی متفاوت (قسمت پنجم)
همیشه بحث های ما با مطالبی بود که در تلویزیون و شاید هم ماهواره (ما ماهواره نداریما تا یک وقت گشت امربه معروف و نهی از ماهواره مردم نیاد بالای ساختمون ما و بشقابهای بزرگ را پایین بندازه بعدشم باهاش عکس بگیره) نشون می داد.
آن روز هم با دیدن یک ناوجنگی بحث شروع شد.گفت : بزرگی کشتی را می بینی جل الخالق! چقدر میتونه بشر پیشرفت کنه که برای هواپیما باند دریایی بر روی کشتی یا ناو قرار بده.
اصلا دقت کردی بدنه این کشتی ها را از چی ساختند؟گفتم : بله با آلیاژی از آهن و چدن که بهش فولاد میگن.از طرفی باید این آلیاژ به قدر کافی ضد آب و ضد زنگ و چکش پذیر باشه تا با برخورد به موانع حداقل آسیب را ببینه از طرفی هم باید به اندازه کافی مقاوم باشه تا در دماهای پایین دچار شکنندگی نشه و فاجعه تایتانیک براش پیش نیاد.

گفت : خوب حالا یک سوال،اگر یک سنگ را درون آب بندازیم چی میشه؟
گفتم : میره ته آب هیچ غواصی سنگ را شناور روی آب ندیده.
بهم نگاه کرد و گفت : میبینی چقدر زود قضاوت می کنی،اگر سنگ دارای حفره باشه و هوا درونش نفوذ کرده باشه میتونه روی آب بمونه مثل سنگهایی که حالت اسفنجی دارند و بسیار سبک هستند.
در حقیقت اگر سنگ ما چگالی بالاتری از آب داشته باشد در آب غوطه ور و در نهایت ته نشین میشود اما در غیر این صورت می تواند بروی آب شناور بماند.
پس شرط اول: اگر جسمی در مایعی که چگالی آن کمتر است قرار بگیرد غوطه ور خواهد شد.
مثلا چوب نسبت به آب چگالی کمتری دارد پس روی آب شناور می ماند و سنگی که مشابه آن است به دلیل داشتن چگالی بیشتر ممکن است در آب غوطه ور شود.
ادامه دارد ...
وقتي همه با من هم عقيده مي شوند، تازه احساس مي کنم که اشتباه کرده ام.