سلام نمیدونم چرا وقتی درد دل می کنم عزیزانم نسبت به من حساس تر می شوند.این متن را به خاطر یک نفر حذف کرده بودم زیرا سبب رنجش بود،مهربانان من از همه اشتباهاتی که بخاطرش ناراحت شدید عذرخواهی می کنم.هر پاسخی هم دارید در اینجا قرار بدهید قول می دهم بدون تغییر فقط اضافه کنم.

سلام مهربانم،روزت زیبا!تعجب نکن هنوز هم می توانم برایت آرزوی شادی و سلامتی کنم!

گفته بودم دلم را شکسته اند،نگاهم از انسانها خسته است.گفته بودم ترجیح می دهم تنها باشم در زندگی کسی نباشم.گفته بودم با عشق ناآشنا هستم،اما تو آمدی و مهر را بمن آموختی تورا سپاس.

گفته بودم آنگاه که به زمین فرود آمدم به من گفته شد،دروغ نگویم و نگفتم و دیدم چگونه تو را خرد کردند و من فقط نظاره گر شدم مرا ببخش!

گفتی نگارش را دوست می داری اندیشیدم برای دل پاکت بنویسم نمی دانستم این نگاشتن روزی آهنگ رفتن مرا خواهد سرود،چرا که نا زیبایان از آن نگارش زیبا چه خواهند دانست جز زشتی عشق! مرا ببخش بخاطر سرودن رفتنم با دست خویش!

گفتم عاشق گل بودم و تو را یافتم و ندانستم گل با خارهای اطرافش زیباتر ست اما مرا توان خار نبود از این رو با کوچکترین خراش رها شدم،مرا ببخش که گل بی خار بودم!

دیگر آسمان دلم را به کسی هدیه نخواهم کرد،چرا که همیشه بارانی است !

دیگر اشکهایم را برای کسی نخواهم ریخت زیرا انتظار بازگشت ندارم.

دیگر لبهایم را به دستان کسی نخواهم دوخت،زیرا زخم خورده است و لب به شکایت گشودن را بهتر آموخته است.

مرا ببخش برای دوست داشتن کافی نبودم.اکنون که دیر آمدم مراببخش!

مرا ببخش اگر برای نگاه زیبای تو کافی نبودم ،اکنون که فراموش شده ام مرا ببخش!

مهربانم میدانم برای دوست داشتن پیر شده ام،تنها چند صباح دیگر به من فرصت بده،رفتنم نزدیک است اما بعد از رفتنم خواهی دانست،هرآنچه از عشق آموخته ای جز اوهام نبوده است!

عشق در دل می ماند و عاشق معشوق را به قربانگاه می برد نه از برای ذبح از برای با او ماندن!