اصل ارشمیدس با نگاهی متفاوت (قسمت سوم)
یادم میاد بعدها به طبیعت بیشتر علاقه مند شده بود. باهم تصمیم گرفتیم یک آکواریوم بسازیم و با نگاه بهش کمی آرامش پیدا کنیم.
رفتیم و باهزار زور و زحمت یک آکواریوم خریدیم یادمه گیر داده بودی که یک صخره هم بگیریم و تو اون را تزئیین کنی،خاطرم هست که با دستهای کوچیکت تصمیم گرفتی اون را داخل آکواریوم بذاری و بعدشم همش غر میزدی که چقدر سنگین بود الان نشکنه!
باهم آبش را پر کردیم که در اثر بی احتیاطی تو یک دفعه صخره خوشگلت جابجا شد،دستت را بردی تو آب،وای که چقدر شیطون بودی،و جیغ زدی گفتم چی شده عزیزم؟گفتی صخرهه جادویی بوده و سبک تر شده!
آره گلم اون موقع بود که بیشتر مفهوم شناوری و اصل ارشمیدس را می تونستی بفهمی.منم که عاشق سوالات بودم رو کردم بهت و گفتم:به نظرت صخره جادوییه؟یا توی آب این اتفاق می افته؟

صخره را بیرون آوردی و با بالا آوردن از سطح آب فریاد زدی دوباره سنگین شد.
گفتم: عزیزم پس جادویی هست.
گفتی : آره،توی آب سبک تر از بیرون آب هست.
از فرصت استفاده کردم و گفتم: به نظرت وقتی ما هم میریم توی آب سبک میشیم یا سنگین؟
گفتی:سبک چون می تونیم با حبس کردن نفس توی سینه خودمون را روی آب نگه داریم.
گفتم:آفرین پس آب جادو میکنه،یعنی سنگ یا صخره جادویی نیست بلکه به دلیل قرار گرفتن در آب این اتفاق براش می افته.
نگاهم کردی و گفتی : آره پس وقتی جسمی درون آب قرار بگیره سبک تر می شه.
گفتم : دقیقا چون آب یک نیروی جادویی به طرف بالا به جسم وارد میکنه اسم اون نیرو را ما نیروی شناوری میگیم.
نگاهم کردی و گفتی: راستی چرا آدمها وقتی تو گناهاشون شناور میشن،سنگینی گناهشون بیشتر بنظر میرسه؟راستی گناه بر عکس آب جادو میکنه!درسته؟
یادمه فقط نگاهت کردم و گفتم: نازنینم ببین آکواریوم را خوب چیدم.
ادامه دارد....
وقتي همه با من هم عقيده مي شوند، تازه احساس مي کنم که اشتباه کرده ام.