نگاهی متفاوت به مبحث دما و گرما (قسمت اول)
یادته جشن تولدت بود و تو فکر می کردی کسی خاطرش نیست! اما ...
وقتی اومدی خونه و چراغ را روشن کردی یک بادکنک را ترکوندم و دورت شروع کردم به فشفشه چرخوندن!
نزدیکت می کردم و تو هم ناز می کردی و می گفتی آخ سوختم! اما همه اینها واسه این بود که من در آغوشت بگیرم و ببوسمت!
می دونستم خیلی دوست داری تو آغوش من آرام بگیری،چون همیشه باهات صادق بودم و عاشقانه دوستت داشتم.

یادته،بهت گفتم: بلا درسته که این ذرات فشفشه در حدود 2000 درجه سانتی گراد دما دارند اما با ریختن آنها پوست زیباروی من نمی سوزد!
تو نگاهی می کردی و من می گفتم : قربونت برم من همه جوره دوست دارم هرچی بگی درسته! و تو با نگاهی نشون می دادی که می دونم نسوختی اما دوست داری خودت رو برام لوس کنی!
بعدها یادمه بهم گفتی: دما معیاری است برای تعیین درجه گرم و سرد بودن اجسام و تنها یک عدد است از این رو وقتی می گوییم دمای جسمی بالاست به این معناست که نسبت به محیط پیرامون خود دمای بیشتری دارد!
یادمه بهم گفتی : اون جرقه ها فقط دمای زیادی داشتند مثل آغوش تو اما دمای بدن تو گرچه پایین تر بود اما گرمای بیشتری نسبت به اون جرقه ها داشت.
یادمه نتیجه گرفتی،گرما به جرم جسم بستگی داره بنابراین اگرچه بدن من دمای کمتری نسبت به جرقه ها داره اما چون جرم جرقه ها بسیار ناچیز است لذا گرمای بسیار کمی دارند اما تو ... عاشقانه دوستت دارم!
یادته اون وقتم در آغوشت گرفتم و گفتم: "آفرین عسل دانشمند من!"
یادمه بهم گفتی:"از این به بعد بیشتر مطالعه می کنم تا بیشتر بیام بغل تو."
ادامه دارد.....
وقتي همه با من هم عقيده مي شوند، تازه احساس مي کنم که اشتباه کرده ام.